قسمتي از وصیت چارلی چاپلین...


من دارم می روم تا تو چادرت را در نیاوری.ما برای این چادر داریم می رویم...


بیمارستان از مجروحین پر شده بود...

حال یکی خیلی بد بود...

رگ هایش پاره پاره شده بود و خونریزی شدیدی داشت.

وقتی دکتر این مجروح را دید به من گفت بیاورمش داخل اتاق عمل.

من آن زمان چادر به سر داشتم.

دکتر اشاره کرد که چادرم را در بیاورم تا راحت تر بتوانم مجروح را جابه جا کنم...

مجروح که چند دقیقه ای بود به هوش آمده بود به سختی گوشه چادرم را گرفت و بریده بریده و سخت گفت:

من دارم می روم تا تو چادرت را در نیاوري. ما برای این چادر داریم می رویم...

چادرم در مشتش بود که شهید شد.

از آن به بعد در بدترین و سخت ترین شرایط هم چادرم را کنار نگذاشتم...

راوی: خانم موسوی یکی از پرستاران دوران دفاع مقدس

مهم اینه که دل آدم پاک باشه !!!

بد نیست چند دقیقه وقت بذارید و بخونید...


ثامن تم:مهم اینه که دل آدم پاک باشه !!!دوست داشتن به دله ،  بی خیال ظاهر

بهش گفتم: امام زمان عج رو دوست داری؟

گفت: آره ! خیلی دوسش دارم

گفتم: امام زمان حجاب رو دوست داره یا نه؟

گفت: آره!

گفتم : پس چرا کاری که آقا دوست داره انجام نمیدی؟

گفت: خب چیزه!…. ولی دوست داشتن امام زمان عج به ظاهر نیست ، به دله

گفتم: از این حرف که میگن به ظاهر نیست ، به دله بدم میاد

گفت: چرا؟

براش یه مثال زدم:

گفتم: فرض کن یه نفر بهت خبر بده که شوهرت با یه دختر خانوم دوست شده و الان توی یه رستوران داره باهاش شام می خوره. تو هم سراسیمه میری و می بینی بله!!!! آقا نشسته و داره به دختره دل میده و قلوه می گیره.عصبانی میشی و بهش میگی: ای نامرد! بهم خیانت کردی؟ بعد شوهرت بلند میشه و بهت میگه : عزیزم! من فقط تو رو دوست دارم. بعد تو بهش میگی: اگه منو دوست داری این دختره کیه؟ چرا باهاش دوست شدی؟ چرا آوردیش رستوران؟ اونم بر می گرده میگه: عزیزم ظاهر رو نبین! مهم دلمه! دوست داشتن به دله…

دیدم حالتش عوض شده

بهش گفتم: تو این لحظه به شوهرت نمیگی: مرده شور دلت رو ببرن؟ تو نشستی با یه دختره عشقبازی می کنی بعد میگی من تو دلم تو رو دوست دارم؟ حرف شوهرت رو باور می کنی؟

گفت: معلومه که نه! دارم می بینم که خیانت می کنه ، چطور باور کنم؟ معلومه که دروغ میگه

گفتم: پس حجابت….

اشک تو چشاش جمع شده بود

روسری اش رو کشید جلو

با صدای لرزونش گفت: من جونم رو فدای امام زمانم می کنم ، حجاب که قابلش رو نداره

از فردا دیدم با چادر اومده

گفتم: با یه مانتو مناسب هم میشد حجاب رو رعایت کرد!

خندید و گفت: می دونم ! ولی امام زمانم چــــــادر رو بیشتر دوست داره

می گفت: احساس می کنم آقا داره بهم لبخنــــــــــد می زنه


ثامن تم:مهم اینه که دل آدم پاک باشه !!!

