درمان زود و موثر و ارزان و بدون درد آفت های دهانی با خمیر دهانی تریادنت. (تست شده)

(البته بدون ربط به موضوع وبلاگ)

خمیر تریادنت - آفت های دهانی

نکته قابل توجه:

شب ها موقع خواب به اندازه یک نخود از خمیر تریادنت را بر روی یک تیکه نایلون فریزر بمالید و آن را بر روی زخم آفت مورد نظر بگذارید و اجازه دهید تا صبح بر روی آن بماند تا دو روزه همان زخم درست و معالجه شود.

این خمیر بر روی آفت هایی که ماندگاری زیادی در داخل دهان دارند نیز تست شده و 97 درصد جواب داده.

 

دوستانی که امتحان میکنن نیز میتونن اینجا تو بخش نظرات نظراتشون رو در مورد این دارو اعلام نمایند تا دوستان دیگر نیز از آن بهره مند شوند.

شوهر جورِ جور می خوای ؟ این آیه رو بخون !

شوهر جورِ جور می خوای؟ این آیه رو بخون!

شوهر می خوای؟ آره؟ حتما شوهری می خوای پولدار، تحصیلکرده، با کلاس، قدبلند و خوشگل، چارشونه و خوش تیپ و خوش صدا، خوش زبون و با نمک، خانواده دوست، پدر و مادر دار، خوش لباس و با سلیقه، اهل گردش و سفر، دست و دل باز، عاشق همسر، اهل اختلاط و گفتگو، با شخصیت و نجیب، شجاع و راستگو و با خیلی امتیازهای دیگه؟ به خوشگل ها هم که رسید چشاشو درویش کنه باید؟  دور دوستاشو خط بکشه باید؟ با هرکه تو میگی رفت و آمد کنه حتما ؟ هرشب هم گزارش روزانه شو راست و حسینی بهت بگه قطعا؟ و درآمد ماهانه شو دودستی تقدیم سرکار علّیه کنه تماما؟

و . . . . که خودت بهتر می دونی ؟

لابد بدت نمیاد تو خونه هم کمکت کنه؟ رخت بشوره، ظرف بشوره، جارو بکشه و هر کاری تو گفتی، انجام بده؟


بقيه در ادامه مطلب

ادامه نوشته

معنی مادر



WHEN I CAME DRENCHED IN THE RAIN

وقتی خیس از باران به خانه رسیدم.


BROTHER SAID : “ WHY DON’T YOU TAKE AN UMBRELLA WITH YOU?”

برادرم گفت: چرا چتری با خود نبردی؟


SISTER SAID:”WHY DIDN’T YOU WAIT UNTILL IT STOPPED”

خواهرم گفت: چرا تا بند آمدن باران صبر نکردی؟


DAD ANGRILIY SAID: “ONLY AFTER GETTING COLD YOU WILL REALISE”.

پدرم با عصبانیت گفت: تنها وقتی سرما خوردی متوج خواهی شد


BUT MY MOM AS SHE WAS DRYING MY HAIR SAID”

اما مادرم در حالی که موهای مرا خشک می کرد گفت.


“STUPID RAIN”

باران احمق


THAT’S MOM!!!


این است معنی مادر

چهل حدیث بسیار زیبا درباره پدر و مادر

چهل حدیث بسیار زیبا درباره پدر و مادر

قال الله تعالی:
و قضی ربک الا تعبدوا الا ایاه و بالوالدین احسانا اما یبلغن عندک الکبر احدهما، او کلاهما فلا تقل لهما اف و لا تنهرهما و قل لهما قولا کریما...
سوره اسراء: 23.
و خدای تو حکم فرموده که، هیچ کس را جز او نپرستید و به پدر و مادر نیکی کنید اگر هر دو یا یکی از آنها به پیری برسند (که موجب رنج و زحمت باشند) زنهار کلمه ای که رنجیده خاطر شوند مگو و کمترین آزار به آنان مرسان و با ایشان با احترام و بزرگوارانه سخن بگو

روایاتی که در این مجموعه چهل حدیث والدین مطالعه می کنید، ما را با گوشه ای از وظایف خود در برابر والدین آشنا می کند.
توفیق الهی یارمان باد که از نیکوکاران به پدر و مادر خویش به حساب آئیم چرا که رضایت خدا در رضایت آنان است.
خدایا! ما را قدردان زحمات پدر و مادر بگردان.
خدایا! ما را به تربیت نسلی با ایمان و حق شناس و پاکدل و نیکوکار موفق بدار.


1. بزرگترین واجب
قال امیر المؤمنین علی(ع):
بر الوالدین اکبر فریضة.
امیر المؤمنین علی(ع) فرمود:
بزرگترین و مهمترین تکلیف الهی نیکی به پدر و مادر است.
میزان الحکمة، ج 10، ص 709.



2. برترین اعمال
قال الصادق(ع):
افضل الاعمال الصلاة لوقتها، و بر الوالدین و الجهاد فی سبیل الله.
امام صادق(ع) فرمود:
برترین کارها عبارتست از: 1 - نماز در وقت 2 - نیکی به پدر و مادر 3 - جهاد در راه خدا.
بحار الانوار، ج 74، ص 85.



3. انس با پدر و مادر...
فقال رسول الله(ص):
فقر مع والدیک فوالذی نفسی بیده لانسهما بک یوما و لیلة خیر من جهاد سنة.
مردی خدمت پیامبر اکرم(ص) آمد و گفت:
پدر و مادر پیری دارم که به خاطر انس با من مایل نیستند به جهاد بروم، رسول خدا(ص) فرمود:
پیش پدر و مادرت بمان، قسم به آنکه جانم در دست اوست انس یکروز آنان با تو از جهاد یکسال بهتر است. (البته در صورتی که جهاد واجب عینی نباشد).
بحار الانوار، ج 74، ص 52.

بقيه در ادامه مطلب

ادامه نوشته

پانزده توصیه حاج محمد اسماعیل دولابی (رحمة الله عليه) در خصوص زندگی مومنانه


Click for larger version

1.هر وقت در زندگی‌ات گیري پیش آمد و راه بندان شد، بدان خدا کرده است؛ زود برو با او خلوت کن و بگو با من چه کار داشتی که راهم را بستی؟ هر کس گرفتار است، در واقع گرفته ي یار است.


2. زیارتت، نمازت، ذکرت و عبادتت را تا زیارت بعد، نماز بعد، ذ کر بعد و عبادت بعد حفظ کن؛ کار بد، حرف بد، دعوا و جدال و… نکن و آن را سالم به بعدي برسان. اگر این کار را بکنی، دائمی می شود؛ دائم در زیارت و نماز و ذکر و عبادت خواهی بود.

3. اگر غلام خانه‌زادي پس از سال ها بر سر سفره صاحب خود نشستن و خوردن، روزي غصه دار شود و بگوید فردا من چه بخورم؟ این توهین به صاحبش است و با این غصه خوردن صاحبش را اذیت می کند. بعد از عمري روزي خدا را خوردن، جا ندارد براي روزي فردایمان غصه دار و نگران باشیم.


4. گذشته که گذشت و نیست، آینده هم که نیامده و نیست.
غصه ها مال گذشته و آینده است. حالا که گذشته و آینده نیست، پس چه غصه اي؟
تنها حال موجود است که آن هم نه غصه دارد و نه قصه.

5. موت را که بپذیري، همه ي غم و غصه ها می رود و بی اثر می شود. وقتی با حضرت عزرائیل رفیق شوي، غصه هایت کم می شود. آمادگی موت خوب است، نه زود مردن. بعد از این آمادگی، عمر دنیا بسیار پرارزش خواهد بود. ذکر موت، دنیا را در نظر کوچک می کند و آخرت را بزرگ. حضرت امیر علیه السلام فرمود:یک ساعت دنیا را به همه ي آخرت نمی دهم. آمادگی باید داشت،
نه عجله براي مردن.


6.اگر دقّت کنید، فشار قبر و امثال آن در همین دنیاقابل مشاهده است؛ مثل بداخلاق که خود و دیگران را در فشار می گذارد.


7. تربت، دفع بلا می‌کند و همه ي تب ها و طوفان ها و زلزله ها با یک سر سوزن از آن آرام می شود. مؤمن سرانجام تربت می‌شود.
اگر یک مؤمن در شهري بخوابد، خداوند بلا را از آن شهر دور می‌کند.


8. هر وقت غصه دار شدید، براي خودتان و براي همه مؤمنین و مؤمنات از زنده ها و مرده ها و آنهایی که بعدا خواهند آمد، استغفار کنید. غصه‌دار که می‌شوید، گویا بدنتان چین می‌خورد و استغفار که می‌کنید، این چین ها باز می شود.


9. تا می گویم شما آدم خوبی هستید، شما می گویید خوبی از خودتان است و خودتان خوبید. خدا هم همین طور است. تا به خدا می گویید خدایا تو غفّاري، تو ستّاري، تو رحمانی و…خدا می فرماید خودت غفّاري، خودت ستّاري، خودت رحما نی و… . کار محبت همین است.


10. با تکرار کردن کارهاي خوب، عادت حاصل می شود. بعد عادت به عبادت منجر می شود. عبادت هم معرفت ایجاد می کند. بعد ملکات فاضله در فرد به وجود می آید و نهایتا به ولایت منجر می شود.


11. خدا عبادت وعده ي بعد را نخواسته است؛ ولی ما روزي سال هاي بعد را هم می خواهیم، در حالی که معلوم نیست تا یک وعده ي بعد زنده باشیم.


12. لبت را کنترل کن. ولو به تو سخت می گذرد، گله و شکوه نکن و از خدا خوبی بگو. حتّی به دروغ از خدا تعریف کن و این کار را ادامه بده تا کم کم بر تو معلوم شود که به راست ی خدا خوب خدایی است و آن وقت هم که به خیال خودت به دروغ از خدا تعریف می کردي، فی الواقع راست می گفتی و خدا خوب خدایی بود.


13. ازهر چیز تعریف کردند، بگو مال خداست و کار خداست. نکند خدا را بپوشانی و آنرا به خودت یا به دیگران نسبت بدهی که ظلمی بزرگ تر از این نیست. اگر این نکته را رعایت کنی، از وادي امن سر در می آوري. هر وقت خواستی از کسی یا چیزي تعریف کنی، از ربت تعریف کن. بیا و از این تاریخ تصمیم بگیر حرفی نزنی مگر از او. هر زیبایی و خوبی که دیدي رب و پروردگارت را یاد کن، همانطور که امیرالمؤمنین علیه السلام در دعای دهه ي اول ذیحجه می فرماید: به عدد همه چیزهاي عالم لا اله الا الله


14. "دل هاي مؤمنين كه به هم وصل مي‌شود، آب كُر است. وقتي به علــي عليه السّلام متّصل شد، به دريا وصل شده است...شخصِ تنها ، آب قليل است و در تماس با نجاست نجس مي شود ، ولي آب كُر نه تنها نجس نمي شود ، بلكه متنجس را هم پاك مي كند."


15. هر چه غیر خداست را از دل بیرون کن. در "الا"، تشدید را محکم ادا کن، تا اگر چیزي باقی مانده، از ریشه کنده شود و وجودت پاک شود. آن گاه "الله"را بگو همه ي دلت را تصرف کند.

فرق فلسفه با عرفان

“فلسفه” حرف می آورد و “عرفان” سکوت.
آن عقل را بال و پر می دهد و این عقل را بال و پر می کند.
آن نور است و این نار.
آن درسی بود و این در سینه.
از آن دلشاد شوی و از این دلدار.
از آن خدا جو شوی و از این خدا خو.
آن به خدا کشاند و این به خدا رساند.
آن راه است و این مقصد.
آن شجر است و این ثمر.
آن فخر است و این فقر.
آن کجا و این کجا!

 

منبع:هزار و یک نکته/نکته ۱۹۶/ص۱۲۸

اميد دادن به نا اميد

همه روز روزه رفتن، همه شب نماز کردن                 همه ساله حج نمودن، سفرحجاز کـــردن


ز مدینه تا به مکه، به برهنه پای رفــــــتن                دو لب از برای لبیک، به وظیفه باز کـــردن


به معابد و مساجد، همه اعتکاف جستن                 زمناهی و ملاهی، همه احتراز کـــــــردن


شب جمعه ها نخفتن، به خدای راز گفتن                  ز وجــــود بی نیازش، طـــلب نیاز کــــردن


به خدا قسم که آن را، ثمر آن قدر نباشــد

                                         که به روی ناامیدی در بسته باز کــــــردن

علم بهتر است یا ثروت؟

 

                                                                         نویسنده: محمد محمدی - ۱۳٩٠/٥/۱٥

جمعیت زیادی دور حضرت علی ( ع ) حلقه زده بودند. مرد وارد مسجد شد و در فرصتی مناسب پرسید:
-یا علی! سؤالی دارم. علم بهتر است یا ثروت؟

-علی در پاسخ گفت: علم بهتر است؛ زیرا علم میراث انبیاست و مال و ثروت میراث قارون و فرعون و هامان و شداد.
مرد که پاسخ سؤال خود را گرفته بود، سکوت کرد. در همین هنگام مرد دیگری وارد مسجد شد و همان‌طور که ایستاده بود بلافاصله پرسید :
یا اباالحسن! سؤالی دارم، می‌توانم بپرسم؟
امام در پاسخ آن مرد گفت: بپرس!
مرد که آخر:جمعیت ایستاده بود پرسید:

-علم بهتر است یا ثروت؟
-علی فرمود: علم بهتر است؛ زیرا علم تو را حفظ می‌کند، ولی مال و ثروت را تو مجبوری حفظ کنی.
نفر دوم که از پاسخ سؤالش قانع شده بود، همان‌‌جا که ایستاده بود نشست.
- در همین حال سومین نفر وارد شد، او نیز همان سؤال را تکرار کرد،
-و امام در پاسخش فرمود: علم بهتر است؛ زیرا برای شخص عالم دوستان بسیاری است، ولی برای ثروتمند دشمنان بسیار!
هنوز سخن امام به پایان نرسیده بود که چهارمین نفر وارد مسجد شد. او در حالی که کنار دوستانش می‌نشست، عصای خود را جلو گذاشت و پرسید:
-یا علی! علم بهتر است یاثروت؟

بقیه در ادامه مطلب

ادامه نوشته

علم بهتر است یا ثروت؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

http://negarkhaneh.ir/UserGallery/2008/12/shaban_30120000_1_Fixed.jpg

معلم، شاگرد را صدا زد تا انشاء‌اش را درباره علم بهتر است یا ثروت بخواند.


پسر با صدایی لرزان گفت: ننوشتیم آقا..!


پس از تنبیه شدن با خط کش چوبی، او در گوشه کلاس ایستاده بود و در حالی که

دست‌های قرمز و باد کرده‌اش را به هم می‌مالید، زیر لب می‌گفت:


آری! ثروت بهتر است چون می‌توانستم دفتری بخرم و بنویسم!

