گوشه ای از معجزات قرآن کریم

گوشه ای از معجزات قرآن کریم

 

 

جمله ”بسم الله الرحمن الرحيم“ 19 حرف  است، و در آيه 74:30 سوره مدثر آمده است كه نگهبانان جهنم 19 فرشته هستند

و هر كس كه بگويد قرآن سخن انسان است خداوند او را وارد جهنمی ميكند كه 19 فرشته نگهبان آن هستند.

 ما ميدانيم که عدد 19 عدد اول  ( prime number ) است. عدد اول عددی است كه فقط بر خودش و بر يك قابل تقسيم باشد.

افراد مختلفی در گذشته و حال سعی کرده اند که به رمزهای معجزات رياضی قرآن پی ببرند.

در گذشته، يکی از اين افراد پيگيری های زيادی در اين مورد انجام داد و به موفقيت های زيادی "در اين مورد" رسيد.

در سالهای اخيرآقای كورش جم ‌نشان كه در زمان حاضر در تهران زندگی ميكند با يك ماشين حساب كوچك به نتيجه‌ای رسيد

كه شما ميتوانيد آن را امتحان كنيد. او شماره هر سوره را با تعداد آيات آن بصورت زير جمع كرد:

 

بقیه در ادامه مطلب

ادامه نوشته

اميد دادن به نا اميد

همه روز روزه رفتن، همه شب نماز کردن                 همه ساله حج نمودن، سفرحجاز کـــردن


ز مدینه تا به مکه، به برهنه پای رفــــــتن                دو لب از برای لبیک، به وظیفه باز کـــردن


به معابد و مساجد، همه اعتکاف جستن                 زمناهی و ملاهی، همه احتراز کـــــــردن


شب جمعه ها نخفتن، به خدای راز گفتن                  ز وجــــود بی نیازش، طـــلب نیاز کــــردن


به خدا قسم که آن را، ثمر آن قدر نباشــد

                                         که به روی ناامیدی در بسته باز کــــــردن

پیامک های انتظار مهدوی

پیامک های مهدوی سری چهارم+پیامک های انتظار+smsمذهبی+sms مهدوی+sms+پیامک های امام زمانی

  • نویسنده:سيدعباس موسوی
  • تاریخ:
  • عنوان موضوع: پيامك هاي مذهبي(sms)

دوباره جمعه گذشت و قنوت گریان ماند
دوباره گیسوی نجوای ما پریشان ماند

دوباره زمزمه کاسه های خالی ما

پس از نیامدنت گوشه خیابان ماند





خلیل آتشین سخن، تبر به دوش بت شکن
خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیامدی
برای ما که خسته ایم نه،
ولی برای عده ای چه خوب شد نیامدی
تمام طول هفته را به انتظار جمعه ایم
دوباره صبح، ظهر، نه غروب شد نیامدی...





یک لحظه دلم خواست صدایت بکنم
گردش به حریم با صفایت بکنم
آشوب دلم به من چنین فرمان داد

در سجده بیفتم و دعایت بکنم




بر چهره پر ز نور مهدی صلوات
بر جان و دل صبور مهدی صلوات
تا امر فرج شود مهیا بفرست
بهر فرج و ظهور مهدی صلوات

اللهم عجل لولیک الفرج





شیعه یعنی شوق یعنی انتظار
صاحب آیینه تا صبح بهار




دوباره جمعه گذشت و قنوت گریان ماند
دوباره گیسوی نجوای ما پریشان ماند
دوباره زمزمه کاسه های خالی ما

پس از نیامدنت گوشه خیابان ماند


حضرت ولی عصر: چیزی جز گناهان میان ما و شیعیانمان فاصله نمی اندازد.




یک روز به هیئت سحر می آید
با سوز دل و دیده تر می آید
یک روز به انتقام هفتادو دو شمس
با 313 قمر می آید
برای تعجیل در ظهورش صلوات

آیا میدانید سجده درنماز چه اثری بر بدن دارد؟


یک دانشمند غیر مسلمان از اروپا تحقیقات را شامل یافتن بهترین روش برای خارج کردن امواج الکترومغناطیسی که بدن آسیب می رساند را انجام داد.

با گذاشتن پیشانی تان بیشتر از یک بار بروی زمین ، زمین امواج الکترو مغناطیسی را تخلیه خواهد کرد !

سجده بر خاک راهکار دفع امواج الکترومغناطیسی برای شهروندان الکترونیکی
یکی از معضلات عصر الکترونیک و به تبع ان زندگیهای الکترونیکی صدمات و لطمات ناشی از امواج تکنولوژیهای این عصر برای کاربران می باشد.

تجهیزات صوتی و تصویری ، موبایل ، کامپیوتر و ......
یک دانشمند غیر مسلمان (از اروپا) تحقیقاتی را مبتنی بر یافتن راهکاری برای خارج کردن امواج الکترومغناطیسی که به بدن آسیب می رساند، انجام داده است.
جناب آقای غفوریان با استناد به یافته های این دانشمند مطلب جالب و ارزشمندی را تهیه و تنظیم نموده اند که روئیت این مطلب قطعا برای عزیزان خالی از لطف نمی باشد.

سجده بر خاک راهکار دفع امواج الکترومغناطیسی

سجده بر خاک راهکار دفع امواج الکترومغناطیسی

سجده
بدن شما به طور روزانه مقدار زیادی امواج الکترومغناطیس دریافت میکند.
شما امواج الکترو مغناطیس را از طریق تجهیزات الکتریکی که استفاده می کنید و نمی توانید کنار هم بگذارید ونا خواسته این امواج را دریافت می کنید.