منبع : عمارها

حجابی که شاید در آینده، دیگر برتر نباشد(حتما بخوانید)


حجابی که شاید در آینده، دیگر برتر نباشد

امروز چادرم گرفت به بخاری و سوخت
بله.... چادرم! همون چیزی که از عشق به بندگی خدا بهش رسیدم و بهم عزت داده
چادرم! همون چیزی که تاج بندگیمه و منو حفظ کرده

چادرم! همون چیزی که خدا برام انتخابش کرده و منو نسبت به همه اونا که ندارنش برتری بخشیده

چادرم! همون چیزی که باعث میشه به جای خودم شخصیتم رو ببینن



و اینجا در سرزمین من چادر خیلی ارزش داره ولی نه ارزش معنوی.....
همه بسیج شدن تا ارزش مادیش رو بالا ببرن تا از معنویتش کم بشه
و تازه امروز وقتی برای خرید چادر رفتم فهمیدم که:
اینجا دیگه لازم نیست خودت رو خسته کنی تا یک دختر خانم رو به حجاب برتر علاقه مند کنی چون اینقدر گرونه که پول خریدشو نداره

اینجا دیگه لازم نیست سعی کنی بهترین و با کیفیت ترین چادر رو بپوشی و بهش افتخار کنی چون اینقدر گرونه که پول خریدشو نداری
اینجا دیگه لازم نیست از خریدن چادر لذت ببری و برای پوشیدنش ذوق و شوق داشته باشی چون اینقدر گرونه که پول خریدشو نداری
و من دلگیرم از اینکه دختر محجبه ای را به خاطر چادر کهنه اش به تمسخر گرفتند چون اینقدر گرونه که او پول خریدشو نداره
و من دلگیرم از اینکه در سرزمین من، در سرزمین شیعه نشین، مهد حجاب، جایی که دخترانش الگو از دخت پیامبر میگیرند ارزش
مادی حجاب برتر به اندازه ای است که دوستم می گفت:
(حجاب برتری را که تهیه کردنش پدرم را شرمنده من میکند دوست ندارم)
و من دلگیرم از اینکه اینجا دیگه تلاش برای نگهداری چادر بخاطر حفظ ارزشش معنویش نیست به خاطر اینه که اینقدر گرونه که....


و من دلگیرم از اینکه چرا دشمن میلیون ها دلار خرج نابودی جوانان ما میکند و ما برای حفظ همین اندک دختر محجبه قیمت چادر را
کمی کاهش نمی دهیم
و من دلگیرم از اینکه مادیات میخواد حجاب برتر رو از دختران سرزمین من بگیره و دشمن خرسند از این موضوع تمامی محصولات
خودش رو با ارزان ترین قیمت داره آماده میکنه.....

مثنوی مرحوم آقاسی در مورد حجاب

 

كسي كه در قفس غرب استحاله شود/ به پنجه هوس غربيان مچاله شود

در خیابان چهره آرایش مکن/ از جوانان سلب آسایش مکن

زلف خود از روسری بیرون مریز/ در مسیر چشم‌ها افسون مریز

یاد کن از آتش روز معاد/ طره گيسو مده در دست باد

خواهرم دیگر تو کودک نیستی / فاش‌ترگویم عروسک نیستی

خواهرم ای دختر ایران زمین/ یک نظر عکس شهیدان را ببین

خواهر من این لباس تنگ چیست ؟/ پوشش چسبان رنگارنگ چیست ؟

پوشش زهرا مگر این گونه بود!

خواهرم این قدر طنازی مکن/ با اصول شرع لجبازی مکن

در امور خویش سرگردان نشو/ نو عروس چشم نامردان مشو

پدرم گفت پدر جان زن اگر زن باشد/ شیر در خانه و در کوچه و برزن باشد

پدرم گفت که اي دخت نکو بنيادم/ زلف بر باد نده تا ندهي بر بادم

هدف دشمن سنگ افکن، پیشانی ماست/ کسب جمعیتش از زلف پریشانی ماست

پدرم گفت گل از رنگ و لعابش پیداست/ زن مؤمنه از طرز حجابش پیداست

بدون شرح

 

ای زن به تو از فاطمه این گونه خطاب است    ارزنده ترین زینت زن حفظ حجاب است

بدون شرح!!!