معلمان عزیز و ای مردم یتیم نوازی یادتان نرود که در این باب امام علی میفرماید

ما مِن مُؤمِنٍ وَلا مُؤمِنَةٍ یَضَعُ یَدَهُ عَلى رَسِ یَتیمٍ تَرَحُّما لَهُ إِلاّ كَتَبَ اللّه  لَهُ بِكُلِّ شَعرَةٍ مَرَّت یَدُهُ عَلَیها حَسَنَةً؛
هیچ مرد و زن مؤمنى نیست كه دست محبت بر سر یتیمى بگذارد، مگر این كه خداوند به اندازه هر تار مویى كه بر آن دست كشیده است ثوابى برایش بنویسد.

بحارالأنوار، ج75، ص4، ح

ساعت فلش

تعداد 39 ساعت فلش در لینک زیر قرار داده شده است که می تواند آموزش ساعت

را برای دانش آموزان جذاب کند یا در ساخت محتوای آموزشی

به شما کمک نمایید.

برای دانلود بر روی تصویر زیر کلیک کنید.

برای دیدن اسم عشقتان کلیک کنید.

نه کلیک لازم نیستش.

 

برای دیدن اسم عشق تان کمی با انگشتان دست تان گوشه های چشم تان را بکشید! (مثل ژاپنی ها)

 

 

 

دیدین راست گفتم؟! نظرتون چیه؟؟؟؟؟؟

 

29 روش برای خلاق ماندن

در مورد مفهوم خلاقيت توافق عمومي وجود ندارد. خلاقيت را مي توان توليد انديشه، راهكار و مفاهيم غيرمعمول دانست كه از ديدن، الهام گرفتن و تشابه سازي مخصوص حاصل مي شود. ممكن است نتيجه اي منفي و يا مثبت داشته باشد. همه ما تکنیک های و کتاب های زیادی در مورد موفقیت و خلاق ماندن خوانده ایم اما به نظر لازم است گاهی خیلی از این اصول و روش ها را تیتروار در اختیار داشته باشیم.

29 روش برای خلاق ماندن

پاسخ امام علی (ع) در جواب به اینکه علم بهتر است یا ثروت؟

323536 locPfqfw 
پاسخ امام علی (ع) در جواب به اینکه علم بهتر است یا ثروت

جمعیت زیادی دور حضرت علی(ع) حلقه زده بودند. مردی وارد مسجد شد و در فرصتی مناسب پرسید:
یا علی! سؤالی دارم. علم بهتر است یا ثروت؟
علی(ع) در پاسخ گفت:
علم بهتر است؛ زیرا علم میراث انبیاست و مال و ثروت میراث قارون و فرعون و هامان و شداد.
مرد که پاسخ سؤال خود را گرفته بود، سکوت کرد. در همین هنگام مرد دیگری وارد مسجد شد و همان‌طور که ایستاده بود بلافاصله پرسید:

- اباالحسن! سؤالی دارم، می‌توانم بپرسم؟

امام در پاسخ آن مرد گفت: بپرس! مرد که آخر جمعیت ایستاده بود پرسید: علم بهتر است یا ثروت؟
علی فرمود:علم بهتر است؛ زیرا علم تو را حفظ می‌کند، ولی مال و ثروت را تو مجبوری حفظ کنی.
نفر دوم که از پاسخ سؤالش قانع شده بود، همان‌‌جا که ایستاده بود نشست. در همین حال سومین نفر وارد شد، او نیز همان سؤال را تکرار کرد،

و امام در پاسخش فرمود:
علم بهتر است؛ زیرا برای شخص عالم دوستان بسیاری است، ولی برای ثروتمند دشمنان بسیار!
هنوز سخن امام به پایان نرسیده بود که چهارمین نفر وارد مسجد شد. او در حالی که کنار دوستانش می‌نشست، عصای خود را جلو گذاشت و پرسید:
- یا علی! علم بهتر است یا ثروت؟
حضرت ‌علی در پاسخ به آن مرد فرمودند:
علم بهتر است؛ زیرا اگر از مال انفاق کنی کم می‌شود؛ ولی اگر از علم انفاق کنی و آن را به دیگران بیاموزی بر آن افزوده می‌شود.
نوبت پنجمین نفر بود. او که مدتی قبل وارد مسجد شده بود و کنار ستون مسجد منتظر ایستاده بود، با تمام شدن سخن امام همان سؤال را تکرار کرد.

حضرت‌ علی در پاسخ به او فرمودند:علم بهتر است؛ زیرا مردم شخص پولدار و ثروتمند را بخیل می‌دانند، ولی از عالم و دانشمند به بزرگی و عظمت یاد می‌کنند.
با ورود ششمین نفر سرها به عقب برگشت، مردم با تعجب او را نگاه ‌کردند. یکی از میان جمعیت گفت: حتماً این هم می‌خواهد بداند که علم بهتر است یا ثروت! کسانی که صدایش را شنیده بودند، پوزخندی زدند. مرد، آخر جمعیت کنار دوستانش نشست و با صدای بلندی شروع به سخن کرد:
یا علی! علم بهتر است یا ثروت؟
امام نگاهی به جمعیت کرد و گفت:
علم بهتر است؛ زیرا ممکن است مال را دزد ببرد، اما ترس و وحشتی از دستبرد به علم وجود ندارد. مرد ساکت شد.
همهمه‌ای در میان مردم افتاد؛ چه خبر است امروز! چرا همه یک سؤال را می‌پرسند؟ نگاه متعجب مردم گاهی به حضرت‌ علی و گاهی به تازه‌واردها دوخته می‌شد.
در همین هنگام هفتمین نفر که کمی پیش از تمام شدن سخنان حضرت ‌علی وارد مسجد شده بود و در میان جمعیت نشسته بود، پرسید:
- یا اباالحسن! علم بهتر است یا ثروت؟
امام فرمودند:
علم بهتر است؛ زیرا مال به مرور زمان کهنه می‌شود، اما علم هرچه زمان بر آن بگذرد، پوسیده نخواهد شد.
در همین هنگام هشتمین نفر وارد شد و سؤال دوستانش را پرسید که امام در پاسخش فرمود:
علم بهتر است؛ برای اینکه مال و ثروت فقط هنگام مرگ با صاحبش می‌ماند، ولی علم، هم در این دنیا و هم پس از مرگ همراه انسان است.
سکوت، مجلس را فراگرفته بود، کسی چیزی نمی‌گفت. همه از پاسخ‌‌های امام شگفت‌زده شده بودند که… نهمین نفر هم وارد مسجد شد و در میان بهت و حیرت مردم پرسید:
یا علی! علم بهتر است یا ثروت؟
امام در حالی که تبسمی بر لب داشت، فرمود:
علم بهتر است؛ زیرا مال و ثروت انسان را سنگدل می‌کند، اما علم موجب نورانی شدن قلب انسان می‌شود.
نگاه‌های متعجب و سرگردان مردم به در دوخته شده بود، انگار که انتظار دهمین نفر را می‌کشیدند. در همین حال مردی که دست کودکی در دستش بود، وارد مسجد شد. او در آخر مجلس نشست و مشتی خرما در دامن کودک ریخت و به روبه‌رو چشم دوخت. مردم که فکر نمی‌کردند دیگر کسی چیزی بپرسد، سرهایشان را برگرداندند، که در این هنگام مرد پرسید:
- یا اباالحسن! علم بهتر است یا ثروت؟
نگاه‌های متعجب مردم به عقب برگشت. با شنیدن صدای علی مردم به خود آمدند:
علم بهتر است؛ زیرا ثروتمندان تکبر دارند، تا آنجا که گاه ادعای خدایی می‌کنند، اما صاحبان علم همواره فروتن و متواضع‌اند.
فریاد هیاهو و شادی و تحسین مردم مجلس را پر کرده بود. سؤال کنندگان، آرام و بی‌صدا از میان جمعیت برخاستند. هنگامی‌که آنان مسجد را ترک می‌کردند،صدای امام را شنیدند که می‌گفت: اگر تمام مردم دنیا همین یک سؤال را از من می‌پرسیدند، به هر کدام پاسخ متفاوتی می‌دادم

پاسخ حضرت علی در جواب به سوال ریاضی…..


شخصی از امام علی(ع) پرسید: عددی را به دست من بده که قابل قسمت بر ۲، ۳، ۴، ۵، ۶، ۷، ۸، ۹ و ۱۰ باشد، بی آنکه باقی بیاورد.

323536 
dMEh7rAi1 پاسخ حضرت علی در جواب به سوال ریاضی.....

امام علی(ع) بی درنگ به او فرمودند: “اِضرب ایّام اَسبوعَک فی ایّام سِنَتِک”
یعنی: “روزهای هفته را بر روزهای یک سال خودت ضرب کن”

سؤال کننده هفت را در ۳۶۰ ضرب کرد؛ حاصل آن یعنی ۲۵۲۰ بر تمام آن اعداد قابل قسمت بود بی آنکه باقی مانده بیاورد.

منبع: شرح بهایه به نقل از ترجمه کشکول شیخ بهایی

استغفار ویژه ایام آخر ماه شعبان

اکنون ماه شعبان در حال سپری شدن است و رو به اتمام دارد. چه کنیم که از فیوضات این ماه بزرگ بی‌نصیب نمانیم؟

توصیه امام رضا علیه السلام درباره برخورداری از نعمات و فیوضات روزهای آخر ماه شعبان به اباصلت هروی، وقتی که در آخرین جمعه ماه شعبان، خدمت ایشان می‌رود، این‌گونه است:

اى اباصلت! ماه شعبان بیشترش گذشت و این جمعه آخر آن است، پس آنچه از اعمال خیر که در این ماه در انجام آن کوتاهى کرده‏اى در این چند روزى که باقى مانده است تدارک کن...

در ادامه، حضرت به اباصلت توصیه‌هایی می‌فرمایند که یکی از آن‌ها این است:

در باقی‏مانده این ماه زیاد این ذکر را بگو:

اللَّهُمَّ إِنْ‏ لَمْ‏ تَکُنْ‏ غَفَرْتَ‏ لَنَا فِیمَا مَضَى مِنْ شَعْبَانَ فَاغْفِرْ لَنَا فِیمَا بَقِیَ مِنْه‏

پروردگارا! اگر تاکنون در این ماه ما را نبخشیده اى، پس از تو می‌خواهیم که در باقی مانده این ماه ما را ببخشى و بیامرزى.

زیرا خداوند تبارک و تعالى در این ماه مردم بسیارى را از آتش آزاد مى‏کند.

 

 

منبع: عیون اخبار الرضا علیه السلام، ج2، ص52.


چرا دانه‌های تسبیح ۱۰۱ عدد است؟

به گزارش سرویس فضای مجازی خبرگزاری فارس به نقل از سایت شفقنا، آنچه از روایات استفاده می‌شود این است که در زمان ائمه(ع) تسبیح 34 دانه و 33 دانه وجود داشته است.

1. «وَ رَوَى عُبَیْدُ اللَّهِ بْنُ عَلِیٍّ الْحَلَبِیُّ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ ع قَالَ لَا یَخْلُو الْمُؤْمِنُ مِنْ خَمْسَةٍ مِسْوَاکٍ وَ مُشْطٍ وَ سَجَّادَةٍ وَ مِسْبَحَةٍ فِیهَا أَرْبَعٌ وَ ثَلَاثُونَ حَبَّةً وَ خَاتَمِ عَقِیقٍ»؛[1] امام موسی بن جعفر(ع) فرمود: مؤمن از پنج چیز بی‌نیاز نیست؛ مسواک، شانه، سجاده، تسبیح 34 دانه و انگشتر عقیق.

2. «قَالَ أَبُو الْحَسَنِ مُوسَى (ع) لَا تَسْتَغْنِی شِیعَتُنَا عَنْ أَرْبَعٍ خُمْرَةٍ یُصَلِّی عَلَیْهَا وَ خَاتَمٍ یَتَخَتَّمُ بِهِ وَ سِوَاکٍ یَسْتَاکُ بِهِ وَ سُبْحَةٍ مِنْ طِینِ قَبْرِ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ الْحُسَیْنِ ع فِیهَا ثَلَاثٌ وَ ثَلَاثُونَ حَبَّةً مَتَى قَلَبَهَا ذَاکِراً لِلَّهِ کَتَبَ اللَّهُ لَهُ بِکُلِّ حَبَّةٍ أَرْبَعِینَ حَسَنَةً وَ إِذَا قَلَبَهَا سَاهِیاً یَعْبَثُ بِهَا کَتَبَ اللَّهُ لَهُ عِشْرِینَ حَسَنَة»؛[2]

امام کاظم (ع) فرموده است: شیعیان ما از چهار چیز بى‌‏نیاز نیستند، حصیرى که بر آن نماز بگزارند و انگشترى که در دست کنند و مسواکى که با آن مسواک کنند و تسبیح از تربت سید الشهداء(ع) که داراى 33 دانه باشد، هرگاه با آن ذکر بگویند خداوند برایشان در قبال هر دانه آن چهار حسنه مى‌‏نویسد و هر گاه بدون این‌که ذکر بگویند، با آن تسبیح بازى کنند، خداوند براى آنان 20 حسنه می‌نویسد.

این دو روایت با هم منافاتی ندارند؛ و اگر جایی 34 دانه گفته شده به این جهت بوده که مهره بزرگ رشته تسبیح را که بالای همه مهره‌ها است، ‌به حساب آورده‌اند و آنجایی که 33 دانه ذکر شده، این مهره به حساب نیامده است؛ محمدتقی مجلسی(پدر علامه مجلسی) در این‌باره می‌نویسد: «سى و سه دانه اصل و یکى بر فوق همه و این تسبیح مولاة و واجب الاطاعة و المحبة ما فاطمه زهرا (صلوات اللَّه علیها) است؛ چون حمزه شهید شد آن‌حضرت از خاک قبر حمزه این تسبیح را ساختند و بعد از هر نمازى به آن تسبیح می‏کردند».[3]

آنچه اکنون مرسوم است، تسبیحی است که سه ردیف 33 دانه‌‌ای در آن وجود داشته و یک سر تسبیح و دو حد فاصل نیز در آن وجود دارد.

[1]. شیخ مفید، محمد بن محمد، کتاب المزار(مناسک المزار)، محقق و مصحح: ابطحى، محمد باقر، ص 152، کنگره جهانى هزاره شیخ مفید، قم، چاپ اول، 1413 ق.‏

[2]. شیخ طوسى، محمد بن حسن، ‏تهذیب الأحکام، محقق و مصحح: موسوی خرسان، حسن، ج 6، ص 75، دار الکتب الإسلامیة، تهران‏، چاپ چهارم، 1407 ق‏.

[3]. مجلسی، محمدتقی، لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه، ج 3، ص 443، مؤسسه اسماعیلیان، قم، چاپ یوم، 1414ق.

این مکان مجهز به دوربین مداربسته می باشد!

آیا می دانید تاثیر جمله

«این مکان مجهز به دوربین مداربسته می باشد»


لیبل  
هشدار دوربین مدار بسته



به مراتب بیشتراز جمله


«عالم محضر خداست در محضر خدا معصیت نکنید»


می باشد!!!!!!!!!!!!!