سجده بر خاک راهکار دفع امواج الکترومغناطیسی

همچنین از طریق لامپهای روشن که حتی برای یکساعت هم خاموش نمی شوند

سجده بر خاک راهکار دفع امواج الکترومغناطیسی

شما منبعی هستید که مقدار زیادی امواج الکترومغناطیس دریافت می کنید.به عبارت دیگر شما با امواج الکترومغناطیس شارژ می شوید بدون اینکه بفهمید!
سردرد هستید! احساس ناراحتی می کنید!
تنبلی در کار و درد در مکان های مختلف!
این را فراموش نکنید وقتی بعضی از این علایم را احساس کردید!
راه حل همه اینها چیست!!؟؟
با گذاشتن پیشانی تان بیشتر از یک بار بر زمین، زمین امواج الکترومغناطیس مضر را تخلیه خواهد کرد!این شبیه زمین کردن ساختمانهایی است که احتمال برخورد سیگنالهای الکتریکی (مانند رعد و برق) وجود دارد تا امواج از طریق زمین تخلیه شود.
بنابراین سر را بر خاک بگذارید تا امواج الکتریکی مثبت تخلیه شود!
آنچه این تحقیق را بیشتر شگفت انگیز می کند:
بهتر است که پیشانی تان را بر خاک بگذارید!
و آنچه شگفت انگیزتر است اینکه:
بهترین راه که پیشانی تان را بر خاک بگذارید حالتی است که رو به مرکز زمین باشید چرا که در این حالت امواج الکترومغناطیس بهتر تخلیه خواهد شد.
و بیشتر تعجب خواهید کرد وقتی بدانید بر اساس اصول علمی ثابت شده که مکه مرکز زمین است.
و کعبه درست مرکز زمین است!

سجده بر خاک راهکار دفع امواج الکترومغناطیسی

بنابراین سجده در نمازتان:
بهترین راه برای تخلیه سیگنالهای مضر از بدن است !
این همچنین کمال مطلوب برای نزدیکی به قادر مطلق است، او که جهان را اینگونه خلاق آفرید !
موضوعاتی وجود دارد که دلیل انجام قطعی آن را نمی دانیم ، اما دیر یا زود ممکن است شما دلیلش را پیدا کنید !

در هر حال شما باید به خداوند متعال ایمان داشته باشید ، و بدانید هر آنچه برای او انجام می دهید
بهترین برای شماست

ما به خاک نمی افتیم تا امواج الکترومغناطیس تخلیه شود، بلکه برای اطاعت خدای قادر متعال سجده می کنیم! ما به فرمان خدا اعتقاد داریم که همیشه در آن معرفتی است! ایمان ما بخاطر آفریننده است! او همه چیز را می داند!
اما،از آنجا که دلیل علمی وجود دارد لازم است به مردم نشان داده شود تا هرآنچه مسلمانان انجام می دهند را ببینند؛ این برای همه خوب است!
این یافته ها ثابت می کند که جزء جزء برنامه ها و دستورات دین ما هدفمند می باشد.

مجموعه ی احادیث پیامکی:

مجموعه ی احادیث پیامکی:

امام باقر علیه السلام:

بنده گناه مى‏کند و به سبب آن، روزى از او گرفته مى‏شود.
کافى، ج ۲، ص ۲۷۰

-=-=-=-=-=-=-=-=-

امام حسین علیه السلام:
بدرستی که شیعیان ماقلبشان ازهرناخاصی وحیله و تزویرپاک است
فرهنگ سخنان امام حسین(ع)، ص ۴۷۶

-=-=-=-=-=-=-=-=-

امام علی علیه السلام:
از نافرمانى خدا در خلوت ها پروا کنید، که بیننده همان حاکم است.
نهج البلاغه، کلمات قصار

-=-=-=-=-=-=-=-=-

امام علی علیه السلام:
هیچ آیینی ، با نادانی رشد نمی کند .
غررالحکم،  ج ۶، ص ۳۶۳

-=-=-=-=-=-=-=-=-

امام علی علیه السلام:
همه ی کارهای خوب و جهاد در راه خدا در برابر امر به معروف و نهی از منکر چون قطره ای است در دریای عمیق.
نهج البلاغه،  حکمت ۳۷۴

-=-=-=-=-=-=-=-=-

امام علی علیه السلام:
مؤثرترین وسیله ی جلب رحمت خدا این است که خیرخواه همه ی مردم باشی .
غررالحکم، ج ۲، ص ۴۷۶

-=-=-=-=-=-=-=-=-

در حدیث قدسی از امام صادق علیه السلام:
 هیچ عبادتی به اندازه ادای واجبات، بنده ام را نزد من محبوب نمی کند.
اصول کافی، ج ۲، ص ۸۲

-=-=-=-=-=-=-=-=-

پیامبر اکرم (صلی ا… علیه و آله و سلم):
کسی که از آبروی برادر مسلمان خود دفاع کند بهشت بر او واجب می شود .
بحار الانوار، ج ۷۲، ص ۲۵۴

-=-=-=-=-=-=-=-=-

پیامبر اکرم (صلی ا… علیه و آله و سلم):
قدرتمند کسى نیست که بر مردم سلطه یابد، بلکه کسى است که بر نفس خود چیره شود.
مستدرک الوسائل، ج ۱۱، ص ۱۳۹

-=-=-=-=-=-=-=-=-

امام علی علیه السلام:
عبادت خالص آن است که مرد جز به پروردگارش امیدوار نبوده و جز از گناه خویش نهراسد.
شرح غرر الحکم، ج ۲، ص‌ 144

-=-=-=-=-=-=-=-=-

امام صادق علیه السلام:
شیعیان ما را در: در وقت نماز، در چگونگى مواظبتشان بر آن بیازمایید.
اهل بیت در قرآن و حدیث، ج ۱، ص ۳۵۴

-=-=-=-=-=-=-=-=-

امام هادی علیه السلام:
هر کس از خدا فرمان بَرَد، از او فرمان مى‏برند.
میزان الحکمة، ج ۱، ص ۳۸۹

-=-=-=-=-=-=-=-=-

امام موسی کاظم علیه السلام:
از شوخی (بی مورد) بپرهیز، زیرا که شوخی نور ایمان تو را می برد.
بحارالانوار، ج ۷۸، ص ۳۲۱

-=-=-=-=-=-=-=-=-

امام حسین علیه السلام:
کسانی که رضایت مخلوق را به بهای غضب خالق بخرند، رستگار نخواهند شد.
مقتل خوارزمی، ج ۱، ص ۲۳۹

پیامک های محرم

پیامک های محرم


می کشی مرا حسین...