 

چادُر یا جا دُر!؟




هیـــس ! وقتی میشنوی میگن اُمُل! وقتی میشنوی میگن کلاغ سیاه.. وقتی میشنوی میگن چادرنشین.. ســکوت نشانه ے وقــار و آرامشِِ توست .. چادُر یا جا دُر!؟ بہ نظر می رسد تلفظ اصلی و صحیحِ چادر ، جا دُر بوده است ! جا دُر "یعنی جای درّ و گوهر"

آشنایی با مجازات های بدحجابی


آشنایی با مجازات های بدحجابی

در اخبار روزهای اخیر مواردی از ضرب و جرح زنان نهی‌کننده از بی‌حجابی شنیده شده است.با شنیدن این اخبار عده‌ای سردرگم اند که آیامجازاتی برای این دسته از افراد مجرم وجود ندارد؟

به گزارش پيك هشترود، اگر نگاهی به اخبار روزهای گذشته انداخته باشید، شاید مطالب مربوط به درگیری بانوان محجبه‌ای را که قصد امربه معروف و نهی از منکر زنان بدحجاب را داشتند؛ اما مورد ضرب و جرح قرار گرفتند، خوانده یا شنیده باشید.

 
این اخبار و اتفاقات سبب شد تا در مورد برخورد قانونی با بدحجابی با سیدرضا جواد موسوی، دادیار دادسرای استان سیستان و بلوچستان، گفت‌وگویی داشته باشیم، که در ادامه می‌خوانید:
 
تعریف قانون از بدحجابی
 
منظور از حجاب، همان پوشش اسلامی بانوان است که شامل پوشانیدن تمامی بدن به جز گردی صورت و دست‌ها از مچ به پایین می‌شود. قانون‌گذار در تبصره ماده 638 قانون مجازات اسلامی، کتاب پنجم تعزیرات و مجازات‌های بازدارنده مصوب سال 1375، در بیان جرایم ضد عفت و اخلاق عمومی، بدحجابی را جرم سزاوار مجازات شمرده است.
 
در این تبصره آمده است:«زنانی که بدون حجاب شرعی در معابر و انظار عمومی ظاهر شوند، به حبس از ده روز تا دو ماه یا از 50 هزار تا 500 هزار ریال جزای نقدی محکوم خواهند شد.»


بقيه در ادامه مطلب


ادامه نوشته

دختر ايرووني



تو خيابون كه جرئتم نميشه امر به معروف كنم راستش اين دخترا يه كم دست بزن پيدا كردن و من با اينكه ووشو كارم و كمربند مشكي به نصيحت بابام سعي مي كنم تو خيابون كه رد ميشم خيلي از منكر ا رو نديد بگيرم و امر به معروف و با خودم به خونه ببرم آخه اونجا هم خريدار داره هم قربون صدقه رفتناي مامانم پشتش خوابيده و هم احترام بابام

یه حرف حساب!!

.jpg

۹۹ جمله کوتاه و زیبا درباره حجاب


۱-حجاب یعنی من مجهز به آنتی ویروس هوس و وسوسه هستم

۲-به زلفانت بیاموز که بیرون ارزش دیدن ندارند.

۳-کس غنچه نهان شده دربرگ را نچید/ از بی حجابی است اگر عمر گل کم است.

۴- حجاب نیمی از ایمان است.

۵-اصالت زن مسلمان عفت اوست که حجاب مهمترین رکن آن است.

۶-ای زنان زینت های خود را آشکار نسازید مگربرای محرمانتان .

۷-حجاب واکسن مقابله با تیر نگاههای آلوده.

۸-حجاب سنگری است محکم که زن را از نگاه مردان شیطان صفت مصون ومحفوظ نگه می دارد.

۹-حجاب بوته خوش بوی گل عفاف است. حجاب مصونیت است نه محدویت.