طرح نوشت :اگر به مکانی برویم که کسی هم در آنجا نباشد و این هشدا در آنجا نصب باشد

" این مکان مجهز به دوربین مدار بسته است"

آیا کاری انجام میدهیم که خلاف اخلاق باشد؟ خیر، مگر اینکه دیوانه باشیم  . همه میدانیم این دنیا مجهز به دوربین مدار بسته ای است که بی نهایت هارد برای ذخیره اعمال ما دارد.

ولی باز هم از این دوربین غافل میشويم.

عالم محضر خداست ؛ در محضر خدا معصیت نکنید

این جمله ی امام بزرگوار ره مصداق بارز همین طرح و سخن است

شیخ رجبعلي خياط و مرتاض

یکی از فرزندان شیخ رجبعلي خياط نقل میکند که : روزي با پدرم به کوه بی بی شهربانو رفته بودیم،در راه به مرتاضي برخوردیم،وی ادعاهایی داشت،پدرم به او فرمود:حاصل ریاضت های تو چیست؟
آن شخص با شنیدن این سخن،خم شد و از روی زمین قطعه سنگی را برداشت و آن را تبدیل به گلابی نمودو به پدرم تعارف کردو گفت:بفرمائید میل کنید.
پدرم فرمود: خوب!این کار را برای من کردی،بگو ببینم برای خدا چه داری؟ و چه کرده ای؟! مرتاض با شنیدن این سخن به گریه افتاد...
كيمياي محبت، يادنامه شيخ رجبعلي خياط،ص179

کفاره شکستن قسم چه می باشد؟

کفاره شکستن قسم چه می باشد؟

امام خمینی (ره)
آزاد کردن یک بنده یا اطعام ده مسکین یا پوشاندن آن ها اگر قدرت ندارد و نمی تواند سه روز روزه بگیرد.

تحریر الوسیله، نشر اسلامی ج2، ص 110، اول بحث کفارات و ص 102 م 16


آیت الله خامنه ای (دام ظلّه)
سیر کردن ده فقیر یا پوشانیدن آن هاست و اگر نتوانست باید سه روز روزه بگیرد و بنابر احتیاط واجب باید پی در پی باشد.
استفتائات جدید، ج 1 ص 73 س 374 و 376


آیت الله اراکی (ره)
کفاره عمل نکردن به قسم عمداً، یک بنده آزاد کند یا اطعام 10 مسکین یا پوشاندن آن ها و اگر نتواند 3 روزه بگیرد.
مسائل الواضحه، ج 2 ص 149، م 2684

آیت الله بهجت (ره)
اگر عمداً مخالف قسم عمل کند: باید یک بنده آزاد کند یا ده فقیر را سیر کند یا آنان را بپوشاند و اگر نتواند 3 روز، روزه بگیرد.
توضیح المسائل، 1377 سیزدهم، ص 425، م 2121
آیت الله خویی (ره) اگر از روی اختیار به قسم خود عمل نکند باید یک بنده آزاد کند و یا ده فقیر را سیر کند و یا آنان را بپوشانند و اگر اینها را نتواند باید 3 روز پی در پی روزه بگیرد


آیت الله تبریزی (ره)
اگر عمداً مخالفت قسم کند باید کفاره بدهد یعنی یک بنده آزاد کند و یا ده فقیر را سیر کند یا آنان را بپوشانند و اگر نتوانست 3 روز پی در پی روزه بگیرد.
توضیح المسائل، ستاره 1378
ششم، ص 438، م 2679


بقيه در ادامه مطلب


ادامه نوشته

فیلترشکن؛ صد در صد تضمینی

دریافت توضیحات بیشتر و دانلود این

فیل تر شک ن

در ادامه مطلب


ادامه نوشته

چرا نام حضرت على عليه السلام در قرآن نیامده است؟

 

اگر امامت يکى از اصول دين است، پس اهميت آن از توحيد و نبوت و عدل و معاد کمتر نيست، پس چرا آشکارا وجوب آن در قرآن مطرح نشده است؟

به گزارش تبریز بیدار به نقل از باشگاه خبرنگاران ، یکی از اصلی ترین شبهاتی که دشمنان اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام به مذهب تشیع وارد می کنند، عدم ذکر شدن نام مبارک أمیرالمؤمنین، حضرت علی علیه السلام در قرآن کریم است.

اکنون با توجه به این که در شب شهادت مولای متقیان، علی علیه السلام هستیم، با هدف بررسی علت بیان نشدن نام مبارک ایشان در قرآن کریم، خبرنگار ما در قم پرسشی از حضرت آیت الله سید «صادق روحانی» در این باره کرد. متن کامل این پرسش و پاسخ به شرح ذیل است:

پرسش: اگر امامت يکى از اصول دين است، پس اهميت آن از توحيد و نبوت و عدل و معاد کمتر نيست، پس چرا آشکارا وجوب آن در قرآن مطرح نشده است؟

پاسخ: باسمه جلت اسمائه؛ حديث غدير که شيعيان با آن امامت را اثبات مى کنند از نظر شيعه و سنى، مسلم و قطعى است زيرا هم از طرف شيعه و هم سنى به تواتر نقل شده است. اين حديث آشکارا بيان داشته که پيامبر صلى الله عليه وآله على عليه السلام را به امر الهى به جانشينى خود منصوب نمود. در عين حال، خداوند متعال در اين باره تأکيد نموده و تعهد کرده تا جان پيامبر صلى الله عليه وآله در امان باشد و در اثر اعتراض مردم به انجام اين کار گزندى به او نرسد.

ايرادى که بر جانشينى حضرت على عليه السلام وارد کردند اين بود که چرا آشکارا نام على عليه السلام در قرآن نيامده؟ ولى روشن شده که اگر نام مبارک حضرت على عليه السلام و امامان ديگر که از فرزندان او هستند در قرآن مى آمد، قرآن تحريف مى شد. و اين است راز عدم ذکر نام على عليه السلام و ائمه عليهم السلام در قرآن..; علاوه بر اين نقل صحيحى از ابى بصير است که گفت: «از امام صادق عليه السلام پرسيدم مردم مى گويند: براى چه نام على و اهل بيتش در قرآن نيامده است؟» امام صادق عليه السلام فرمودند: «به ايشان بگوييد حکم نماز بر پيامبر صلى الله عليه وآله نازل شد و خداوند تعداد رکعات که سه يا چهار باشد را معين نکرد و اين رسول خدا صلى الله عليه وآله بود که نماز را چنين تفسير کرد». (1) از اين روايت روشن مى شود که تمامى روايت هايى که بر ذکر نام ائمه عليهم السلام در قرآن دلالت مى کند منظورشان تفسير و تبيين و يا بيان شأن نزول و تأويل است بدون آنکه خداوند، ابلاغ صريح اين مسأله را امر کرده باشد.

---------------------------------------
1- قُولُوا لَهُمْ: إِنَّ رَسُولَ اللهِ صلى الله عليه وآله وسلم نَزَلَتْ عَلَيْهِ الصَّلاةُ وَ لَمْ يُسَمِّ اللهُ لَهُمْ ثَلاثاً وَ لاَ أَرْبَعاً، حَتَّى کانَ رَسوُلُ اللهِ صلى الله عليه وآله وسلم هُوَ الَّذى فَسَّرَ ذلِکَ لَهُمْ; اصول کافى، ج 1، ص 286; بحارالانوار، ج 35، ص 210; تفسيرالعياشى، ج 1، ص 249; تفسير فرات کوفى، ص 110.
منبع: شیعه آنلاین

خطبه بدون 'الف' امام علی علیه السّلام

جهان: در این اثنا، على علیه‏ السلام مرتجلاً و بدون هیچگونه تأمل و توقفى خطبه ‏اى خالى از حرف «الف» ایراد فرمودند كه بعدا به خطبه «مونقه» (شگفت‏انگیز و تعجب‏ آور) نامیده شد.

 
حَمِدْتُ مَنْ عَظُمَتْ مِنَّتُهُ، وَ سَبَغَتْ نِعْمَتُهُ، وَ سَبَقَتْ رَحْمَتُهُ، وَ تَمَّتْ كَلِمَتُهُ، وَ نَفَذَتْ مَشِیَّتُهُ وَ بَلَغَتْ حُجَّتُهُ، وَ عَدَلَتْ قَضِیَّتُهُ، حَمِدْتُ حَمْدَ مُقِرٍّ بِرُبُوبِیَّتِهِ، مُتَخَضِّعٍ لِعُبُودِیَّتِهِ، مُتَنَصِّلٍ مِنْ خَطیئَتِهِ، مُعْتَرِفٍ بِتَوْحیدِهِ، مُسْتَعیذٍ مِنْ وَعیدِهِ، مُۆَمِّلٍ مِنْ رَبِّهِ مَغْفِرَةً تُنْجیهِ، یَوْمَ یُشْغَلُ عَنْ فَصیلَتِهِ وَ بَنیهِ، وَ نَسْتَعینُهُ، وَ نَسْتَرْشِدُهُ، وَ نُۆْمِنُ بِهِ، وَ نَتَوَكَّلُ عَلَیْه، وَ شَهِدْتُ لَهُ بِضَمیرٍ مُخْلِصٍ مُوقِنٍ، وَ فَرَّدْتُهُ تَفْریدَ مُۆْمِنٍ مُتْقِنٍ، وَ وَحَّدْتُهُ تَوْحیدَ عَبْدٍ مُذْعِنٍ لَیْسَ لَهُ شَریكٌ فى مُلْكِهِ، وَ لَمْ یَكُنْ لَهُ وَلِىٌّ فى صُنْعِهِ، جَلَّ عَنْ مُشیرٍ وَ وَزیرٍ، وَ تَنَزَّهَ عَنْ مِثْلٍ وَ نَظیرٍ، عَلِمَ فَسَتَرَ، وَ بَطَنَ فَخَبَرَ، وَ مَلَكَ فَقَهَرَ، وَ عُصِىَ فَغَفَرَ، وَ عُبِدَ فَشَكَرَ، وَ حَكَمَ فَعَدَلَ، وَ تَكَرَّمَ وَ تَفَضَّلَ، لَمْ یَزَلْ وَ لَنْ یَزُولَ، وَ لَیْسَ كَمِثْلِهِ شَىْ‏ءٌ.وَ هُوَ قَبْلَ كُلِّ شَىْ‏ءٍ، وَ بَعْدَ كُلِّ شَىْ‏ءٍ، رَبٌّ مُتَفَرِّدٌ بِعِزَّتِهِ، مُتَمَلِّكٌ بِقُوَّتِهِ، مُتَقَدِّسٌ بِعُلُوِّهِ، مُتَكَبِّرٌ بِسُمُوِّهِ لَیْسَ یُدْرِكُهُ بَصَرٌ، وَ لَمْ یُحِطْ بِهِ نَظَرٌ، قَوِىٌّ، مَنیعٌ، بَصیرٌ، سَمیعٌ، عَلِىٌّ، حَكیمٌ، رَۆُفٌ، رَحیمٌ، عَزیزٌ، عَلیمٌ،
 
خواسته‏ اش در امور نافذ گردیده است. حجّتش كامل و حكمش عدل است. حمد مى‏گویم او را حمدِ كسى كه:
 
به پروردگارى او اقرار دارد، به فرمانبردارى او سر فرود آورده است، از گناهان خود عذرخواه است، به وحدت و یگانگى او اقرار دارد، به او از كیفر و جزایش پناه برده است، و از او امید آمرزش دارد؛ آمرزشى كه نجاتش مى‏دهد در روزى كه سختى آن به حدّى است كه او را از اینكه به اهل و فرزندان خود بیندیشد باز مى‏دارد. از او یارى مى‏ طلبیم و به او ایمان مى ‏آوریم و بر او توكّل مى‏كنیم.
 
از روى اخلاص و یقین به او گواهى مى‏دهم و یگانه‏ اش مى‏دانم همان گونه كه مۆمن محكم و استوار او را یگانه مى‏داند. او را یكتا مى‏شناسم، یكتا شناختن بنده‏اى كه اقرار و اعتراف دارد بر اینكه شریكى براى او در ملك و سلطنتش نیست و كمك كار و یاورى در صُنعش ندارد. بزرگ‏تر است از اینكه براى خود مشیر و وزیرى بگیرد و پاك و منزه است از اینكه مثل و مانندى داشته باشد. مى‏داند و پنهان مى‏كند و مى‏پوشاند و از باطن خبر دارد. مالك و قاهر است.
 
چون نافرمانى شود بیامرزد و چون عبادت شود، جزاى نیك دهد. وقتى حكم كند، در حكم خود عادل باشد و كرم نماید و تفضل فرماید. همیشه بوده و خواهد بود و چیزى مانند او نیست.
 
او پیش از هر چیزى بوده و بعد از هر چیز خواهد بود. پروردگارى است كه: به عزّت خود یگانه است، به قدرت خود، مالك است، به توانایى و قوّت خود، از هر عیبى مبرّا است، و به برترى خود، بزرگوار است. هیچ دیده‏اى او را درك نكند و نظر و دقتى او را فرا نگیرد. توانا است و كسى بر او قدرت نیابد. بینا، شنوا، بلندمرتبه، حكیم، مهربان، رحیم، قادر و علیم است.
 