هر دم به گوشم می‌رسد ، آوای زنگ قافله
این قافله تا کربلا دیگر ندارد فاصله
یک زن میان محملی، اندر غم و تاب و تب است
این زن صدایش آشناست،ای وای من او زینب است


………


باز محرم رسید، ماه عزای حسین
سینه ی ما می شود، کرب و بلای حسین
کاش که ترکم شود غفلت و جرم و گناه
تا که بگیرم صفا، من ز صفای حسین


………


پرسیدم از هلال چرا قامتت خم است؟
آهی کشید و گفت ماه محرم است


………


دیباچه ی عشق و عاشقی باز شود
دل ها همه آماده ی پرواز شود
با بوی محرم الحرام تو حسین
ایام عزا و غصه آغاز شود


………


عالم همه قطره اند و دریاست حسین
خوبان همه بنده اند و مولاست حسین


………


خنده کنان می رود روز جزا در بهشت
هر که به دنیا کند گریه برای حسین


………


محرم آمد و ماه عزا شد
مه جانبازی خون خدا شد
جوانمردان عالم را بگویید
دوباره شور عاشورا به پا شد


………


باز محرم رسید، ماه عزای حسین

سینه‌ی ما می‌شود، کرب و بلای حسین

کاش که ترکم شود غفلت و جرم و گناه

تا که بگیرم صفا، من ز صفای حسین

پیامک هایی با موضوع انتظار و مهدویت



یا مهدی ادرکنی

خیلی این پیامک زیباست ، حتما بخوانید: 


فرض کن که حضرت مهدی به توظاهر گردد

ظاهرت هست چنانی که خجالت نکشی؟

باطنت هست پسندیده صاحب نظری؟

خانه ات لایق اوهست که مهمان گردد؟

لقمه ات درخور اوهست که نزدش ببری؟

پول بی شبهه و سالم ز همه داراییت داری آنقدر که هدیه برایش بخری؟

حاضری گوشی همراه تو را چک بکند؟

باچنین شرط که در حافظه دستی نبری؟

واقفی در عمل خویش تو بیش از دگران؟

می توان گفت  تو را شیعه ی اثنی عشری؟



نگاهش خیس عرفان است  /  قدمهایش پر از معنا  /  دلش از جنس باران است
کسی فانوس بر دستش به سان نور می آید /  امید قلب ما روزی ز راه دور می آید
آری او خواهد آمد


....................


عصر یک جمعه دلگیر
دلم گفت بگویم : که چرا عشق به انسان نرسیدست
و هنوزم که هنوز است  ، غم عشق به پایان نرسیدست ،
بگو حافظ دلخسته ز شیراز بیاید ، بنویسد که هنوزم که هنوز است ،
چرا یوسف گمگشته به کنعان نرسیدست و چرا
کلبه احزان به گلستان نرسیدست . . .


....................


در حسرت روی یار ماندن سخت است
در هجر رخ نگار ماندن سخت است
ای حجت حق تو را منتظریم
یک عمر در انتظار ماندن سخت است


....................


با کدامین رو ما روزشمارش باشیم
عصرها منتظر صبح وصالش باشیم
سالها منتظر سیصد و اندی مرد است
آنقدر مرد نبودیم که یارش باشیم


....................


مهدی جان ! ویرانه نه آنست که جمشید بنا کرد
ویرانه نه آنست که فرهاد فرو ریخت
ویرانه دل ماست که هر جمعه به یادت
صد بار بنا گشت و دگر بار فرو ریخت


....................


صبحی دگر می آید ای شب زنده داران/ از قله های پر غبار روزگاران
از بی کران سبز اقیانوس غیبت / می آید او تا ساحل چشم انتظاران
 آید به گوش از آسمان اینست مهدی! / خیزد خروش از تشنگان اینست باران !
از بیشه زار عطرهای تازه آید/ چون سرخ گل بر اسب رهوار بهاران
آیینه آیین حق ای صبح موعود ! / ماییم سیمای تو را آینه داران
دیگر قرار بی تو ماندن نیست در دل/کی می شود روشن به رویت چشم یاران


دلايل وجوب حجاب


دلايل وجوب حجاب
دلايل وجوب حجاب با توجه به آيات قران و سنت و روايات معصومين (ع) :
الف ـ حجاب در قرآن

1 ـ (قل للمؤمنين يغضّوا من ابصارهم و يحفظوا فروجهم ذلك ازكى لهم ان الله خبير بمايصنعون;1 به مردان مؤمن بگو: چشمانشان را (از نگاه به نامحرمان) فرو گيرند و كانونعفت خويش را حفاظت نمايند. اين عمل براى آنها پاكيزه تر است. تحقيقاً خداوند بهآنچه انجام مى دهيد، آگاه است. )

انسان، مقدس تر و پاك تر از اين است كه درباره شرمگاه ها بينديشد، چرا كه نگاه بهموضع حرام، باعث تفكر مى شود. بر اين اساس، بعضى معتقدند مراد از اين فراز آيه (يغضوا من ابصارهم و يحفظوا فروجهم)، ستر عورت است; يعنى بر مرد و زن واجب است عورتخود را از يكديگر بپوشانند، اما ما تقريباً جزم داريم كه (يغضوا من ابصارهم) اختصاصبه نظر به عورت ندارد، بلكه شايد بيشتر اختصاص به نظر به غير عورت داشته باشد; بنابر اين ممكن است مقصود آيه، حفظ شرمگاه ها و نگاه به آنها هر دو مورد توجهباشد.2 چون چشم چرانى و نگاه به نامحرمان از آفات مهم ايمان است و غالباً مردانگرفتارآن هستند و زنان نيز تشويق مى شوند.