۱۰-حجاب یعنی حیای جوان باعفت.

۱۱-بدحجابی زن از بی غیرتی مرد است.

۱۲-کسی که عفت داشته باشد ارزش ومنزلتش زیاد خواهد بود.

۱۳-حجاب امن ترین پناهگاه زن

۱۴-حجاب بیانگر وقار و افتخار زن است.

۱۵-زن درحجاب مانند گوهر در صدف است.


بقيه در ادامه مطلب



ادامه نوشته

خون شهدا به قيمت حيا

ارزش ها

وقتي آقايي بدون آداب خواستگاري، در دانشگاه يا خيابان خواستگاري ميكند بايد چه برخوردي بكنيم؟

دختران کمی بد حجاب اگر شهدا را دوست دارند بخوانند!

بسم ربّ الشّهداء و الصّدّیقین

قلب ، جاده ای است که تنها مسافر آن باید خدا باشد .

قلبی که با غیر خدا آشناست ، کوچه ای بن بست است .

c657g0l6kp7tiy9q890y 300x238 دختران کمی بد حجاب اگر شهدا را دوست 
دارند بخوانند!

«و تو ای خواهر دینی ام: چادر سیاهی که تو را احاطه کرده است ازخون سرخ من کوبنده تر است.»

(شهید عبدالله محمودی)

 

«خواهرم: محجوب باش و باتقوا، که شمایید که دشمن را با چادرسیاهتان و تقوایتان می کشید.» «حجاب تو سنگر تو است، تو از داخل حجاب دشمن را می بینی و دشمن تو را نمی بیند.»
(سردار شهید رحیم آنجفی)

 

«حفظ حجاب هم چون جهاد در راه خداست.»

(شهید محمد کریم غفرانی)
«خواهرم: از بی حجابی است اگر عمر گل کم است نهفته باش و همیشه گل باش.»

(شهید حمید رضا نظام)

 

«از تمامی خواهرانم می خواهم که حجاب این لباس رزم را حافظ باشند.»

(شهید سید محمد تقی میرغفوریان )

 

«خواهرم: هم چون زینب باش و در سنگر حجابت به اسلام خدمت کن.»
(طلبه شهید محمد جواد نوبختی )

 

«یک دختر نجیب باید باحجاب باشد.»

(شهید صادق مهدی پور)
«خواهرم: حجاب تو مشت محکمی بر دهان منافقین و دشمنان اسلام می زند.»

(شهید بهرام یادگاری)

 

«تو ای خواهرم… حجاب تو کوبنده تر از خون سرخ من است.»
(شهیدابوالفضل سنگ تراشان)

 

«به پهلوی شکسته فاطمه زهرا(س) قسمتان می دهم که، حجاب را حجاب را، حجاب را، رعایت کنید.»

(شهید حمید رستمی)

 

«خواهر مسلمان: حجاب شما موجب حفظ نگاه برادران خواهد شد. برادرمسلمان: بی اعتنایی شما و حفظ نگاه شما موجب حجاب خواهران خواهدشد.»

(شهید علی اصغر پور فرح آبادی)

 

«شما خواهرانم و مادرانم: حجاب شما جامعه را از فساد به سوی معنویت و صفا می کشاند.»

(شهید علی رضائیان)

 

«از خواهران گرامی خواهشمندم که حجاب خود را حفظ کنند، زیرا که حجاب خون بهای شهیدان است.»

(شهید علی روحی نجفی)

 

«مادرم… من با حجاب و عزت نفس و فداکاری شما رشد پیدا کردم.»
(شهید غلامرضا عسگری)

 

«ای خواهرم: قبل از هر چیز استعمار از سیاهی چادر تو می ترسد تاسرخی خون من.»

(شهید محمد حسن جعفرزاده)

 

«خواهرم: زینب گونه حجابت را که کوبنده تر از خون من است حفظ کن.»
(شهید محمد علی فرزانه)
« خواهران ما در حالی که چادر خود را محکم برگرفته اند و خود راهم چون فاطمه و زینب حفظ می کنند… هدف دار در جامعه حاضرشده اند.»