عَجَزَ فى وَصْفِهِ مَنْ یَصِفُهُ، وَ ضَلَّ فى نَعْتِهِ مَنْ یَعْرِفُهُ، قَرُبَ فَبَعُدَ، وَ بَعُدَ فَقَرُبَ، یُجیبُ دَعْوَةَ مَنْ یَدْعُوهُ، وَ یَرْزُقُ عَبْدَهُ وَ یَحْبُوهُ، ذُو لُطْفٍ خَفِىٍّ، وَ بَطْشٍ قَوِىٍّ، وَ رَحْمَةٍ مُوَسِّعَةٍ، وَ عُقُوبَةٍ مُوجِعَةٍ، رَحْمَتُهُ جَنَّةٌ عَریضَةٌ مُونِقَةٌ، وَ عُقُوبَتُهُ جَحیمٌ مُۆْصَدَةٌ مُوبِقَةٌ، وَ شَهِدْتُ بِبَعْثِ مُحَمَّدٍ عَبْدِهِ وَ رَسُولِهِ وَ صَفِیِّهِ وَ حَبیبِهِ وَ خَلیلِهِ، بَعَثَهُ فى خَیْرِ عَصْرٍ، وَ فى حینَ فَتْرَةٍ، وَ كُفْرٍ، رَحْمَةً لِعَبیدِهِ، وَ مِنَّةً لِمَزیدِهِ، خَتَمَ بِهِ نُبُوَّتَهُ، وَ قَوّى بِهِ حُجَّتَهُ، فَوَعَظَ، وَ نَصَحَ، وَ بَلَّغَ، وَ كَدَحَ، رَۆُفٌ بِكُلِّ مُۆْمِنٍ، رَحیمٌ، وَلِىٌّ، سَخِىٌّ، ذَكِىٌّ، رَضِىٌّ، عَلَیْهِ رَحْمَةٌ، وَ تَسْلیمٌ، وَ بَرَكَةٌ، وَ تَعْظیمٌ، وَ تَكْریمٌ مِنْ رَبِّ غَفُورٍ رَحیمٍ،قَریبٍ مُجیبٍ، وَصَّیْتُكُمْ مَعْشَرَ مَنْ حَضَرَنى، بِتَقْوى رَبِّكُمْ، وَ ذَكَّرْتُكُمْ بِسُنَّةِ نَبِیِّكُمْ، فَعَلَیْكُمْ بِرَهْبَةٍ تُسَكِّنُ قُلُوبَكُمْ، وَ خَشْیَةٍ تَذْرى دُمُوعَكُمْ، وَ تَقِیَّةٍ تُنْجیكُمْ یَوْمَ یُذْهِلُكُمْ، وَ تُبْلیكُمْ یَوْمَ یَفُوزُ فیهِ مَنْ ثَقُلَ وَزْنُ حَسَنَتِهِ، وَ خَفَّ وَزْنُ سَیِّئَتِهِ، وَلْتَكُنْ مَسْئَلَتُكُمْ مَسْئَلَةَ ذُلٍّ، وَ خُضُوعٍ، وَ شُكْرٍ، وَ خُشُوعٍ، وَ تَوْبَةٍ، وَ نَزُوعٍ، وَ نَدَمٍ وَ رُجُوعٍ وَلْیَغْتَنِمْ كُلُّ مُغْتَنِمٍ مِنْكُمْ، صِحَّتَهُ قَبْلَ سُقْمِهِ، وَ شَیْبَتَهُ قَبْلَ هَرَمِهِ، وَسِعَتَهُ قَبْلَ عَدَمِهِ، وَ خَلْوَتَهُ قَبْلَ شُغْلِهِ، وَ حَضَرَهُ قَبْلَ سَفَرِهِ، قَبْلَ هُوَ یَكْبُرُ، وَ یَهْرَمُ، وَ یَمْرَضُ، وَ یَسْقَمُ، وَ یُمِلُّهُ طَبیبُهُ، وَ یُعْرِضُ عَنْهُ حَبیبُهُ، وَ یَتَغَیَّرُ عَقْلُهُ، وَ یَنْقَطِعُ عُمْرُهُ، ثُمَّ قیلَ هُوَ مَوْعُوكٌ، وَ جِسْمُهُ مَنْهُوكٌ، قَدْ جَدَّ فى نَزْعٍ شَدیدٍ، وَ حَضَرَهُ كُلُّ قَریبٍ وَ بَعیدٍ، فَشَخَصَ بِبَصَرِهِ، وَ طَمَحَ بِنَظَرِهِ، وَ رَشَحَ جَبینُهُ، وَ سَكَنَ حَنینُهُ، وَ جُذِبَتْ نَفْسُهُ، وَ نُكِبَتْ عِرْسُهُ، وَ حُفِرَ رَمْسُهُ، وَ یَتَمَ مِنْهُ وُلْدُهُ، وَ تَفَرَّقَ عَنْهُ عَدَدُهُ،
 
 هر كه او را وصف كند، عاجز و ناتوان مى‏گردد، و هر كه به معرفت او رسد، در تعیین صفت براى او گمراه مى‏شود. در عین دورى، نزدیك و در عین نزدیكى، دور است.
 
هر كه او را بخواند، اجابت كند و بندگان را روزى عطا فرماید. صاحب لطف نهان و عقوبت شدید است. رحمتش وسعت دارد و عقوبتش دردناك است؛ رحمتى كه همچون بهشتى است پهناور و شگفت‏انگیز، و عقوبتى كه كیفرش دوزخى است طبقه‏بندى شده و هلاك كننده. گواهى مى‏دهم كه محمّد صلى‏الله‏علیه‏و‏آله بنده و فرستاده و اختیار شده و حبیب او است كه او را در بهترین زمان‏هایى كه مقتضى برانگیختنِ پیامبر بوده، برانگیخت؛ زیرا مدّتى در فَترت گذشته بود و پیامبرى مبعوث نشده بود و كفر، عالم را فرا گرفته بود. این پیامبر، رحمتى براى بندگان و ازدیاد منت خداوند بر آنان بود. نبوت را به او ختم نمود و حجّت خود را با ارسال حضرتش قوت بخشید.
 
و اما آن پیامبر؛ موعظه كرد، نصیحت نمود، تبلیغ فرمود و به رنج افتاد. براى هر مۆمنى، مهربان، رحیم، دوست، با سخاوت، پاكیزه و پسندیده بود. رحمت و سلام و بركت و عظمت و كرامت خداوندِ آمرزنده مهربانِ نزدیكِ اجابت كننده بر او باد. من شما را به پرهیزگارى از نافرمانى خداوند سفارش مى‏كنم و به پیروى از روش پیامبرتان یادآورى مى‏نمایم.پس بر شما باد: به ترسى كه دل‏ها را آرامش دهد، به رعبى كه اشك‏ها را جارى كند، و تقوایى كه باعث نجات شما گردد از روزى كه به فراموشى اندازد و مبتلا گرداند. همان روزى كه بهره‏مند شود از آن هر كس كه كارهاى نیكش بسیار و كارهاى زشت و ناپسندش كم باشد.باید سۆال شما از پروردگارتان، سۆال بنده ‏اى باشد كه خوار و فروتن، و سرافكنده و شكرگزار است. مانند بنده‏اى كه توبه كرده و از نافرمانى كناره‏ گیرى كرده و پشیمان شده است. بنابراین، هر غنیمت‏شمارى از میان شما، باید غنیمت شمارد: سلامت خود را پیش از آنكه بیمار شود، میانسالى خود را قبل از آنكه پیر و فرتوت گردد، وسعتش را قبل از آنكه فقر گریبانگیرش شود، آسایش خود را پیش از آنكه گرفتار گردد، و فرصت هایش را پیش از سفر از این‏دار فانى: پیش از آنكه از كار افتاده گردد و مریض و ناتوان شود، پیش از آنكه طبیبش از علاج او باز ماند و دوستانش از او روى گردانند، پیش از آنكه عقلش زایل و عمرش تمام شود و اطرافیان آهسته با هم بگویند: «دیگر از حركت بازافتاده، جسمش كاهیده شده و سخت گرفتار جان كندن است.»  
 
در این حال، هر خویشاوندِ دور و نزدیكى بر بالینش حاضر شود، اما او در حالى كه چشم به بالا دوخته و پیشانیش را عرق فراگرفته؛ قلبش از حركت بازمانَد و جانش گرفته شود. و همسرش بیچاره و بدبخت گردد. قبرش را كنده و مهیا كنند، اولادش یتیم گردند، نزدیكانش پراكنده شوند.
 
وَ قُسِّمَ جَمْعُهُ، وَ ذَهَبَ بَصَرُهُ وَ سَمْعُهُ، وَ كُفِّنَ، وَ مُدِّدَ، وَ وُجِّهَ، وَ جُرِّدَ، وَ غُسِّلَ، وَ عُرِىَ، وَ نُشِفَ، وَ سُجِّىَ، وَ بُسِطَ لَهُ، وَ نُشِرَ عَلَیْهِ كَفَنُهُ، وَ شُدَّ مِنْهُ ذَقَنُهُ، وَ قُمِّصَ، وَ عُمِّمَ، وَ لُفَّ، وَ وُدِّعَ، وَ سُلِّمَ، وَ حُمِلَ فَوْقَ سَریرٍ، وَ صُلِّىَ عَلَیْهِ بِتَكْبیرٍ، وَ نُقِلَ مِنْ دُورٍ مُزَخْرَفَةٍ، وَ قُصُورٍ مُشَیَّدَةٍ، وَ حُجُرٍ مُنَضَّدَةٍ، فَجُعِلَ فى ضَریحٍ مَلْحُودٍ، ضَیِّقٍ مَرْصُوصٍ بِلِبْنٍ، مَنْضُودٍ، مُسَقَّفٍ بِجُلْمُودٍ، وَ هیلَ عَلَیْهِ حَفَرُهُ، وَ حُثِىَ عَلَیْهِ مَدَرُهُ، فَتَحَقَّقَ حَذَرُهُ، وَ نُسِىَ خَبَرُهُ وَ رَجَعَ عَنْهُ وَلِیُّهُ، وَ نَدیمُهُ وَ نَسیبُهُ، وَ حَمیمُهُ، وَ تَبَدَّلَ بِهِ قَرینُهُ، وَ حَبیبُهُ، وَ صَفِیُّهُ، وَ نَدیمُهُ فَهُوَ حَشْوُ قَبْرٍ، وَ رَهینُ قَفْرٍ، یَسْعى فى جِسْمِهِ دُودُ قَبْرِهِ و یَسیلُ صَدیدُهُ مِنْ مِنْخَرِهِ، یُسْحَقُ ثَوْبُهُ وَ لَحْمُهُ، وَ یُنْشَفُ دَمُهُ، وَ یُدَقُّ عَظْمُهُ، حَتّى یَوْمَ حَشْرِهِ، فَیُنْشَرُ مِنْ قَبْرِهِ، وَ یُنْفَخُ فِى الصُّورِ، وَ یُدْعى لِحَشْرٍ وَ نُشُورٍ، فَثَمَّ بُعْثِرَتْ قُبُورٌ، وَ حُصِّلَتْ صُدُورٌ، وَجىءَ بِكُلِّ نَبِىٍّ، وَ صِدّیقٍ، وَ شَهیدٍ، وَ مِنْطیقٍ، وَ تَوَلّى لِفَصْلِ حُكْمِهِ رَبٌّ قَدیرٌ، بِبَعیدِهِ خَبیرٌ وَ بَصیرٌ، فَكَمْ مِنْ زَفْرَةٍ تُضْنیهِ، وَ حَسْرَةٍ تُنْضیهِ، فى مَوْقِفٍ مَهُولٍ عَظیمٍ، وَ مَشْهَدٍ جَلیلٍ جَسیمٍ، بَیْنَ یَدَىْ مَلِكٍ كَریمٍ، بِكُلِّ صَغیرَةٍ وَ كَبیرَةٍ عَلیمٍ، حینَئِذٍ یُلْجِمُهُ عَرَقُهُ، وَ یَحْفِزُهُ قَلَقُهُ، عَبْرَتُهُ غَیْرُ مَرْحُومَةٍ، وَ صَرْخَتُهُ غَیْرُ مَسْمُوعَةٍ، وَ حُجَّتُهُ غَیْرُ مَقْبُولَةٍ، وَ تَۆُلُ صَحیفَتُهُ، وَ تُبَیَّنُ جَریرَتُهُ وَ نَطَقَ كُلُّ عُضْوٍ مِنْهُ بِسُوءِ عَمَلِهِ، وَ شَهِدَ عَیْنُهُ بِنَظَرِهِ، وَ یَدُهُ بِبَطْشِهِ، وَ رِجْلُهُ بِخَطْوِهِ، وَ جِلْدُهُ بِمَسِّهِ، وَ فَرْجُهُ بِلَمْسِهِ، وَ یُهَدِّدُهُ مُنْكَرٌ وَ نَكیرٌ، وَ كَشَفَ عَنْهُ بَصیرٌ، فَسُلْسِلَ جیدُهُ، وَ غُلَّتْ یَدُهُ، وَ سیقَ یُسْحَبُ وَحْدَهُ فَوَرَدَ جَهَنَّمَ بِكَرْبٍ شَدیدٍ، وَ ظَلَّ یُعَذَّبُ فى جَحیمٍ،
 
و اموالش تقسیم شود. در حالى كه دیدن و شنیدنش از دست رفته و كفنِ او را مهیا مى‏كنند؛ دست و پایش كشیده شود، رو به قبله گردد، جامه‏اش كنده و عریان شود، غسل داده شده و خشك گردد. آنگاه جایش آماده شده و كفنش را باز مى‏كنند. چانه‏اش را بسته، پیراهن (كفن) را بر او پوشانده، عمّامه بر سرش نهاده و در نهایت پیچیده شده و وداع كرده مى‏شود. و بر تابوت گذارده و بر او نماز مى‏خوانند. سپس از خانه‏ى زینت داده شده و قصرهاى محكم و اطاق‏هاى بر هم قرار گرفته [به سوى قبرستان] منتقل گردیده و در شكاف زمین جاى داده مى‏شود. مكانى كه میان لحدى تنگ كه با خشت‏ها به هم بسته شده و سقف آن از سنگ‏ها ترتیب داده شده قرار دارد.
 
در این زمان، بر او خاك و ریگ گور ریخته شود و او را سنگ‏هاى قبر فراگیرد. و آنچه از آن مى‏ترسید بر سرش آید. دوستانش، ندیمانش، خویشان و یارانش همه او را واگذارند و بازگردند. و همسر او، همسر دیگرى اختیار كند؛ او كه زمانى دوست و انتخاب شده و همخوابه‏اش بود، در آغوش دیگرى درآید در حالى كه او گرفتار تنهایى قبر باشد. [پس از مدتى نه چندان دور] كِرم‏هاى زمین بر جسدش هجوم آورند و از بینى و دهانش چرك و خون بیرون زند. جامه و گوشت بدنش پوسیده شود، خونش به زمین فرو رَوَد، جسمش خشك گردد و استخوانهایش باریك شود. او به همین حال بماند تا روز حشر فرا رسد و سر از قبر درآورد. روزى كه نفخه در صور دمیده شده و براى حشر خوانده شود. روزى كه قبرها زیر و رو شده و آنچه در دل آنهاست بیرون آید. روزى كه هر پیامبر و هر صدیق شهید و سخنورى حضور یابد و اختیار حكم و داورى براى پروردگارى است كه به افعال و كردار بندگان، دانا و بینا است.پس چه ناله‏هاى دلخراشى كه برنمى‏آید و چه حسرت‏هاى جانسوز كه پدیدار نمى‏شود؛ زیرا در جایگاه هولناك بزرگى نگهداشته شود و در برابر پادشاه كریمى قرار گیرد كه به هر كردار كوچك و بزرگ آگاه است. در این هنگام، عرق سراپاى او را فراگیرد، به شدت مضطرب شود، اشك بریزد؛ ولى كسى به او رحم نكند و بر آنچه فریاد كند، فریادرسى نباشد. حجّت او قبول نشود و نامه عملش به سویش بازگردد و نافرمانیهایش آشكار شود و [آنگاه] هر عضو او به سخن آید و از بدى كردارش خبر دهد: چشم او گواهى دهد به آنچه نظر افكنده، دست او گواهى دهد به سوى آنچه یازیده، پایش گواهى دهد به آنچه به سوى آن رفته، پوست او گواهى دهد با آنچه كه تماس داشته، فرج او گواهى دهد به آنچه كه لمس كرده. سپس منكر و نكیر او را تهدید كرده و بترسانند. رسوایى‏اش پدیدار شود [تا اینكه] زنجیر به گردن او گذارند و دستهایش را به غل ببندند و او را به تنهایى بِكِشند و به سختى در دوزخ وارد كنند. به ناچار، در آتش عذاب شود.
 