در ادامه آيه، به ضرورت حجاب زن پرداخته و مى فرمايد: (و قل للمؤمنات يغضضن منابصارهن ّ و يحفظن فروجهن و لا يبدين زينتهن ّ الا ما ظهر منها و ليضربن بخمرهن ّعلى جيوبهن و لا يبدين زينتهن ّ الا لبعولتهن ّ… ;3 به بانوان با ايمان بگو: چشمهاى خود را از نگاه به اجنبى فرو پوشند و دامن خويش را (از آلودگى) پاك نگه دارند وزينت و جمال خود را جز آنچه كه به طور طبيعى نمايان است، از نامحرمان بپوشانند. ومقنعه و روسرى خويش را بر روى سينه ها افكنند و زينت و مواضع زيبايى ها را جز براىشوهران خود نمايان نسازند و…. )

مطابق آيه، زن نبايد زينت خود را ظاهر سازد، مگر در دو مورد: يك استثنا در مورد خودزينت است، يعنى مگر بعضى از زينت ها و به تعبير قرآن، زينت ظاهر، و استثناى دوم درمورد افراد است; يعنى و مگر براى بعضى از طبقات كه غير شوهر او هستند; مانند پدرپسر، برادرزادگان، خواهرزادگان، فرزندان شوهر و چند طبقه ديگر. 4

2 ـ (يا ايّها النبى قل لازواجك و بناتك و نساء المؤمنين يدنين عليهن ّ من جلابيبهن5 ذلك ادنى ان يعرفن فلا يؤذين;6 اى پيامبر! به همسران و دخترانت و زن هاىمؤمنان بگو كه چادر خويش را بر خود فرو پوشند. اين كمترين چيزى است تا به عفتشناخته شوند و از تعرض و آزار افراد هوسران محفوظ بمانند. )

ب) حجاب از نظر روايات


1-
در قران کریموظیفه تبین دقیق احکام و نیز قران بر عهده ذپیامبر نهاده شده است :وانزلنا الیک الذکر لتبین للناس مانزل الیهم1(و این قران را بسوی تو فرودآوردیم تا برای مردم آنچه را بسوی ایشان نازل شده است توضیح دهی) لذاتبیین حکم حجاب نیز مانند احکام دیگر بر عهده پیامبر (ص) است همانگونه کهاز پیامبر و ائمه (ع) روایات معتبر ، صحیح و بدون اختلاف در این باب نقلشده است و مورد استناد است .7

روايات فراوانى در باره وجوب پوشش از ائمه معصومين نقل شده است، كه ما فقط به يكنمونه بسنده مى كنيم.

فضيل در حديثى از امام مصعوم(ع) پرسيد: آيا بازوهاى بانوان از زينت هايى است كهخداوند متعال پوشاندن آن را واجب دانسته و فرموده است: زن نبايد زينت خود را جزبراى همسران و ساير محارم ظاهر سازد؟ فرمود: بلى.8

 

 

 

1ـ نور (24)آيه 30

2ـ مرتضى مطهرى، آشنايى با قرآن، ج 4، ص 82 ـ 84، با تلخيص.

3ـ همان، آيه 31.

4ـ مرتضى مطهرى، همان، ص 90.

5ـ جلباب، پيراهن يا جامه گشاد شبيه چادر و عباى عربى را گويند; المنجد، مادهجلباب.

6ـ احزاب (33) آيه 59.

-7 از پیامبر (ص) نقل شده است که خطاب به اسماء (خواهر عایشه) فرمود :" ایاسماء زن هنگامی که به بلوغ می رسد ، صحیح نیست که غیر از این قسمت و اینقسمت از بدنش پیدا باشد و بصورت و کفین خویش اشاره کرد " ابی داوود ، سننابی داوود ، دار احیاء السنة النبویة ، ج 4 باب فیما تبدی المراة منزینتها ، ص64 نیز در این زمینه ر.ک: وسائل الشیعه ، ج14 ، ابواب مقدماتنکاح ، باب 109 ، ص 146، ح 5.

8ـ وسائل الشيعه، ج 20، ص 200 ـ 201.

 

                                                                                                      بقيه در ادامه مطلب

ادامه نوشته

عفاف بدون حجاب

                                                                                       رضا سليمي

نظر خودتون رو در مورد عفاف بدون حجاب بگین ؟

 

من چند تا مطلب برا تون گذاشتم بخونین بهتره اینا رو بدونین

اینا رو بخونین خودتون قضاوت کنین

 

مصاحبه با آیت‌الله طالقانی در صفحه اول روزنامه اطلاعات ۲۰ اسفند ۱۳۵۷

 

 

((حتی برای زن های مسلمان هم در حجاب اجباری نیست چه برسد به اقلیت های مذهبی...ما نمی گوییم زنها به ادارات نروند و هیچ کس هم نمی‌گوید...زنان عضو فعال اجتماع ما هستند...اسلام و قرآن و مراجع دین میخواهند شخصیت زن حفظ شود. هیچ اجباری هم در کار نیست.

مگر در دهات ما از صدر اسلام تا کنون زنان ما چگونه زندگی می‌کردند؟ مگر چادر می پوشیدند؟...کی در این راهپیمایی ها زنان ما را مجبور کرده که با حجاب یا بی حجاب بیایند؟ این ها خودشان احساس مسئولیت کردند. اما حالا اینکه روسری سر کنند یا نکنند باز هم هیچکس در آن اجباری نکرده است.))