(رییس جمهور شهید محمد علی رجایی)

شعر حجاب از سروده های حمید احمدی جلفائی

تقديم به همه ی مادران و خواهران

نصیحت گوش دار ای زن اگر دارای دانایی
بنای وهم بر هم زن اگر جویای فتوایی

چو غنچه رخ بپوش از چشم طماع هوسرانان

و گر نه جز صباحی چند نباشی در فرح زائی

که تا مهتاب زیبا رخ نپوشد پرده ی شب را

کجا در صبح پیروزی ببیند روز پیدایی

برون از کیسه چون در شد کمینش دزد چادر زد

خیال شوم دارد او از این توصیف زیبایی

فنای ماهی زیبا همان آزادی از دریاست

برون از خیمه ی عفت بود زندان کبرایی

زِ هَر کنجی نواهایی، ز هر فکری سخنهایی

اگر بیراهه رفتی تو، گرفتار شررهایی

چو از دروازه ی عصمت،برون رفتی خطا کردی

صباحی حور و شیدائی سپس مبغوض و تنهایی

چراغ روز فردایت، حجاب خوب امروزست

نهایت چادر شب را سحرگاهی است مینایی

لباس عصمت و تقواست نشان حکم (کرّمنا)

میفکن سایه ی طوبی اگر هشدار و بینایی

تو رمز خلقتی ای زن، تو محبوب خداوندی

دل مردان حریم اوست، رها کن این خود آرایی

بدان بی پرده می گویم اگر گوشت خریدار است

مرو از چادر عصمت اگر در راه زهرایی

اونجا بود که فهمیدم تو با همه مردها فرق داری


افسران - ایکاش تمامی دختر و پسرای 
ما اینجوری باشن.....همه فاطمی و علوی وار

وقتی اون روز تو باغ همه ی خانومها رو جو گرفته بود و جلوی همه قهقهه می زدن و شوهراشون هم بی خیال نشسته بودن و تماشا می کردن وقتی منو هم به جمعشون دعوت کردن؛ آروم تو گوشم گفتی:
«مواظب وقار و متانتت باش عزیزم»
اونجا بود که فهمیدم تو با همه مردها فرق داری

وقتی حواسم نبود و کمی روسری ام لیزخورده بود و موهام دیده می شد با لبخند گفتی:
«موهات بیرونه ها خانومی!»
درحالی که موهام رو قایم می کردم نگاهی به زنهای اطرافم تو خیابون انداختم. شرم آور بود. شوهراشون چه بی خیال.
اونجا بود که فهمیدم تو با همه مردها فرق داری

وقتی درعین حال که منو به فعالیت اجتماعی و درس خوندن و فعالیت در دانشگاه تشویق می کردی؛ هرازچندگاهی یادآوری می کردی که:
«غرور زن در مقابل مردان غریبه بجا و خوبه»
اونجا بود که فهمیدم تو با همه مردها فرق داری

وقتی اون روز آقای همسایمون اومده بود دم در. چادر سر کردم و رفتم قبض ها رو ازش گرفتم .برگشتم دیدم با لبخند بهم خیره شدی گفتی:
«خوشم اومد چه مردونه برخورد کردی,بدون عشوه و طنازی»
اونجا بود که فهمیدم تو با همه مردها فرق داری

وقتی اون روز تو مجلس عروسی یهو همه رو جو گرفت و زن و مرد قاطی شدن و... مردهای دیگه با چه لذتی بهتماشا نشسته بودن.
تو مثل برق از جا پریدی و زدی بیرون. پشت سرت اومدم . گفتی:
«متشکرم که اونجا نموندی»
اونجا بود که فهمیدم تو با همه مردها فرق داری
_ فهمیدی که منم با همه زنا فرق دارم؟