 
وَ یُسْقى شَرْبَةً مِنْ حَمیمٍ تَشْوى وَجْهَهُ، وَ تَسْلِخُ جِلْدَهُ، یَضْرِبُهُ زَبینَتُهُ بِمِقْمَعٍ مِنْ حَدیدٍ، یَعُودُ جِلْدُهُ بَعْدَ نَضْجِهِ بِجِلْدٍ جَدیدٍ، یَسْتَغیثُ فَیُعْرِضُ عَنْهُ خَزَنَةُ جَهَنَّمَ، وَ یَسْتَصْرِخُ فَیَلْبَثُ حُقْبَهُ بِنَدَمٍ، نَعُوذُ بِرَبٍّ قَدیرٍ مِنْ شَرِّ كُلِّ مَصیرٍ، وَ نَسْئَلُهُ عَفْوَ مَنْ رَضِىَ عَنْهُ، وَ مَغْفِرَةَ مَنْ قَبِلَ مِنْهُ، فَهُوَ وَلِىُّ مَسْئَلَتى وَ مُنْجِحَ طَلِبَتى، فَمَنْ زُحْزِحَ عَنْ تَعْذیبِ رَبِّهِ، سَكَنَ فى جَنَّتِهِ بِقُرْبِهِ، وَ خُلِّدَ فى قُصُورٍ مُشَیِّدَةٍ، وَ مُكِّنَ مِنْ حُورٍ عینٍ وَ حَفَدَةٍ، وَ طیفَ عَلَیْهِ بِكُئُوسٍ، وَ سَكَنَ حَظیرَةَ فِرْدَوْسٍ، وَ تَقَلَّبَ فى نَعیمٍ، وَ سُقِىَ مِنْ تَسْنیمٍ، وَ شَرِبَ مِنْ عَیْنٍ سَلْسَبیلٍ، مَمْزُوجَةٍ بِزَنْجَبیلٍ، مَخْتُومَةٍ بِمِسْكٍ عَبیرٍ، مُسْتَدیمٍ لِلْحُبُورِ، مُسْتَشْعِرٍ لِلسُّرورِ، یَشْرَبُ مِنْ خُمُورٍ، فى رَوْضٍ مُشْرِقٍ مُغْدِقٍ، لَیْسَ یَصْدَعُ مَنْ شَرِبَهُ، وَ لَیْسَ یَنْزِفُ، هذِهِ مَنْزِلَةُ مَنْ خَشِىَ رَبَّهُ، وَ حَذَّرَ نَفْسُهُ، وَ تَلِكَ عُقُوبَةُ مَنْ عَصى مُنِشْئَهُ، وَ سَوَّلَتْ لَهُ نَفْسُهُ، مَعْصِیَةَ مُبْدیهِ، ذلِكَ قَوْلٌ فَصْلٌ وَ حُكْمٌ عَدْلٌ، خَیْرُ قَصَصٍ قَصَّ وَ وَعْظٍ بِهِ نَصَّ، تَنْزیلٌ مِنْ حَكیمٍ حَمیدٍ، نَزَلَ بِهِ رُوحُ قُدُسٍ مُبینٍ، عَلى نَبِىٍّ مُهْتَدٍ مَكینٍ، صَلَّتْ عَلَیْهِ رُسُلٌ سَفَرَةٌ مُكَرَّمُونَ بَرَرَةٌ، عُذْتُ بِرَبٍّ رَحیمٍ مِنْ شَرِّ كُلِّ رَجیمٍ، فَلْیَتَضَرَّعْ مُتَضَرِّعُكُمْ، وَلِیَبْتَهِلْ مُبْتَهِلُكُمْ، فَنَسْتَغْفِرُ رَبَّ كُلِّ مَرْبُوبِ لى وَلَكُمْ.
 
 
چندان كه روى او پخته شود و پوست بدنش بعد از سوختن به پوستى دیگر تبدیل گردد. در برابر ناله‏ها و فریادهایى كه مى‏زند، خازنان جهنم از او روى بگردانند و جوابش را ندهند. و هر چه فریاد زند، كسى به فریادش نرسد [ و بدین ترتیب ] سال‏هاى درازى به ندامت و پشیمانى بگذراند. پناه مى‏بریم به خداوندِ قادرِ توانا از بدى هر پیشامد ناگوارى، و از او بخشش و عفو كسى را كه از او خشنود شده است درخواست مى‏كنیم و آمرزش كسى را كه از او قبول فرموده مسألت مى‏نماییم؛ كه او ولى نعمت خواسته‏ ها و برآورنده‏ى حاجات من است. پس كسى كه از عذاب پروردگار نجات یابد، به مقام قرب در بهشت ساكن شود و در قصرهاى محكمِ جاویدان بماند؛ در حالى كه به حورالعین و خدمتگزاران بهشتى دست یابد. جام‏ها از نوشیدنى‏ها برایش مهیا كنند و در فردوس اعلى جایگزینش نمایند. او در ناز و نعمت بگردد و از آب تسنیم بیاشامد و از چشمه سلسبیل؛ كه آمیخته به زنجبیل، و مُهر كرده به مُشك و عبیر است سیراب شود. او همواره در این نعمت‏ها و شادى‏ها زندگى مى‏كند و از شراب‏هایى كه در باغ‏هاى روشن و پر نور است، و آب‏هاى روان در آن جارى است، شرابى كه درد سر نیاورد و عقل را زایل نكند مى‏نوشند. این است منزلت و مقام كسى كه از پروردگار خود بترسد و نفس خود را بر حذر بدارد. و آن است كیفر كسى كه بر آفریننده‏ى خود عصیان بورزد و نفسش معصیت خالقش را براى او زینت داده و آسان نماید. این است گفتار به تفصیل و حُكم به عدل؛ بهترین قصه‏اى كه نقل شده و بهترین پندها كه بیان گردیده. از نزد حكیم حمید فروفرستاده شده و جبرئیل آن را به پیامبر هدایت كننده و صاحب جاه و مقام فرو آورده است. پیامبرى كه رسولان و سفیران مكرّم بر او درود فرستادند.
 
پناه مى‏برم به پروردگار مهربان از شر هر رانده شده‏ى گمراه كننده. پس باید تضرع كنند تضرع كنندگان و زارى نمایند زارى كنندگان. [در آخر] براى خودم و شما از پروردگار هر تربیت شده‏اى طلب مغفرت مى ‏كنیم.
 
پی نوشت:
 
مصباح كفعمى، ص 968؛ على و المناقب، صص 368 – 370؛ شرح ابن ابی الحدید، ج 19، صص 140 - 143؛ نهج السعادة فی مستدرک نهج البلاغه، ج 1 ، ص ،87 خ 20؛ کنز العمال، ج 16، صص 208 - 213 ؛ سفینة البحار، ج 1، ص 397 به نقل از جلد 9 بحارالانوار چاپ قدیم.
 
 
منبع: کتاب «علی علیه‏السلام و خطب نادره»، ترجمه مجید دایی، انتشارات زراره

لیلة الرغائب یکی از سه شب برتر سال

مدیر گروه اخلاق مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی با بیان اهیمت جایگاه ماه رجب نزد خداوند و رابطه آن با شرط ورود به دروازه بندگی، نخستین شب جمعه ماه رجب که به «لیلة الرغائب» موسوم است را همپای شب قدر دانست.

به گزارش  فارس، حجت‌الاسلام والمسلمین سید حسن هاشمی جزی، مدیر گروه اخلاق مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی با اشاره به اهمیت خاص ماه رجب، ابراز داشت: رجب یکی از سه ماه بزرگ عبادت و  بندگی خداست، یعنی ماه رجب به ماه شعبان و بعد از آن به ماه مبارک رمضان منتهی می‌شود که این سه ماه الهی در عبودیت و بندگی بسیار مهم است، این که شروع  ماه بندگی خداوند با ماه رجب است، نشان از جایگاه ممتاز این ماه در برابر ماه‌های دیگر دارد.

 

وی افزود: نکته دیگر درباره اهمیت ماه رجب این است که این ماه یکی از ماه‌های حرام است، همان طور که می‌دانید غیر از ماه رجب، ماه‌های ذی‌القعده، ذی‌الحجه و محرم نیز جز ماه‌های حرام به حساب می‌آیند، به طوری که این سه ماه به طور متوالی قرار گرفته‌اند، اما ماه رجب به طور جداگانه به عنوان ماه حرام محسوب می‌شود، لذا حکایت از اهمیت خاص رجب دارد.

 

حجت‌الاسلام هاشمی جزی با بیان اینکه ماه رجب نزد عرب جاهلی نیز از اهمیت خاصی برخوردار بوده است، اظهار داشت: عرب جاهلی در ماه رجب  جنگ را حرام می‌دانست و به همین جهت در این ماه شمشیرها را روی زمین می‌گذاشتند و همه در امنیت کامل بوده است؛ چرا که می‌خواستند به عبادت و تجارت بپردازند.

 

وی با اشاره به حدیثی از امام صادق علیه‌السلام در باب اهمیت ماه رجب، ادامه داد: امام جعفر صادق علیه‌السلام می‌فرماید: «اول ماه رجب همان روزی است که حضرت نوح علیه‌السلام تمام مؤمنین و بندگان خدا و حیوانات را به کشتی راه داد»، همچنین امام یاران خود را به روزه گرفتن اول ماه رجب توصیه کردند.

 

مدیر گروه اخلاق مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی با تاکید بر اینکه شب اول ماه رجب مانند روز اول رجب دارای اهمیت ویژه‌ای است، بیان داشت:  شب اول ماه رجب با شب‌زنده‌داری و روزش با روزه آغاز می‌شود، در این شب دعوت به بندگی توصیه شده است.

 

وی با اشاره به برخی از رویدادهای مهم ماه رجب، افزود: روز اول رجب، روز ولادت امام باقر علیه‌السلام و روز سوم رجب نیر شهادت امام علی النقی هادی علیه‌السلام قرار دارد، همچنین از اتفاقات مهم ماه رجب، اولین شب جمعه ماه رجب است که به «لیلة‌الرغائب» معروف است، روز دهم ماه رجب ولادت امام محمدتقی جواد الائمه علیه‌السلام و روز سیزدهم میلاد امام امیرالمؤمنین قرار دارد.

 

حجت‌الاسلام هاشمی جزی با اشاره به روز پانزدهم رجب سالروز وفات حضرت زینب سلام الله علیها، بیان داشت: روز هیجدهم ماه رجب روز وفات ابراهیم فرزند پیامبر اکرم (ص)؛  روز 25 ماه رجب شهادت امام موسی بن جعفر علیه‌السلام و روز 27 رجب نیز روز مبعث نبی مکرم اسلام(ص) است که نشان ‌دهنده این است که این ماه؛ ماه پر فضیلت و با برکتی است که بایستی به آن توجه شود.

 

خواندن هزار مرتبه ذکر «لا‌اله‌الا‌الله»/ برتری عمره رجب بر ماه‌های دیگر

 

وی در خصوص اعمال مستحبی این ماه، ادامه داد: در طول ماه رجب خواندن  هزار مرتبه دعای «اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ ذَا الْجَلالِ وَالْأِکْرامِ مِنْ جَمیعِ الذُّنُوبِ وَالآثامِ» که «شیخ صدوق» آن روایت کرده، همچنین در روایات توصیه شده که هر کس در ماه رجب هزار مرتبه ذکر «لا‌اله‌الا‌الله» را بگوید، خداوند صد هزار حسنه برای او می‌نویسد و صد کاخ بهشتی به او عنایت می‌کند.

 

مدیر گروه اخلاق مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی با اشاره  به دعای «یا مَنْ اَرْجُوهُ لِکُلِّ خَیْرٍ وَآمَنُ سَخَطَهُ عِنْدَ کُلِّ شَرّ» امام صادق علیه‌السلام پس از هر نماز در ماه رجب، ابراز داشت: در این ماه شریف زیارت اباعبدالله الحسین علیه‌السلام در آغاز و میانه‌‌ این ماه بسیار سفارش شده است، گر چه در هر روز بسیار پر برکت است، همچنین در این ماه، «ایام البیض» یعنی سیزدهم تا پانزدهم ماه، اعمال بسیار با فضیلتی خصوصاً اعمال ام داوود در بعدازظهر روز پانزدهم رجب سفارش شده است.

 

وی صدقه دادن در این ماه را از دیگر اعمال مستحبی برشمرد و افزود: انجام حج عمره در ماه رجب بسیار سفارش شده است، به طوری که عمره رجبیه از با فضیلیت‌ترین عمره‌ها محسوب می‌شود و در این ماه مسجدالحرام مملو از جمعیت است، حال اگر کسی نتوانست به حج عمره در ماه رجب برود، زیارت امام رضا علیه‌السلام که به «زیارت رجبیه» معروف است، توصیه شده است.

 

«لیلة الرغائب» یکی از سه شب برتر سال/ نماز 12 رکعتی در اولین شب جمعه ماه رجب

 

حجت‌الاسلام هاشمی جزی با اشاره به اولین شب جمعه ماه رجب، اظهار داشت:  یکی از سه شب مهم سال «لیلة‌الرغائب» است؛ یعنی بعد از شب قدر و شب نیمه شعبان، «لیلة‌الرغائب» جایگاه بسیار درخشانی دارد و این شب، همان شبی است که پیامبر(ص) درباره آن فرموده است: «در آسمان‌ها جنبش و خروش خاصی هست و فرشتگان الهی به دعا و مناجات مشغول می‌شوند»، لذا در روز پنج‌شنبه اولین ماه رجب روزه توصیه شده و در شامگاه آن  بین نماز مغرب و عشا، 12 رکعت نماز دو رکعتی گذارده می‌شود.

 

دروازه بندگی خدا از امام علی(ع) به رسول (ص) و از پیامبر(ص) به خدا

 

وی ادامه داد: به عبارتی دیگر 6 تا نماز 2 رکعتی که در هر رکعت بعد از «حمد»، سه مرتبه «سوره قدر» و 12 مرتبه سوره «توحید» بایستی خوانده شود، بعد از اینکه نماز تمام شد، این‌گونه خطاب ‌دهد: «اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی‏ مُحَمَّدٍ النَّبِیِّ الْأُمِّیِّ وَ عَلی‏ آلِهِ» سپس به سجده رود و 70 مرتبه این ذکر را بگوید: «سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّ الْمَلائِکَةِ وَالرُّوحِ» بعد از سجد بلند ‌شود و بگوید: «رَبِّ اغْفِرْ وَارْحَمْ وَتَجاوَزْ عَمَّا تَعْلَمُ اِنَّکَ اَنْتَ العَلِیُّ الْعَظیمُ»، آن گاه به سجده رود و 70 مرتبه ذکر‌« سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّ الْمَلائِکَةِ وَالرُّوحِ» را بخواند.