 

آیا “حجاب اسلامی” در اسلام اجباریست و یا اختیاریست؟

 

 

اکثر ایرانیانی که طی سی سال اخیر به ایران سفر کرده اند شاهد پدیده ای بوده اند که به یک معجزه شبیه است. در پروازهای بین المللی که ایران را به مقاصد خارج از ایران ترک می کنند دقایقی بعد از این که هواپیما از باند برمی خیزد، بسیاری از خانم های ایرانی را با حجاب اسلامی می بینیم که یکی بعد از دیگری به دستشویی های هواپیما می روند و دقایقی بعد بدون حجاب اسلامی، مقنعه، مانتو و با آرایش و بسیار زیباتر و شاداب تر از دستشویی بیرون می آیند.

 

 

 

گویی این کابین دستشویی یک جعبه جادویی و زیباکننده است که این چنین تاثیر شگفتی در مدت چند دقیقه بر ظاهر این خانمها ایجاد می کند! ولی مهمتر این که دیدن این صحنه، دیگر مسافران را از این واقعیت بسیار اسفناک و تلخ آگاه می کند که چرا حجاب اسلامی برخلاف خواسته این بانوان به آنها تحمیل شده و چقدر حجاب اجباری این خانم ها بی ارزش و به دور از تقواست که به محض این که اجبار از آن برداشته می شود، آن حجاب اجباری در داخل هواپیما تا پرواز برگشت باقی گذاشته می شود.

 

 

 

حجاب در قران

 

 

 

حجاب تفسیری مغرضانه از آیاتی روشن و ساده

(حجاب مطلقا دستور قران نیست)

حجاب دستور قران نیست که حتی کوچکترین نسبتی هم نمی توان بین انچه امروز تحمیل شده با خواست قران پیدا کرد

شما را به تعقل و منطق خود توجه می دهم که قطعا از نظز خداوند بالاتر از هر توجیه و تفسیری مورد سئوال قرار خواهد گرفت که گیرم فلانی و فلانی گفتند که چنین نابخردی دستور خداست آیا فهم آیاتی به این روشنی از توان درک ت خارج بود؟

عدل و انصاف و حکمت خداوندی چه ایجاب می کرد؟

آیا خدا را می توان فریب داد و به پیروی از نفس خویش زنان خود را در حجاب برد و طلبکار خدا هم شد و طلب پاداش نیز کرد؟

بی شک برای ما ایرانیان این مهم که حجاب نه تنها باعث عفاف نمی شود بلکه مفسده های گوناگون دارد نه فقط به دلایل عقلی

قابل فهم است بلکه بروشنی در اطراف خود اثرات ویرانگر و مهلک آنرا در تمام جنبه های اجتماعی جامعه و فرد می بینیم

نگارنده ی این مطلب معتقد است که قران کلام خداست اما از لسان انسان جاری شده و خدشه ناپذیر نمی باشد

و الزاما نمی تواند ورای تعقلی که خداوند به بشر داده ملاک و معیار باشد

اما از آنجا که عده ای برای توجیه اصرار مخرب خود در مورد حجاب به قران استناد می کنند برای کشیدن یک خط بطلان نهائی بر این سوء تفاهم بزرگ که چنین حجابی را دستور قران می دانند شما را دعوت میکنم با جدیت نسبت به مطالب پیش رو توجه و دقت لازم را داشت باشید

و خود را موظف بدانید یا خطای این گفتار را معلوم کنید و یا با احساس مسئولیت تلاش کنید دیگران نیز از این مهم آگاه شوند

#################

آنچه در کل قران جهت توجیه فلسفه ی حجاب مورد استناد قرار میگیرد تفاسیر مربوط به سه آیه می باشد که تک تک آنها را مورد بررسی قرار میدهیم

**************

1- آيه نرمش در گفتار

(يا نساء النّبى لستنّ كأحد من النّساء إن اتقيتنّ فلاتخضعن بالقول فيطمع الّذى فى قلبه مرض و قلن قولاً معروفاً. و قرن فى بيوتكنّ و لاتبرّجن تبرّج الجاهليّة الأولي…)

احزاب/33ـ32

 

ای زنان پیامبر شما بمانند هیچکدام از زنان دیگر نیستید (موقعیت حساس و ویژه ای دارید) آنگاه که تقوا پیشه کنید پس در گفتارتان با مغرضین چنان تواضع نکنید که آنها به فکر سوء استفاده از شما بر آیند و آنچه را بگوئید که سنجیده است

و در خانه هایتان آرام گیرید و مانند تبرج کردن دوران جاهلیت تبرج نکنید

توضیح : در مورد تبرج بیشتر صحبت می شود

بروشنی از آيه چنين استنباط مى شود كه آيه مختص زنان پيامبر(ص) است و دستورات خاصى براى آنان به دليل موقعيت ويژه آنها ذكر شده است.

در آيه ابتدا توصيه مى شود كه زنان پيامبر(ص) تقوا پيشه كنند, سپس امر مى شود كه در سخن خضوع نكنند تا افراد بيمار دل به طمع نيفتند. در هيچ جاى آيه قرينه اى وجود ندارد كه ناگزير باشيم طمع را به طمع جنسى معنى كنيم و برداشت كنيم كه منظور آيه اين است كه افراد بيماردل به گناه نيفتند.

از سوى ديگر, خضوع در قول در ترجمه ها و تفاسير مختلف به ناز و كرشمه در صدا معنى شده است. آيا اگر مقصود چنين تعبيرى بود كلمه صوت از قول مناسب تر نبود؟ بويژه آن كه پس از اين جمله خداوند امر مى كند كه (قول معروف) بر زبان بياوريد, و در عبارت (قول معروف) نيز هيچ نشانه بر اينكه مقصود صداى بدون ناز و كرشمه و خشك و خشن است به چشم نمى خورد.