Google = Go + ogle


افسران - Google = Go + ogle = برو 
چشم چرانی کن

Google = Go + ogle
ogle = چشم چرانی کردن. نگاه هیز داشتن

15 دلیل برای بد حجابی


15 دلیل برای بد حجابی

وبلاگ نوشته است:

اکثر خانم های بدحجاب یا شل حجاب، اگه ازشون پرسیده بشه که شما چرا حجاب اسلامی را آنطور که باید و شاید رعایت نمی کنید، احتمالاً یکی یا چندتا از دلایل زیر رو براتون بشمارند:
- چون دوست دارم "شیک پوش" باشم.
- چون از محدودیت بدم میاد، دوست دارم با لباس راحت تر، آزادانه به کارام برسم.
- چون عاشق "تنوع" هستم، از یکدستی و تک رنگی خوشم نمیاد
- چون از دست حکومت یا دولت (حالا به هر دلیلی) عصبانی هستم؛ و میخوام با این کارم اعتراضم رو بهشون نشون بدم.

15 دلیل برای بد حجابی !
 
اکثر خانم های بدحجاب یا شل حجاب، اگه ازشون پرسیده بشه که شما چرا حجاب اسلامی را آنطور که باید و شاید رعایت نمی کنید، احتمالاً یکی یا چندتا از دلایل زیر رو براتون بشمارند:
 
- چون دوست دارم "شیک پوش" باشم.
- چون از محدودیت بدم میاد، دوست دارم با لباس راحت تر، آزادانه به کارام برسم.
- چون عاشق "تنوع" هستم، از یکدستی و تک رنگی خوشم نمیاد
- چون از دست حکومت یا دولت (حالا به هر دلیلی) عصبانی هستم؛ و میخوام با این کارم اعتراضم رو بهشون نشون بدم.
- چون دوست دارم همیشه، از بقیه متفاوت باشم، تاپ باشم.
- چون میخوام مثل همه باشم، نمی خوام از مد عقب بمونم. (برعکس بالایی)
- چون بدحجابی گناه کبیره نیست (ر.ک کتاب گناهان کبیره آیت الله دستغیب!)
- چون وقتی فلان گناه رو از فلان باحجاب دیدم، دلم از حجاب زده شد.
- این همه گناه تو سطح شهر؛ چرا گیر دادین به حجاب من؟ هر وقت همه درست شدن منم باحجاب میشم.
- چون حجاب، یعنی ظلم به زن. چرا مردا باید آزاد باشن ولی خانم ها...
- آدم دلش باید پاک باشه، ظاهر مهم نیست.
- چون هوا گرمه و لباس بسته، منو کلافه میکنه.
- چون از هر چیزی که اجباری باشه بدم میاد و رعایتش نمی کنم!
- اتفاقاً حجابم، خیلی هم خوبه. نه افراط نه تفریط. من حد وسط هستم.
- به کسی ربطی نداره! موسی به دین خود، عیسی به دین خود.
 
بعید میدونم موردی دیگه باشه که ذکر نکردم، ولی به هر حال اگه کسی دلیل دیگه ای برای بدحجابی بلده، بگه اضافه می کنیم!
 
خب، حالا دلایل بالا رو یکی یکی بررسی می کنیم ببینیم منطقی و موجه هستند یا خیر:
 
1. چون دوست دارم "شیک پوش" باشم.
هر کسی کمترین آشنایی با اسلام داشته باشه، میدونه که این دین، نه تنها هیچ مشکلی با آراستگی و شیک پوشی نداره بلکه همواره به اون تاکید هم داشته. مسئله دقیقاً اینجاست که شیک پوشی (البته در حد نرمال و غیر افراطیش) و "درست پوشی" هیچ تناقض و تعارضی با هم ندارند، که بعضی ها میخوان دومی رو فدای اولی کنند!
درضمن، شیک پوشی برای بعضی ها، بیشتر یک بهانه است تا یک دلیل، وگرنه کیه که ندونه و نبینه که بسیاری از مدل های امروزی مو و لباس و آرایش، شیک که نیستند هیچ، خیلی هم چندش آور هستند!
 