 

مدیر گروه اخلاق مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی با بیان اینکه نماز «لیلةالرغائب» مقدمه‌ای برای تجهد و شب زنده‌داری است،‌خاطرنشان کرد: ماه رجب، ماه خدا و ماه امیرالمؤمنین علیه‌السلام نامیده شده است،  اینکه خداوند ماه رجب، ماه شعبان و ماه رمضان را کنار هم قرار داده است، بی‌حکمت نبوده، در واقع این سه ماه برای رسیدن انسان به خداست که مراتب درجات کمال در ماه رمضان را درک ‌کنند.

 

وی افزود: رجب، ماه امیرالمؤمنین(ع)، ماه شعبان؛ ماه رسول اکرم(ص) و ماه رمضان؛ ماه خداست، پس دروازه بندگی خدا از امام علی(ع) به رسول اکرم(ص) و از رسول اکرم(ص) به خدا منتهی می‌شود.

نماز اول وقت و فواید آن

پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) می­فرماید: هیچ بنده ای نیست که مراقب اوقات نماز باشد مگر اینکه سه چیز را برای او تضمین می کنم؛ «آسودگی در هنگام مردن»، «از بین رفتن غم و اندوه ها»، و «نجات از آتش جهنم».

نویسنده وبلاگ هم اندیشی دینی نوشت: 

 

خدایا ! کیست که طعم محبتت را چشید و جز تو کسی را آرزو کرد ؟ کیست که به نزدیک تو مقام گرفت و لحظه ای روی گرداندن توانست ؟ خدایا ! ما را از آنانی قرار ده که به دوستی خود برگزیده ای و به عشق و محبت خود خالصشان کرده ای و مشتاق دیدارشان ساخته ای و به خواست خود خشنودشان کرده ای و نعمت دیدار را عطاشان کرده ای . در مقام رضایتشان نشانده ای و در غربت و تنهایی در پناهشان گرفته ای و در جوار خود به عالم راستی و حقیقت جایگاهشان بخشیده ای و به شناخت خود معرفتشان داده ای و سزاوار پرستششان کرده ای .

 

نماز اوّل وقت: 

 

کسانی که نماز خود را در اوّل وقت آن به جا می آورند در مقایسه با کسانی که اینگونه نیستند، نگرش یکسانی در مورد نماز ندارند. گروه دوم هر وقت به یاد نماز خوانده  نشده ی خود می افتند، دلهره  و اضطرابی وجودشان را فرا می گیرد. این دلشوره ادامه دارد تا اینکه نماز خود را بخوانند و از دستش خلاص شوند. چنین نمازی، نه از روی عشق و محبّت به نماز؛ بلکه به انگیزه ی رهایی از این تکلیف سخت بوده است. این افراد به نماز به عنوان تکلیفی سنگین و نگران کننده نگاه می کنند و ممکن است از اعماق وجود دوست داشته باشند که «ای کاش خداوند تکلیفی به عنوان نماز نداشت!». این نگرش موجب می شود تا به تدریج از نماز فاصله گیرد و ـ نعوذ بالله ـ برای مدتی اصل نماز را کنار بگذارد تا اینکه وقتی به یاد نماز افتاد با خود بگوید: «اصلا نماز نمی خوانم تا اینکه دلشوره ی انجام ندادن این تکلیف در وجودش سایه نیندازد!». 

 

در مقابل، کسی که نماز خود را در اوّل وقت آن به جا می آورد، هر وقت به یاد نماز می افتد نفس راحتی می­کشد و از اینکه وظیفه ی خود را به موقع انجام داده احساس «عزّت نفس» و «ارزشمندی» می کند. نماز این شخص، نه به نیّت ادای تکلیف و رهایی از آن؛ بلکه از روی محبّت و علاقه به خدای متعال و عشق به انجام تکلیف الهی است. نماز اوّل وقت نزد خدای سبحان ارزش بسیار زیادی دارد و تا وقتی که این نمازگزار مقید به نماز اوّل وقت است، شیطان نمی تواند به راحتی در او نفوذ کرده و توفیق نماز را از او سلب نماید. 

 

بنابراین برای این که همیشه نماز بخوانید بهترین کار این است که مقید به نماز اوّل وقت شوید. توجه داشته باشید که شیطان برای این که نماز را از شما بگیرد، سعی دارد تا در اوّلین قدم شما را از نماز اوّل وقت دور سازد. اگر توانست کسی را از نماز اوّل وقت دور سازد، به تدریج فاصله ی او را با نماز اوّل وقت بیشتر و بیشتر می کند تا جایی که شخص را در لبه ی پرتگاه ترک نماز قرار دهد و با اندک تلنگیری در تنهایی و تاریکی ترک نماز رهایش سازد. پس وقتی تصمیم گرفتید نماز را در اوّل وقت بخوانید، مقید باشید که حتی برای نیم ساعت هم که شده آن را به تأخیر نیندازید؛ چرا که پذیرش تأخیر نیم ساعتی، فتح بابی برای شیطان است تا امیدوارانه به وسوسه ها و فشارهای خود ادامه دهد و شما را راضی به پذیرش تأخیرهای بیشتر نماید. 

 

توجه: کسانی که به علت موقعیت کاری و درسی خود نمی توانند نماز را هنگام اذان اقامه کنند، لااقل در اوّلین فرصت ممکن نماز خود را اقامه کنند، تا از فیض و برکات نماز اوّل وقت بی بهره نمانند. 

 

فضیلت نماز اول وقت در روایات: 

 

پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) می فرماید: هیچ بنده ای نیست که مراقب اوقات نماز باشد مگر اینکه سه چیز را برای او تضمین می کنم؛ «آسودگی در هنگام مردن»، «از بین رفتن غم و اندوه ها»، و «نجات از آتش جهنم».[1] 

 

امیرالمؤمنین (علیه السلام) می فرماید: در خواندن [به موقع] نمازهای پنج گانه مراقبت کنید؛ زیرا این نمازها در پیشگاه خداوند متعال منزلت خاصی دارند.[2] 

 

پی نوشتها: [1] . قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله) : مَا مِنْ عَبْدٍ اهْتَمَّ بِمَوَاقِیتِ الصَّلاةِ وَ مَوَاضِعِ الشَّمْسِ إِلَّا ضَمِنْتُ لَهُ الرَّوْحَ عِنْدَ الْمَوْتِ وَ انْقِطَاعَ الْهُمُومِ وَ الأَحْزَانِ وَ النَّجَاةَ مِنَ النَّارِ. (مستدرک‏الوسائل، ج3، ص148، ح32) [2] . امیرالمؤمنین (علیه السلام): حافِظُوا عَلَى الصَّلَواتِ الْخَمْسِ فِی أَوْقَاتِهَا فَإِنَّهَا مِنَ اللَّهِ جَلَّ وَعَزَّ بِمَکَانٍ. (بحارالأنوار، ج74، ص294) 

 

دنيا در كلام اميرالمومنين ﴿عليه السلام﴾

«خُذ مِن الدُّنیا ما أَتاکَ، و تَوَلَّ عمَّا تَولّى عنک، فإن أنت لم تَفعل
فأجمِل فى الطَّلَب.»(نهج البلاغه، حکمت ۳۹۳)

از دنیا همان قدر بگیر که به تو مي‌رسد و آنچه از تو رو گرداند، نادیده
بگیر و اگر نمي‌توانى چنین باشى لااقل خواسته‌ات را کمتر کن.

***********************************************************

«إذا أقبلت الدّنیا على أحدٍ أعارته محاسن غیره، و اذا أدبرت عنه سلبته
محاسن نفسه.»(مروج الذهب، ج ۳، ص ۴۳۴)

اگر دنیا به کسى رو کند، خوبیهاى دیگران را به طور موقت به او مي‌دهد،
و زمانى که به کسى پشت کند، امتیازات و نیکیهاى خود او را هم از او مى‏گیرد.

***********************************************************

«مَن طَلَبَ الدُّنیا طَلَبهُ المَوت حتّى یُخرِجَه عَنها، وَ مَن طلب الآخره طلبته
الدّنیا حتّى یستوفى رزقه منها.». (العقد الفرید، ج ۳، ص ۱۵۷)

آن که دنبال دنیا رود، مرگ دنبالش مي‌رود تا او را از دنیا ببرد و آن كس
که طالب آخرت است، دنیا در طلبش مي‌رود تا رزقش را به او برساند.

***********************************************************

«لایترک الناس شیئاً من أمر دینهم لاستصلاح دنیاهم الّا فتح اللّه علیهم
ما هو أضرّ منه.»(نهج البلاغه، حکمت ۱۰۶)

مردم چیزى از امور دینشان را به نفع دنیایشان ترک نمي‌کنند، مگر آن
که خداوند زیان‌بارتر از آن را به رویشان خواهد گشود.

***********************************************************

«من أصبح على الدّنیا حزیناً فقد أصبح لقضاء اللّه ساخطاً…و من لهج قلبه
بحبّ الدنیا التاط قلبه منها بثلاثٍ: همّ لا یغبّه، و حرص لا یترکه ، و أملٍ لا
یدرکه.»(تذکره الخواص، ص ۱۴۴)

کسى که به خاطر دنیا اندوهگین باشد، از قضا و قدر الهى ناخشنود است…
و آن که دلش با دوستى دنیا پیوند خورده باشد، قلبش به سه چیز آلوده گردد:
اندوهى که از او جدا نشود، حرصى که او را ترک نگوید و آرزویى که هیچگاه به
آن نخواهد رسید.

***********************************************************

«مثلُ الدُّنیا کَمَثَل الحَیَّهِ ، لَیِّنٌ مَسُّها ، وَ السَّمُّ الناقِعُ فى جَوفِها ، یَهوى إلیها
الغِرُّ الجاهل ، و یَحذَرُها ذواللُّب العاقِل.» (نهج البلاغه، حکمت ۱۱۹)

دنیا همانند مار است ، لمس کردن آن ، نرم و ملایم است اما درونش
از زهر آکنده است، لذا فریب خورده نادان به آن میل پیدا مي‌کند و هوشیار عاقل از آن
حذر مى‏کند.

***********************************************************

«احذروا الدّنیا فإنّها غذّارهٌ غرّارهٌ خدوعٌ، معطیهٌ منوعٌ، ملبسهٌ نزوع، لایدوم
رخاؤها، ولا ینقضى عناؤها، و لا یرکد بلاؤها.». (همان، خطبه ۲۲۰)

از زرق و برق دنیا بر حذر باشید که دنیا خیانتکارى است فریبنده و نیرنگ‌باز،
بخشنده‏اى است منع کننده، پوشنده‏اى است برهنه سازنده ، آرامش آن بى‌دوام ، مشکلاتش
بى‌پایان، و بلاهایش قطع ناشدنى است.

***********************************************************

«مَن کانَتِ الدُّنیا هَمَّهُ کَثُرَ فى القیامهِ غَمُّه.» (شرح ابن ابى الحدید، ج ۲۰، ص ۲۱۱)

کسى که دنیا همتش باشد در قیامت اندوهش بسیار گردد.

***********************************************************

«مَن کانَتِ الدُّنیا هَمَّهُ اشتدّت حَسرَتُهُ عِندَ فِراقِها.» (مستدرک نهج البلاغه، ص ۱۶۵)

آن که دنیا همتش باشد به هنگام جدایى از آن، حسرتش شدید خواهد بود.

***********************************************************

«الدُّنیا سَمٌّ یَأکُلُهُ مَن لا یَعرِفُه.»(غررالحکم، ج ۱، ص ۶۹)

دنیا، زهرى کشنده است هر که نشناسدش آن را مى‏خورد.

***********************************************************

«المَغبُونُ مَن شَغَلَ بِالدُّنیا، وَفاتَه حَظُّهُ مِن الآخره.»(همان، ص ۱۰۶)

زیانکار کسى است که سرگرم دنیا شده و بهره‏اش از آخرت از
دستش رفته است.



***********************************************************

«إیّاک و الوَلَهَ بالدُّنیا، فإنّها تُورِثُکَ الشَّقاءَ وَ البَلاء، و تَحدُوک على بَیعِ البَقاءِ
بالفَناء.» (نهج البلاغه، خطبه ۲۸)

بر تو باد به دورى از شیفتگى به دنیا، زیرا که تو را به بدبختى و گرفتارى
مى‏اندازد و تو را به طرف فروختن آخرت به سراى نیستى مى‏راند.

 

 

نیکوترین گفتار در بیان حضرت علی (ع)

امام علي(ع) مي‌فرمايند: « احسن الكلام مازانه حسن النظام و فهمه الخاص و العامّ» نيکوترين گفتار، کلامي است که منطق و نظم زيبايش کرده باشد و همه فهم باشد.

 از ديگر آداب سخن، متقن و استواربودن آن است و به گفته حضرت علي‌(ع) نيکوترين کلام، کلامي است كه استوار، محکم و پاكيزه باشد.

اميرالمومنين(ع) همچنين بارها بر صدق و نيكويي گفتار سفارش كرده و فرموده‌اند: « خير المقال ما صدّقه الفعال » بهترين گفتار کلامي است که عمل و رفتار فرد ثابتش کند.( سفينة البحار )

در غرر الحكم نيز بر اين مساله تاكيد شده كه بهترين کلام، گفتاري است که خسته کننده نباشد و از گوينده نکاهد، يعني جايگاه گوينده‌اش را پايين نياورد «خير الكلام ما لا يملّ و لا يقلّ».

همچنين ايشان به منظم و همه فهم بودن سخن هم اشاره كرده و فرموده‌اند: نيکوترين گفتار، کلامي است که منطق و نظم زيبايش کرده باشد و همه فهم باشد.

منبع: سرويس دين و انديشه خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)

آیا میدانید سجده درنماز چه اثری بر بدن دارد؟


یک دانشمند غیر مسلمان از اروپا تحقیقات را شامل یافتن بهترین روش برای خارج کردن امواج الکترومغناطیسی که بدن آسیب می رساند را انجام داد.

با گذاشتن پیشانی تان بیشتر از یک بار بروی زمین ، زمین امواج الکترو مغناطیسی را تخلیه خواهد کرد !

سجده بر خاک راهکار دفع امواج الکترومغناطیسی برای شهروندان الکترونیکی
یکی از معضلات عصر الکترونیک و به تبع ان زندگیهای الکترونیکی صدمات و لطمات ناشی از امواج تکنولوژیهای این عصر برای کاربران می باشد.

تجهیزات صوتی و تصویری ، موبایل ، کامپیوتر و ......
یک دانشمند غیر مسلمان (از اروپا) تحقیقاتی را مبتنی بر یافتن راهکاری برای خارج کردن امواج الکترومغناطیسی که به بدن آسیب می رساند، انجام داده است.
جناب آقای غفوریان با استناد به یافته های این دانشمند مطلب جالب و ارزشمندی را تهیه و تنظیم نموده اند که روئیت این مطلب قطعا برای عزیزان خالی از لطف نمی باشد.