به نظر مى رسد اگر بخواهيم اين جمله را در فضاى سياسى و اجتماعى ذكر شده در بالا معنى كنيم چنين برداشت مى شود كه خداوند به زنان پيامبر(ص) دستور مى دهد كه در برابر منافقان بيمار دل در كلام خضوع نداشته باشند, زيرا آنان ممكن است مطامع سياسى زيادى در سرداشته باشند. يعنى منافقان و بيماردلان براى رسيدن به مطامع سياسى خود سعى داشته اند از زنان پيامبر(ص) سوء استفاده كنند و با آنها از درِ مذاكره و سازش وارد شوند و قرآن با اين بيان, زنان پيامبر(ص) را از هرگونه مداهنه نهى كرده است و به آنها دستور داده كه در برابر منافقان در كلام خضوع نداشته باشند. اما از سوى ديگر در قسمت بعد آيه تصريح مى كند كه با آنان پسنديده سخن گويند يعنى نه سازش كنند و نه كلام زشتى بر زبان آورند كه منافقان را عليه مسلمانان گستاخ سازد.

با توجه به نكته هايى كه گذشت مى توان گفت جمله آغازين آيه كه مى فرمايد: (يا نساء النبى لستنّ كأحد من النساء) عقل را به سوى برداشت مفاهيم اجتماعى و سياسى از آيه راهنمايى مى كند, بويژه كه آوردن عبارت (كأحد من النساء) اين فضا را بيشتر القا مى كند; يعنى زنان پيامبر(ص) مانند يك فرد از جامعه زنان نيستند و تأثير اجتماعى و سياسى ايشان بسيار متفاوت با تأثير يك فرد ازجامعه زنان است. چنان كه گفتيم در جامعه آن روز عرب, زنان سران قبايل با زنان معمولى تفاوت داشتند. آنها به سبب نزديكى با رؤسا مى توانستند منشأ بسيارى تغييرات و اتفاقات در جامعه باشند. به همين سبب قرآن تأكيد دارد كه مسير سوء استفاده ازاين طريق بسته شود و افراد بيمار دل و منافقان نتوانند از راه مذاكره با زنان پيامبر(ص) مطامع خود را عملى سازند. خداوند در اين آيه به زنان پيامبر(ص) به دليل وضعيت خاص آنها سه دستور مى دهد:

نخست آن كه در خانه بمانند و هر روز درجامعه ظاهر نشوند و با استفاده ازموقعيتى كه به دليل انتساب به پيامبر دارند آشوب و بلواى سياسى يا اجتماعى به راه نيندازند.

دوم آن كه در برابر منافقان در سخن نرمى نشان ندهند, يعنى با آنان مداهنه نكنند و آنها را در طمع خام نيندازند (نه آن كه آنها را حتى به فكر گناه هم نيندازند!) درعين حال با منافقان كلام پسنديده گويند; يعنى نه سازش كنند و نه آنها را تحريك كنند كه عليه اسلام نقشه هاى جديد طرح كنند.

 و دستور سوم آن كه مانند جاهليت نخستين در جامعه خودنمايى نكنند.

اگر بخواهيم عبارت (تبرّج جاهلى) را با توجه به فضاى مورد نظرمان توضيح دهيم, باز بايد به اين نكته توجه كنيم كه زنانى كه موقعيت خاص سياسى درجامعه داشته اند با خودنمايى در جامعه موجب تحولات سياسى خاصى مى شده اند (مانند نقش آنها در تهييج و ترغيب جنگاوران). به نظر مى رسد كه خداوند زنان پيامبر(ص) را از ايفاى چنين نقشهايى برحذر مى دارد. به اين ترتيب جاهليت اُولى, يعنى جاهليت پيش از اسلام كه زنان برجسته جامعه باخودنمايى از موقعيت خود سوء استفاده مى كردند. توجه به اين نكته جالب است كه چنين جاهليتى و چنين سوءاستفاده هايى پس از اسلام نيز اتفاق افتاد. بنابراين خداوند با آوردن كلمه جاهليت اولى خبر از جاهليت دومى مى دهد كه پس از اسلام اتفاق مى افتد.

**************

2- آيه جلباب

(يا ايّها النبى قل لأزواجك و بناتك و نساء المؤمنين يدنين عليهنّ من جلابيبهنّ ذلك أدنى أن يعرفن فلايؤذين و كان الله غفوراً رحيماً) احزاب/59

اى پيامبر به همسرانت و دخترانت و زنان مسلمان بگو كه جلابیب خود را برخود بپوشند كه به اين وسيله محتمل تر است كه شناخته شوند و رنجانده نشوند و خدا آمرزگار مهربان است.

توضیح : در مورد جلابیب بیشتر صحبت می شود

در اين آيه چند نكته چشم گير است:

الف. شأن نزول آيه

مراجعه به شأن نزول هايى كه در تفاسير مختلف درمورد اين آيه ذكر شده به فهم فضاى عمومى آيه كمك مى كند. به چند نمونه توجه مى كنيم.(چه بسا بود كه منافقين از شوخى با كنيزان تجاوز كرده و سر به سر زنان آزاد و نجيبه هم مى گذاشتند. پس وقتى به ايشان مى گفتند چرا اين كار را كردى, مى گفتند ما خيال مى كرديم كنيز و برده هستند پس خدا عذر ايشان را قطع نمود.)18

(سبب نزول آيه مزبور آن بودكه بانوان براى اقتدا كردن به پيغمبراكرم(ص) در مسجد حاضر شده ونماز را پشت سر آن حضرت بجاى مى آوردند, هنگام بازگشتن بعضى از جوانان ولگرد و اوباش مزاحم و متعرض آنها شده اذيت و آزار مى نمودند. چه عادت ايشان آن بود كه با كنيزان مزاح و شوخى مى كردند. منافقين آنها شرارت را از حد گذرانده و متعرض زنان آزاد نيز مى شدند. چنانچه از آنها بازخواست مى كردند مى گفتند گمان كرديم اين بانو از جمله كنيزكان است. پروردگار عذر آنان را با نزول آيه حجاب برطرف نمود.)20

تقريباً بيشتر تفاسير ديگر نيز اين شأن نزول را بيان كرده اند. از اين شأن نزول استفاده مى شود:

قرآن براى تمايز زن آزاده مسلمان از كنيز دستور حجاب را صادر كرده است. لحن قرآن كريم دراين دستور لحنى توبيخى نيست و براى عدم رعايت حجاب هيچ وعده عذابى مشاهده نمى شود, بلكه به نظر مى رسد خداوند از سر مهربانى و خيرخواهى و رحيميت, به زنان مسلمان امر مى كند كه از جلباب استفاده كنند تا آنها را كنيز نپندارند و به آنان توهين جنسى نكنند.