 
2. چون از محدودیت بدم میاد، دوست دارم با لباس راحت تر، آزادانه به کارام برسم.
اگر واقعاً موضوع فقط، آزاد بودن دست و بال آدم، برای انجام کارهاست، باز بودن روسری و یقه و پوشیدن لباس های بدن نما چه کمکی به این موضوع می کنه؟
درضمن، با طراحی و عرضه ی انواع چادرهای ملی و دانشجویی و آستین دار و روسری های لبنانی و مقنعه های خبرنگاری و ساق دست ها و ... واقعا کارها راحت شده. کما اینکه می بینیم زنان و دختران با حجاب، در تمام عرصه هایی که خواسته اند وارد شده اند و حجاب براشون مانعی نبوده.
 
اما اگر موضوع، بد بودن "محدودیت" و رهایی از اون هستش، باید به دوحرفی و یک بام و دو هوا بودن عزیزانی که این حرفو می زنند خندید و ازشون پرسید:
وقتی به پزشک مراجعه می کنید و جناب دکتر لیستی از غذاهای تحریمی(!) رو تحویلتون میده، آیا به دکتر هم میگید که من از محدودیت بدم میاد؟!
آیا وقتی برای رسیدن به اندام ایده آل، رژیم میگیرید و خوردن بسیاری از غذاهای خوشمزه رو برای خودتون ممنوع می کنید، این محدودیت نیست؟
آیا وقتی مانتویی می پوشید که از شدت تنگی و چسبندگی مجبورید دکمه هاشو یکی در میون، ببندید! این محدودیت، عیبی نداره؟
آیا وقتی ناخن های بلند می کارید و به تبع اون، بسیاری از کارهای روزمره رو نباید یا نمی تونید انجام بدید یا انجامشون مشکل میشه، این محدودیت نیست؟
وقتی برای قبولی در کنکور، بسیاری از برنامه های تفریحی رو برای خودت لغو می کنی، این محدودیت نیست؟
 
محاله آدم در زندگی هدفی داشته باشه و برای رسیدن به اون هدف، تن به محدودیت نده. فقط انسانهای بی هدف و بی برنامه هستند که از محدودیت فرار می کنند.
 
3. چون عاشق "تنوع" هستم، از یکدستی و تک رنگی خوشم نمیاد.
عیبی نداره! شما هر چه میخوای در منزل و محافل زنانه، متنوع باش. حتی اگر در اماکن عمومی این تنوع، در حد منطقی و معقول و منطبق بر معیارهای شرع باشه هیچ اشکالی نداره.
درضمن، همونطور که هر شرکت و کارخونه و اداره ای در هرکجای جهان یونیفرم (لباس متحد الشکل) مخصوص به خودشو داره و شما میدونی و می پذیری که اینجا، جای کار و فعالیته، نه جای تنوع و لباس مجلسی و جلب توجه و غیره، لطفا بپذیر که خیابون هم کم از اداره و شرکت نداره!
 

اگه طاقتشو داری این پست رو بخون

اگه طاقتشو داری این پست رو بخون

http://www.laleha.com/weblog/fatemeh/post/taghat.jpg

جناب عبد العظیم حسنی از امام محمد تقی سلام الله علیهما نقل میکند که فرمودند: پدرم از پدرانش از امیرالمومنین (ع) نقل کردند که میفرماید روزی با فاطمه سلام الله علیها بحضور رسول اکرم (ص) رسیدیم و آنحضرت را گریان دیدیم. گفتم پدرم و مادرم فدای جان شما چه چیز شما را گریان کرده است؟

فرمودند یا علی شبی که مرا به آسمان بردند چند نفر از زنان امّتم را در عذاب شدید دیدم که گریه ام برای ایشان است،