سجده بر خاک راهکار دفع امواج الکترومغناطیسی

سجده بر خاک راهکار دفع امواج الکترومغناطیسی

سجده
بدن شما به طور روزانه مقدار زیادی امواج الکترومغناطیس دریافت میکند.
شما امواج الکترو مغناطیس را از طریق تجهیزات الکتریکی که استفاده می کنید و نمی توانید کنار هم بگذارید ونا خواسته این امواج را دریافت می کنید.

سجده بر خاک راهکار دفع امواج الکترومغناطیسی

همچنین از طریق لامپهای روشن که حتی برای یکساعت هم خاموش نمی شوند

سجده بر خاک راهکار دفع امواج الکترومغناطیسی

شما منبعی هستید که مقدار زیادی امواج الکترومغناطیس دریافت می کنید.به عبارت دیگر شما با امواج الکترومغناطیس شارژ می شوید بدون اینکه بفهمید!
سردرد هستید! احساس ناراحتی می کنید!
تنبلی در کار و درد در مکان های مختلف!
این را فراموش نکنید وقتی بعضی از این علایم را احساس کردید!
راه حل همه اینها چیست!!؟؟
با گذاشتن پیشانی تان بیشتر از یک بار بر زمین، زمین امواج الکترومغناطیس مضر را تخلیه خواهد کرد!این شبیه زمین کردن ساختمانهایی است که احتمال برخورد سیگنالهای الکتریکی (مانند رعد و برق) وجود دارد تا امواج از طریق زمین تخلیه شود.
بنابراین سر را بر خاک بگذارید تا امواج الکتریکی مثبت تخلیه شود!
آنچه این تحقیق را بیشتر شگفت انگیز می کند:
بهتر است که پیشانی تان را بر خاک بگذارید!
و آنچه شگفت انگیزتر است اینکه:
بهترین راه که پیشانی تان را بر خاک بگذارید حالتی است که رو به مرکز زمین باشید چرا که در این حالت امواج الکترومغناطیس بهتر تخلیه خواهد شد.
و بیشتر تعجب خواهید کرد وقتی بدانید بر اساس اصول علمی ثابت شده که مکه مرکز زمین است.
و کعبه درست مرکز زمین است!

سجده بر خاک راهکار دفع امواج الکترومغناطیسی

بنابراین سجده در نمازتان:
بهترین راه برای تخلیه سیگنالهای مضر از بدن است !
این همچنین کمال مطلوب برای نزدیکی به قادر مطلق است، او که جهان را اینگونه خلاق آفرید !
موضوعاتی وجود دارد که دلیل انجام قطعی آن را نمی دانیم ، اما دیر یا زود ممکن است شما دلیلش را پیدا کنید !

در هر حال شما باید به خداوند متعال ایمان داشته باشید ، و بدانید هر آنچه برای او انجام می دهید
بهترین برای شماست

ما به خاک نمی افتیم تا امواج الکترومغناطیس تخلیه شود، بلکه برای اطاعت خدای قادر متعال سجده می کنیم! ما به فرمان خدا اعتقاد داریم که همیشه در آن معرفتی است! ایمان ما بخاطر آفریننده است! او همه چیز را می داند!
اما،از آنجا که دلیل علمی وجود دارد لازم است به مردم نشان داده شود تا هرآنچه مسلمانان انجام می دهند را ببینند؛ این برای همه خوب است!
این یافته ها ثابت می کند که جزء جزء برنامه ها و دستورات دین ما هدفمند می باشد.

نصيحت، تربيت نيست

 
اين خيلي جالبه اگه وقتشو دارين حتما مطالعه كنيد


                                                                                             نويسنده:مرضيه محمدي

منبع:روزنامه همشهری
در شرايطي كه راه و روش تربيت را نمي‌دانيم اگر هيچ اقدامي نكنيم، به تربيت فرزندان كمك بيشتري مي‌كنيم.


--------------------------------------------------------------------------------

اگر بتوانيم از تربيت ناشيانه خودداري ورزيم، به تربيت شدن كودكان ياري مؤثرتري مي‌رسانيم. اگر مي‌دانستيم كه رها كردن مشكلات موقت كودك به جاي دستكاري‌هاي ناشيانه چه‌قدر به بهبود و كاهش آنها كمك مي‌كند دست از درمان آسيب‌زا برمي‌داشتيم.


--------------------------------------------------------------------------------

اگر مي‌دانستيم كه چگونه، چه حرف‌هايي نزنيم و چگونه، چه اندرزهايي ندهيم به رسايي پيام تربيت قدرت بيشتري مي‌بخشيديم. اگر مي‌دانستيم كه چگونه تربيت نكنيم و چگونه تعليم ندهيم و چگونه تشويق و تنبيه نكنيم، به خوديابي، خودآموزي و خود رهبري كودك ياري بيشتري مي‌رسانديم.


--------------------------------------------------------------------------------

اگر قدري تأخير در تربيت كودكان داشتيم به پختگي آنها كمك بيشتري مي‌كرديم. اگر از تب حرف باز مي‌ايستاديم، اگر از هجوم طرح‌ها و برنامه‌هاي تربيت عاريه‌اي دست برمي‌داشتيم، قوه كشف و ابداع در افراد را فزوني مي‌بخشيديم. اگر مي‌توانستيم حكيمانه خاموش باشيم، در تأثيرگذاري بر وجود فرزندانمان گوياتر بوديم. اگر مي‌توانستيم به موقع كنار بكشيم تا كودك، خود را نه در ما بلكه در خود باز يابد دخالت فعال‌تري در تربيت او داشتيم.


--------------------------------------------------------------------------------

اگر مي‌توانستيم اندكي نسبت به مسئوليت و رفع بي‌تفاوتي آنها كمك كنيم و اگر مي‌توانستيم به جاي آنها ارزش‌گذاري نكنيم؛ به استقلال، اعتماد به نفس، پشتكار و اراده آنها عظمت بيشتري مي‌بخشيديم و اگر مي‌توانستيم در محبت كردن معتدل باشيم، به جديت و اعتدال فرزندانمان در زندگي كمك بيشتري مي‌كرديم.


--------------------------------------------------------------------------------

اگر مي‌توانستيم اراده كودكان را در مقابله با دشواري‌ها و چالش‌هاي زندگي تقويت كنيم به خودسازي، خودكفايتي و خود اتكايي آنها كمك بيشتري مي‌كرديم. اگر مي‌توانستيم و تحمل آن را داشتيم تا فرزندانمان را اندكي ناكام كنيم، آنها را به درك لذت كاميابي ارتقاء مي‌بخشيديم. اگر مي‌توانستيم طعم آزادگي و قناعت را در نداري و محروميت مصلحتي به آنان بچشانيم فضيلت سيري و مناعت طبع را در آنها دروني مي‌كرديم.


--------------------------------------------------------------------------------

اگر مي‌دانستيم كه نصيحت كردن، آموزش دادن نيست؛ ارايه مطالب ديني، تربيت ديني نيست؛ عادت دادن، ايجاد اخلاق دروني شده نيست؛ ياد دادن، تعليم دادن نيست؛ پاسخ دادن، قانع كردن نيست؛ نوازش كردن، محبت كردن نيست؛ ترحم كردن، احترام گذاشتن نيست؛ تعظيم كردن، تكريم كردن نيست و... به فهم راه و روش تربيت، نزديك‌تر مي‌شديم.


--------------------------------------------------------------------------------

اگر مي‌دانستيم زينت دوستي، زيبايي دوستي نيست؛ آراسته شدن، لباس به رسم روز پوشيدن نيست؛ دانش‌آموختن، دريافت گواهي‌نامه نيست؛ پرهيزگار بودن، گريز از صحنه نيست؛ منعم بودن، پولدار بودن نيست؛ دلبسته بودن، برده بودن نيست؛ پاي بندي به وظيفه، تسليم بودن به فرمان ديگري نيست؛ مردم خواه بودن، مردم‌داري نيست؛ مصمم بودن، لجوج بودن نيست؛ موقر بودن، تكبر كردن نيست؛ احترام گذاشتن به خود، افاده نمودن به ديگران نيست؛ به عدالت رفتار كردن، تلافي نمودن نيست؛ شنيدن، گوش فرا دادن نيست؛ ديدن، بصيرت يافتن نيست؛ ايمن بودن، محفوظ ماندن نيست؛ آسودگي، لميدگي نيست؛ هم‌نوايي، هم انديشي نيست؛ محجوب بودن، مستور بودن نيست؛ مشاركت دادن، واگذار كردن نيست؛ حفظ كردن صرف قرآن، قرآني شدن نيست؛ امنيت رواني، روان آسايي نيست؛ اعانه دادن، عدالت ورزي نيست؛ دل‌خوشي، تن پروري نيست؛ خردورزي، دانش اندوزي نيست؛ پيشتاز بودن، پس راندن ديگران نيست؛ انضباط داشتن، افسار به گردن كردن نيست و... به فهم حقيقت «تربيت» و زيستن با «حقيقت» نزديك‌تر مي‌شديم.


--------------------------------------------------------------------------------

اگر مي‌دانستيم قانون تربيت در درون طبيعت كودك به وديعه نهاده شده است، از قانون تراشي و نقش بازي در تربيت خودداري مي‌كرديم. اگر مي‌دانستيم تربيت واقعي، امري دروني، شخصي و خودانگيخته است، از تربيت بيروني، تحميلي و دگر انگيخته پرهيز مي‌كرديم.


--------------------------------------------------------------------------------

اگر مي‌دانستيم كه تبليغ بدون ترغيب، ضد تبليغ است، از تبليغات صوري دست برمي‌داشتيم. اگر مي‌دانستيم كه تكرار كردن پيام، تحكيم بخشيدن به آن نيست، با كودكان به گونه‌اي ديگر رفتار مي‌كرديم. اگر مي‌دانستيم كه درصد عظيمي از ناهنجاري‌ها، كجروي‌ها، لجاجت‌ها، نافرماني‌ها، بزهكاري‌ها و اختلالات عاطفي كودكان و نوجوانان، ناشي از اقدامات تربيتي ما بزرگسالان است، دست از اين گونه اصلاحات و روش‌ها برمي‌داشتيم.


--------------------------------------------------------------------------------

اگر مي‌دانستيم تربيت كردن وابسته كردن، مطيع كردن، بار آوردن، دست پرورده‌سازي كردن، رام نمودن نيست؛ بلكه برعكس، فتح مداوم موانع رشد، خوديابي دائمي، خود رهبري، خودگرداني و خويشتن گستري مستمر است، آن‌گاه از آسيب‌رساني به شخصيت كودك پرهيز مي‌كرديم. اگر مي‌دانستيم تربيت عاريه‌اي و تصنعي، مانع تربيت اصولي، ريشه‌اي و طبيعي است از قالب ريزي و قالب‌سازي‌هاي كليشه‌اي در تربيت كودكان خودداري مي‌كرديم.


--------------------------------------------------------------------------------

اگر مي‌دانستيم ديني كردن، ديني شدن نيست؛ نقش دادن، نقش‌پذيري و الگوپذيري نيست؛ آموزش دادن، باوراندن نيست؛ اطلاعات دادن، ايجاد معرفت نيست؛ لوليدن، فعال بودن نيست و معتقد كردن، تبليغ كردن نيست؛ بدون ترديد از قيم بودن در جريان تربيت بازمي‌ايستاديم.


--------------------------------------------------------------------------------

اگر مي‌دانستيم كه ياد دادن، مانع ياد گرفتن است، هر چه سريع‌تر به آموزش و پرورش يك سويه و حافظه محور پايان مي‌داديم. اگر مي‌دانستيم كه جست‌وجو براي كشف نادانسته‌ها چه‌قدر از دانسته‌ها براي كودك مفيدتر است، هيچ‌گاه ذهن دانش‌آموزان را انبار دانش و معلومات ذهني نمي‌كرديم.


--------------------------------------------------------------------------------

اگر مي‌دانستيم كه دستيابي به مجهول‌ مهم‌تر از دست يافتن به معلوم است به پرورش فكر كودك كمك بيشتري مي‌كرديم.


--------------------------------------------------------------------------------

اگر مي‌دانستيم كه تشنه كردن ذهن يادگيرنده از سيراب كردن ذهن وي، به رشد و خلاقيت او كمك بيشتري مي‌كند از پاسخ‌مداري و نمره‌گرايي در آموزش خودداري مي‌كرديم.


--------------------------------------------------------------------------------

اگر مي‌دانستيم كه هدف تربيت، ايجاد نياز و تشنگي به حقيقت است تا كودك، خود به كشف آن دست يابد از ارايه مستقيم حقايق به كودك خودداري مي‌كرديم.


--------------------------------------------------------------------------------

اگر مي‌دانستيم كه كودك از چيزي تبعيت مي‌كند كه در تراز رغبت فطري اوست، آن‌گاه هر پيامي را بر كانون رغبت او سوار مي‌كرديم و نه بر كانون رغبت و خواسته خود.


--------------------------------------------------------------------------------

اگر مي‌دانستيم كه كودك تنها از كساني تبعيت مي‌كند كه مورد احترام اوست، آن‌گاه آموزش قوانين و ارزش‌ها را در قالب محبت و احترام ياد مي‌داديم.


--------------------------------------------------------------------------------

اگر مي‌دانستيم كه اثر يك نما و يك نگاه معني‌دار و نافذ در تربيت، گوياتر از هزاران برنامه، پيام، كتاب و... است تربيت نمادين را با تربيت كلامي همراه مي‌كرديم.


--------------------------------------------------------------------------------

اگر مي‌دانستيم كه تغيير رفتار و تحول در ساختار روان آدمي تنها در هنگام پذيرش دروني حاصل مي‌شود، قبل از پاشيدن بذر به حاصل خيز كردن زمين مي‌پرداختيم.

عید نوروز از دیدگاه آیات و روایات، نکته‌های خواندنی و جالب در مورد عید نوروز

 

                                                                                               نویسنده: عباس یسلیانی
                                                                                               منبع : اختصاصي راسخون 



 چکیدهوقتی که نام بهار به گوش کسی می‌رسد سریع ذهن او متوجه کلمه عید و نوروز می‌شود. در پایان هر سال و قبل از شروع سال جدید و آغاز بهار، مردم خود را آماده می‌کنند و به نظافت منزل و محل کار خود می‌پردازند، به دنبال خرید آجیل، شیرینی، لباس و پوشاک برای خود و خانواده خود هستند و سنت زیبایی را برقرار می‌کنند و صله رحم انجام می‌دهند و...
اما غافل از این هستند که یک سال از عمر آن‌ها کم شده و نمی‌داند امسال چقدر توشه برای آخرت خود فراهم کرده‌اند، ما در این تحقیق به این مسائل پرداخته‌ایم و توصیفی داده‌ایم.
کلید واژه
عید، نوروز، پوشاک (لباس)، صله‌ی رحم، خوردن (اکل)، بیماری، عمر.
مقدمه
عید در لغت از ماده‌ی عود به معنی بازگشت است، و لذا به روزهایی که مشکلات از قوم و جمعیتی بر طرف می‌شود و بازگشت به پیروزی‌ها و راحتی‌های نخستین می‌کند عید گفته می‌شود.
آقا امیرالمؤمنین علی (ع) در نهج البلاغه کلمات قصار 428 می‌فرمایند: روزی که در آن گناه نشود روز پیروزی و پاکی و بازگشت به فطرت نخستین است که به همین خاطر در روایت به چنین روزی عید اطلاق می‌شود.
ما در این مقاله به نکته‌های ظریف و جالب در مورد عید نوروز و هچنین اعمال و رفتاری که در هر عیدی باید بدان عمل کنیم می‌پردازیم تا انشاءالله خواننده‌ی گرامی با خواندن آن یک تحول عظیم (تحول حال به احسن حال) برایش ظاهر و آشکار گردد. نکته‌هایی همانند صله‌ی رحم در عید نوروز، خید پوشاک و لباس در عید نوروز، خوردن شیرینی و آجیل در این ایام، چه کنیم در این ایام بیمار نشویم و چگونه از عمرمان بهترین استفاده را ببریم.