ب. ابهام در مفهوم جلابيب

در مورد معناى جلابيب در تفاسير مختلف نظرات متفاوتى ارائه شده است

(مفسران چند معنى ذكر كرده اند: 1. ملحفه (چادر) و پارچه بزرگى كه از روسرى بلندتر است و سروگردن و سينه ها را مى پوشاند. 2. مقنعه و خمار(روسرى) 3. پيراهن گشاد.)26

يكى ديگر از مفسران مى نويسد:

(راغب, جلباب را پيراهن و روسرى گفته است. صحاح اللغه آن را ملحفه (چادرشب). ابن اثير در نهايه, چادر و رداء گويد. فيروزآبادى در قاموس مى گويد: آن پيراهن و لباس گشاد است كه زن لباسهاى خود را به آن مى پوشاند و يا آن ملحفه است.)27

چنان كه ملاحظه مى شود معناى جلباب طيف گسترده اى از روسرى تا پيراهن, چادر و حتى روبند را در بر مى گيرد. اگر جلباب را به معناى پيراهن بدانيم كه در بعضى تفاسير آمده است, معناى عبارت (يدنين عليهنّ من جلابيبهنّ) اين است كه زنان آزاده مسلمان بدن خود را بپوشانند تا از كنيزان متمايز شوند. شايد مراد آيه مطلق پوشاندن است و اساساً خداوند در اين آيه حدود حجاب را مشخص نساخته, بلكه يكى از فلسفه هاى حجاب را بيان فرموده است. چنان كه گفتيم از نشانه ها چنين استنباط مى شود كه رعايت نكردن حجاب براى كنيز در جامعه ممنوع نبوده است و مفهوم آيه نيز تمايز بين زن آزاده مسلمان و كنيز است. گويى خداوند مى خواسته زنان مسلمان آزاده در جامعه داراى پوششى باشند تا براى مردانى كه درصدد شناسايى و خريد كنيزان بوده اند, مشخص شود كه نمى توانند با اين نگاه به زنان آزاده مسلمان بنگرند.

تصور مى شود كه برخى برداشتها ازآيه جلابيب؛ مانند آن كه حدود حجاب شامل پوشاندن صورت هم هست يا پرهيز زنان از هر رفتارى كه جلب توجه كند ازاين آيه قابل استفاده نباشد

براستی نمی توان هیچ دلیل محکمی برای تعیین ابعاد و فرم جلباب آورد اما شاید توجه به آیه بعدی در اینباره بهتر ایده ای به ما بدهد

**************

3. - آيه حجاب

(قل للمؤمنين يغضّوا من أبصارهم و يحفظوا فروجهم ذلك أزكى لهم إنّ الله خبير بما يصنعون.

و قل للمؤمنات يغضضن من أبصارهنّ و يحفظن فروجهنّ

و لايبدين زينتهنّ إلاّ ما ظهر منها

و ليضربن بخمرهنّ على جيوبهنّ

و لايبدين زينتهنّ إلاّ لبعولتهنّ…) نور/31 ـ 30

به مردان مومن بگو ديدگان فرو اندازند, و عورتهایشان را محفوظ بدارند, اين براى آنان پاكيزه تر است. بى گمان خداوند به آنچه مى كنند آگاه است.

و به زنان مؤمن [هم] بگو ديدگان شان را فروگذارند و عورتهایشان را محفوظ بدارند

و زينت شان را جز آنچه از آن آشكار است آشكار نكنند

, روسرى هاشان را برگريبانهاشان بيندازند

و زينت شان را آشكار نكنند, مگر بر شوهران شان

نكته هاى زير دراين آيه مهم به نظر مى رسند:

الف. مردان و زنان هر دو به (غضّ بصر) امر شده اند, و معناى اين عبارت كاهش دادن نگاه است كه مقصود, ترك نظر به عورت است. همچنان كه جمله بعد نيز ناظر به حفظ عورت از نظر است.

بنابراين از اين قسمت آيه, نمى توان استنباط كرد كه زنان بايد خود را بپوشانند تا مردان نگاه شان به آنها نيفتد, همان گونه كه در مورد عكس اين مطلب نيز چنين حكمى نداريم. در فقه بيان شده كه زنان نبايد به قصد لذت به بدن مرد نگاه كنند, اما بر مردان واجب نيست كه بدن خود را بپوشانند. اين قسمت از آيه چنين مى نمايد كه دراين مورد تفاوتى بين زن و مرد نيست.

ب. اين آيات, پس از آيه جلابيب نازل شده است و حدود حجاب را مشخص مى كند. در آيه آمده است كه زنان بايد روسرى هاشان را برگريبانهاشان بيندازند. بنابراين به نظر مى رسد كه تا پيش از نزول اين آيه زنان گريبانهاى خود را نمى پوشانده اند. از اين رو آنچه در تفسير آيه جلابيب ذكر شده كه پس از نزول آيه زنان مدينه تمام اندام خود را با چادر مشكى مى پوشانده اند, درست به نظر نمى رسد. مگر اينكه بپذيريم زنان مدينه پس از نزول آيه جلابيب از سرتا پاى خود را با پارچه هاى مشكى پوشانده اند, اما توسط پيامبر(ص) از اين پوشاندن كامل بدن منع شده اند و دراين آيه به آنان امر شده كه با روسرى هاى خود گريبانهاشان را بپوشانند.

ج. درآيه به زنان امر شده كه زينت خود را آشكار نكنند, مگر آنچه ظاهر است (و خواه ناخواه آشكار مى شود) در مورد مفهوم زينت نيز برداشتهاى متفاوتى ارائه شده كه همچون معناى جلباب طيف گسترده اى را در بر مى گيرد, ولى بى ترديد استثناى آنچه خودبه خود ظاهر مى شود, ما را در فهم صحيح كلمه زينت راهنمايى مى كند.

**************************

آیا خرد و منطق انسان گواهی نمی دهد بر آنکه آنچه به توصیه خدا باید پوشیده شود همان اعضائی است که وجه افتراق زن و مرد می باشد و دست و پا و سر و صورت یک زن را پوشاندن نهایت حماقت و نابخردی ظالمانه و بی جهت حساسیت جنسی ایجاد کردن است؟

چكيده سخن

 

با توجه به آيات قرآن در مورد مسأله حجاب، به نظر مى رسد يكى از مهم ترين فلسفه هاى حجاب اين است كه زنان مسلمان در جامعه مورد تعرض جنسى قرار نگيرند و به شأن انسانى آنان لطمه وارد نشود.

. اين دستورات با توجه به شرايط خاص زمان و مكان تغييرپذيرند; اما همواره اصل كلى حفظ شأن انسانى زن بايد رعايت شود.

حال باید اندیشید که چراباید سلیقه ی شخصی چنین غیر مسئولانه نه تنها به عنوان حکم خدا بیان شود و در حالی که ده ها گناه کبیره مانند دروغ و غیبت و تهمت و غصب بیت المال براحتی ندیده گرفته می شود و حتی رباخواری که صراحتا در قران به عنوان جنگ با خدا نام گرفته رسما و علنا در کشور جاری است و در عین حال عده ای چنین مصرانه بر این فریب بزرگ پافشاری میکنند و جامعه ای را با این عمل خود به نابودی و اضمحلال کشانده اند

آیا واقعا می توان این موضوع را یک سوء تفاهم ساده دانست و چون اصرار بر ادامه ی آن را دید به این موضوع توجه نکرد که چرا این تاکید موکد در کشورهای نفت خیز و استراتژیک مطرح است

در حالی که بروشنی آثار مخرب آن دقیقا در جهت عکس آنچه برای توجیه آن ادعا می شود مشهود است اما چنان اصراری بر آن می شود که گوئی تمام مسلمانی را فقط در حفظ حجاب معنی می شود در حالی که کشورهائی که مورد طمع استعمار نیستند بدون حجاب مسلمان هستند بلکه به مراتب مسلمان تر نیز می باشند

از نظر من باید بدون بهانه و بدون تعلل نسبت به آگاه کردن روحانیون و دولتمردان و در صورت عدم همکاری آنها با کمک گروههای مردمی جهت آگاه سازی مردم نسبت به فتنه اقدام عاجل نمود

اگاه سازی به اینکه آنچیزی که ایشان به آن گرفتار و مبتلا هستند نه تنها دستور قران نیست بلکه از نظر عقلی و عملی نتیجه ای کاملا مغایر باخلاق دینی و شعور و شان انسانی دارد

**********************

توضیح : این مطلب با استفاده ی از تحقیقات خانم هما ميرزا وزيرى تهیه گردیده است

انسان سکولار

شهریور 1390

پي نوشت ها:

1. براى ترجمه آيه ها دراين مقاله از قرآن كريم با ترجمه آقاى بهاء الدين خرمشاهى استفاده شده است.

2. مطهرى, مرتضى, پاسخهاى استاد به نقدهايى بر كتاب مسأله حجاب, قم, انتشارات صدرا, 1367, 47.

3. همو, مسأله حجاب, قم, صدرا, 80.

4. طباطبايى, محمدحسين, ترجمه الميزان, 16/461.

5. رازى, ابوالفتوح, روض الجنان و روح الجنان, بنياد پژهشهاى اسلامى آستان قدس رضوى, 15/414.

6. طبرسى, فضل بن حسن, مجمع البيان, 8/557.

7. طباطبايى, محمدحسين, ترجمه الميزان, 16/461.

8. مكارم شيرازى, ناصر, تفسير نمونه, تهران, اسلاميه, 17/292.

9. طيّب, عبدالحسين, اطيب البيان, 10/499.

10. طبرسى, فضل بن حسن, جوامع الجامع, 2/321.

11. مطهرى, مرتضى, پاسخهاى استاد به نقدهايى بر كتاب مسأله حجاب, 50و 51.

12. رازى, ابوالفتوح, روض الجنان, 15/423.

13. طبرسى, فضل بن حسن, مجمع البيان, 8/557.

14. طباطبايى, محمدحسين, ترجمه الميزان, 16/462 و 473.

15. مكارم شيرازى, ناصر, تفسير نمونه, 17/293.

16. طوسى, محمدبن حسن, التبيان, 8/339.

17. طبرسى, فضل بن حسن, جوامع الجامع, 5/152.

18. همو, مجمع البيان, 8/578.

19. جرجانى, ابو المحاسن, تفسير گازر, 6/24.

20. بروجرى, تفسير جامع, 5/374.

21. رازى, ابوالفتوح, روض الجنان, 16/20.

22. حجت بلاغى, صدرالدين, حجة التفاسير, ذيل آيه 59 سوره نساء.

23. كاشانى, فتح الله, منهج الصادقين, 7/368.

24. تفسير اثنى عشرى, 10/488.

25. طباطبايى, محمدحسين, ترجمه الميزان, 16/509.

26. مكارم شيرازى, تفسير نمونه, 17/427.

27. قرشى, على اكبر, احسن الحديث,

8/387.28. عابدينى, احمد, فصلنامه فقه, قم, دفترتبليغات اسلامى, شماره 23, بهار 1379, صفحات 49 تا 92.

29. مطهرى, مرتضى, پاسخهايى به نقدهايى بر كتاب مسأله حجاب,13.

30. همان, 33.

31. همان, 34و35.