ادامه نوشته

« چگونه به سادگی نماز شب خوان بشویم »

« چگونه به سادگی نماز شب خوان بشویم »

یکی از پر فضیلت ترین عبادات و نماز های وارد شده برای تقرب به خداوند نماز شب می باشد و آیات و روایات فراوان در مورد این عبادت نورانی به ما رسیده بگونه ای که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) می فرمایند:
دو رکعت نماز در دل شب پیش من از دنیا و آنچه در آن است محبوبتر است (بحارالانوار –ج87-ص148)

امام صادق علیه السلام می فرمایند:نماز شب صورت را زیبا و خلق را نیکو و انسان را خوشبو می کند، رزق را زیاد و قرض را ادا می کند و اندوه را برطرف می سازد و چشم را جلا می دهد. (بحار ج 87 ص 153)

پیامبر عطیم الشان اسلام علیه السلام می فرمایند:مراتب نماز شب نماز شب وسیله ای است برای خوشنودی خدا و دوستی ملائکه، نماز شب سنت و روش پیامبران و نور معرفت و ریشه ایمان می باشد. بدن را آرامش می دهد و شیطان را خشمگین می کند سلاحی بر علیه دشمنان و وسیله ای است برای اجابت دعا و قبول شدن اعمال، روزی انسان را توسعه می دهد شفیع بین ملک الموت و نمازگزار می شود، چراغ و فرش قبر و جواب (دو فرشته) منکر و نکیر می باشد. در قبر تا قیامت مونس و زائر نمازگزار خواهد بود نماز بر سرش سایه می افکند، تاجی برسرش و لباسی بر بدنش می گردد، نور پیش رویش حائل بین او و آتش دوزخ خواهد بود، برای مؤمن حجتی است نزد خدا و وسیله سنگین شدن میزان اعمال و حکم عبور بر صراط و کلید بهشت می باشد زیرا نماز تکبیر است و حمد و ستایش و تسبیح و تمجید و تقدیس و تعظیم و قرائت و دعا و البته بهترین اعمال خواندن نماز در اول وقت آن است (بحار الأنوار ج 87 ص 161، خودسازی تهذیب و تزکیه، ابراهیم امینی ص 279)
و صدها و هزاران حدیث و روایت و داستانی در این باب وجود دارد و ما قصد پرداختنم به انها را نداریم

اما بحث اصلی ما در مورد مراتب و کیفیت نماز شب است. کیفیت اصلی نماز شب را می توانید در این قسمت مطالعه کنید.
سوال اینجاست که آیا نماز شب فقط همین یک صورت را دارد؟ آیا قضیه صفر و 100 است یعنی یا باید نیمه شب بیدار شویم و 11 رکعت نمار بخوانیم یا بگونه آسان تری هم می توان در این قافله قرار گرفت؟
پاسخ سوال بلی است. می توانیم با راه های ساده تری خود را در زمره نماز شب خوانان قرار دهیم! (البته قطعا ثواب نماز شب کامل در زمان اصلی را نخواهد داشت اما برای شروع خیلی هم خوب است) برای تشریح عرضم اجازه بدهید وارد قسمت اصلی یادداشت بشوم و مراتب نماز شب را با هم مرور کنیم (مطالب زیر نقل از قول یکی از اساتید اخلاق است)
نماز شب مراتب مختلفی دارد و در اصل عبادت خداوند است در شب هنگام ساده ترین مرتبه نماز شب وضو گرفتن قبل خواب است که فکر می کنم بسیار ساده بوده و همه بتوانند به این مرتبه ازنماز شب دست بیابند.
اگر بخواهیم قدری در این مراتب بالا برویم می توانیم قبل از خواب یک رکعت نماز وتر (البته نه لزوما با قنوت طولانی بلکه با یکی دو دعای کوتاه مثل ربنا آتنا ... یا چند بار استغفار)
اگر باز هم خواستیم بالا تر برویم می توانیم قبل نماز وتر دو رکعت هم به نیت نماز شفع بخوانیم
اگر شد گاهی هم که سر حال هستیم قبل از اذان صبح از خواب بیدار شویم و این سه رکعت را بخوانیم بد نیست و آرام آرام تعداد روز هایی که نیمه شب بیدار می شویم را زیاد کنیم
گاهی هم آدم حال خوبی داره و می تونه 11 رکعت رو بخونه و چقدر خوب می شه که اگر این حال را پیدا کنیم
بعضی وقت ها هم دوست داریم قنوت نماز وترمان را طولانی کنیم.
اما همیشه یادمان باشد که اگر می خواهیم به جایی برسیم حتی یک شب هم نباید نمازمان ترک شود.
راستی می دانید که نماز شب را می توان نشسته یا حتی خوابیده هم خواند یا وقتی در راه هستی و حرکت می کنی
خلاصه که خدا دنبال بهانه می گردد که راهی را باز کند که بندگانش با او قدری مناجات کنند و حرف بزنند تا راهی باز شود و ایشان لایق عطا شوند و آنها را به سعادت برساند

آیات و روایاتی درباره عید نوروز

دعای عید نوروز ‏

دعای مخصوص عید نوروز با درود و صلوات بر رسول اکرم ( ص) و آل او و اوصیا و همه انبیا و رسولان آغاز می‌ شود . آن‌ گاه با فرستادن درود بر ارواح و اجساد ایشان ادامه می یابد . ‏
در این دعا آمده است :

” هذا الذی فضله و کرمته و شرفته و عظمته خطره ”

این فراز با اندکی جابجایی در کلمات در دعای مخصوص ماه مبارک رمضان ، ماه نزول قرآن نیز آمده است . ‏
فراز پایانی دعای مخصوص عید نوروز :

” اللهم … ما فقدت من شی فلا تفقدنی عونک علیه حتی لا اتکلف مالا احتاج الیه یا ذالجلال و الاکرام ”

از آن جهت که در آن سخن از گم شدن و گمشده ها به میان می آید بیش از اندازه قابل توجه است زیرا ؛ عید نوروز همان روزی است که حضرت سلیمان (ع) انگشتری خویش را پس از مدتی پیدا کرده است . ‏
نوروز و سلیمان

در روایات ایرانی آمده است که چون سلیمان بن داوود انگشتر خویش را گم کرد سلطنت از دست او بیرون رفت . اما پس از چهل روز بار دیگر انگشتر خود را باز یافت و پادشاهی و فرماندهی به او بازگشت و مرغان به دور او گرد آمدند ، و ایرانیان گفتند : نوروز آمد .

نوروز در آیات و روایات

نوروز از منظر امام صادق علیه السلام :

معلّى می ‏گوید : در صبحگاه نوروز به حضور امام صادق علیه ‏السلام رسیدم . حضرت از من پرسید : معلّى آیا از امروز چیزى می ‏دانى ؟ گفتم : خیر ، لیکن ایرانیان امروز را بزرگ می ‏دارند ، به همدیگر تبریک می ‏گویند . امام فرمود : گرامیداشت امروز به سبب وقایعى است که براى تو بازگو می ‏کنم :
” نوروز ” همان روزى است که خداوند از بندگان خود میثاق گرفت که بنده خدا باشند ، براى او شریک قایل نشوند و غیر از خداوند کسى را عبادت نکنند ؛ یعنى روز آزادى است .
” نوروز ” همان روزى است که براى اولین مرتبه خورشید طلوع نمود ؛ یعنى روز روشنایى و درخشش است .
” نوروز ” روزى است که کشتى نوح بر ” جودى ” نشست ؛ یعنى روز نجات از عذاب الهى است .
” نوروز ” روزى است که حضرت ابراهیم علیه ‏السلام بت ‏ها را شکست ؛ یعنى روز مبارزه با شرک و بت ‏پرستى است .
” نوروز ” همان روزى است که جبرئیل امین بر پیامبر صلی ‏الله علیه ‏و ‏آله هبوط نمود ؛ یعنى روز دریافت پیام الهى است .
” نوروز ” همان روزى است که رسول ‏الله صلی ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله حضرت على علیه ‏السلام را بر دوش گرفت و بت ‏هاى قریش را از بالاى کعبه به زمین ریخت ؛ یعنى روز پیراستن خانه ‏هاى پاک از آلودگی ‏هاست .
” نوروز ” روزى است که پیامبر صلی ‏الله ‏علیه ‏و‏ آله حضرت على علیه ‏السلام را در محل ” غدیر خم ” به مردم به عنوان امیرمؤمنین معرفى کرد ؛ یعنى روز پیمان با ولایت است .
” نوروز ” همان روزى است که قائم آل محمد صلی ‏الله‏ علیه ‏و ‏آله ، حضرت مهدى علیه‏ السلام ، ظهور پیدا می ‏کند و بر دشمنان عدالت پیروز می ‏گردد و حکومت عدل اسلامى تشکیل می ‏دهد .
قال ‏الصادق (ع) : ما من یوم نیروز الا و نحن نتوقع فیه الفرج لانه من ایامنا و ایام شیعتنا ، حفظته العجم و ضیعتموه انتم‏ ( بحارالانوار جلد ۵۹ )

امام صادق (ع) فرمودند : نوروز که می ‏آید ما منتظر فرج آل ‏محمد (ص) هستیم ، زیرا نوروز از روزهاى ما و روزهاى شیعیان ما است . شما آن را از دست دادید و پارسیان آن را نگه داشتند .
عید از منظر حضرت علی (ع)

عید از نظر علی (ع) این است که : هر روزی که در آن روز ، معصیت ‏خدا نشود و گناهی انجام نگیرد ، آن روز را عید خوانده است . ” کل یوم لا یعصی الله تعالی فیه فهو یوم عید ”


عید نوروز در پیام مقام معظم رهبری

مقام معظم رهبری در پیام نوروزی سال ۱۳۶۹ شمسی فرمودند : ” تحویل سال جدید شمسی که مصادف با نوعی تحول در عالم طبیعت ‏می ‏باشد ، فرصتی است‏ برای این که انسان به تحول درونی و به اصلاح ‏امور روحی ، معنوی و مادی خود بپردازد ، ایجاد تحول کار خداست … اما ما موظفیم که برای این تحول در درون خود ، در زندگی خود و در جهان اقدام کرده و همت و تلاش به عمل آوریم . ”


نوروز در روایات

آداب نوروز

” روی المعلی بن‏ خنیس عن مولانا الصادق (ع) فی یوم النیروز : واذا کان یوم النیروز فاغتسل و البس انظف ثیابک و تطیب باطیب طیبک و تکون صائماذلک الیوم … ”
معلی بن ‏خنیس به نقل از امام صادق (ع) درباره نوروز می ‏گوید : هنگام نوروز غسل ‏کن ، پاکیزه ‏ترین لباس ‏هایت را بپوش به خوشبوترین چیزها خود را خوشبو نما و در آن‏روز ، روزه باش .

روز ولایت
” معلی بن‏ خنیس عن الصادق (ع) : ان یوم النیروز هو الیوم الذی اخذفیه النبی (ص) لامیرالمؤمنین (ع) العهد بغدیر خم فاقروا له بالولایه فطوبی لمن ثبت‏علیها و الویل لمن نکثها … ”

نوروز روزی است که پیامبر (ص) از مردم برای امیرمومنان (ع) پیمان ولایت گرفت و مردم آن را پذیرفتند ، خوش به حال کسی که بر آن پیمان ثابت ‏بماند ، وای بر کسی که‏آن عهد را بشکند …

حدیثی از امام صادق

امام صادق (علیه السلام ) فرمود:

ابلیس گفت : پنج چیز است كه نیرنگ من در آن بى اثر است ولى در غیر این پنج مورد، انسانها در چنگال من هستند.

1 - كسى كه از روى نیت پاك به خدا تكیه كند و در همه امور به او توكل نماید.

2 - كسى كه در شبانه روز، ذكر تسبیح بسیار كند.

3 - كسى كه آن چه را كه براى خود مى پسندد و براى مؤ من دیگر بپسندد.

4 - كسى كه در گرفتارى بى تابى نكند.

5 - كسى كه به آن چه خداوند براى او مقدر نموده راضى باشد و براى رزق و روزى غصه نخورد.

منبع : سفینة البحار ج 1 ص 484

چگونه فکر دیگران را بخوانیم؟

آیا مایلید به افکار کسی که کنار دستتان نشسته است پی ببرید؟ اگر با افراد زیادی مواجهه شده باشیم می توانیم بسیاری از افراد را حتی از نوع صحبت کردنشان نیز بشناسیم اما این شناخت در مواجهه حضوری با دانستن بسیاری از حالات اثبات شده در علم روانشناسی بهترین شناخت را نسبت به دیگران برایمان به ارمغان می اورد. اکنون با توجه به نکات ارائه شده میتوانید از روی هر یک از حالات زیر افکار آنها را بخوانید:

بقیه در ادامه مطلب...

ادامه نوشته

راست یا دروغ

 

. کسی که سخنانش نه راست است و نه دروغ ، فيلسوف است.

 

. کسی که راست و دروغ برای او يکی است متملق و چاپلوس است.

 

. کسی که پول ميگيرد تا دروغ بگويد دلال است.

 

. کسی که دروغ می گويد تا پول بگيرد گداست.

 

. کسی که پول می گيرد تا راست و دروغ را تشخيص دهد قاضی است.

 

. کسی که پول می گيرد تا راست را دروغ و دروغ را راست جلوه دهد وکيل است.

 

. کسی که جز راست چيزی نمی گويد بچه است.

 

. کسی که به خودش هم دروغ می گويد متکبر و خود پسند است.

 

. کسی که دروغ خودش را باور می کند ابله است.

 

. کسی که سخنان دروغش شيرين است شاعر است.

 

. کسی که علی رغم ميل باطنی خود دروغ می گويد زن و شوهر است.

 

. کسی که اصلا دروغ نمی گويد مرده است.

 

. کسی که دروغ می گويد و قسم هم می خورد بازاری است.

 

. کسی که دروغ می گويد و خودش هم نمی فهمد پر حرف است.

 

. کسی که مردم سخنان دروغ او را راست می پندارند سياستمدار است.

 

. کسی که مردم سخنان راست او را دروغ می پندارند و به او می خندند ديوانه است.