1- زنی را دیدم که از موهایش آویخته بود و مغزش در سرش می جوشید

2- زنی را دیدم که از زبانش آویخته بود و آب جوشان در حلقش می ریختند

3- زنی را دیدم که از پستانهایش آویخته بودند

4- زنی را دیدم که گوشت بدن خود را میخورد و آتش در زیرش شعله ور بود

5- زنی را دیدم که پاهایش به دستهایش بسته بود و مارها و عقربها او را می گزیدند

6- زنی را دیدم که کر و کور و لال بود و در تابوت آتشین بود و مغزش از بینی بیرون می ریخت و بدنش از ترکها پاره پاره بود

7- زنی را دیدم که از پاهایش آویخته بودند و داخل تنوری بود

8- زنی را دیدم که گوشت بدنش را از پس و پیش می بریدند

9- زنی را دیدم که صورت و دستهایش را می سوزانیدند و روده های خود را می خورد

10- زنی را دیدم که سرش مثل سر خوک بود و بدنش مثل بدن الاغ و هزار هزار گونه عذاب بر او می کردند

11- زنی را دیدم که به صورت سگ بود و آتش در دبرش داخل می کردند و از دهانش بیرون می ریخت و ملائکه بر سر و گردنش گرز آتشین میزدند

تا گزارش رسول خدا (ص) بدین جا رسید فاطمه سلام الله علیها عرض کرد یا ابتاه یا حبیباه اکنون از عمل ایشان خبر بده که چه عملی از ایشان سر زده بود که به آن عذابها گرفتار شدند؟

رسول اکرم (ص) جواب دادند:

1- زنی که از موهایش آویخته شده بود موهای خود را از نامحرم نمی پوشاند

2- زنی که از زبانش آویخته شده بود شوهرش را آزار می داد

3- زنی که از پستانهایش آویخته شده بود شوهرش را تمکین نمی داد

4- زنی که گوشت بدنش را می خورد برای نا محرم زینت و آرایش می کرد

5-زنی که از پاهایش آویخته بود بدون اذن شوهر از خانه بیرون می رفت

6- زنی که دستهایش را به پاهایش بسته بودند غسل جنابت نمی کرد و نماز را سبک می شمرد

7- زنی که کور و کر و لال بود فرزندی از زنا به عمل آورده بود به شوهر منسوب کرده بود

8- زنی که گوشت بدنش را می بریدند خود را به نا محرم نشان می داد تا به او میل و رغبت کنند

9- زنی که صورت و بدنش را می سوزانیدند بین زن و مرد قوّادی می کرد. (زن و مرد را برای ارتباط نا مشروع به هم معرفی و آشنا می کرد)

10- زنی که سرش خوک و بدنش خر بود سخن چین و دروغگو بود

11- و زنی که به صورت سگ بود  و از دبرش آتش  می ریختند و از دهانش بیرون می آمد زن خواننده بود

سپس رسول خدا (ص) افزودند وای به حال زنی که شوهرش را به خشم آورد و خوشا به حال زنی که در غیر معصیت شوهرش را راضی کند. (حیات القلوب جلد 2 ص 181)

متن بالا رو عینا از کتاب براتون نوشتم.

خدایا در ظهور امام عصر روحی له الفداه تعجیل فرما و ما را از عذاب جهنّم نجات بخش. آمین یا ربَّ العالمین

ادمه مطلب رو هم حوصله داشتی بخون چون یه خورده نصیحته گذاشتمش ادامه مطلب که هر کی از نصیحت خوشش نمیآد نخونه

سخنی با خوانندگان گرامی به نقل از کتاب محرم ونا محرم

دوست عزیز و خواهر بزرگوارم :هشدار! مبادا که شیطان تو را به زیور و زینت دو روزه دنیا بفریبد که مرگ و سوال و وحشت و تنهایی قبردر پیش است و عذاب الهی سخت است و دردناک، و ذرّه ای از اهلش تخفیف نمی یابد. پس بیا و از گذشته توبه نما و به سوی خداوند مهربان بازگرد که وعده رحمت الهی همانند وعید عذابش حق است. مبادا همچون کسانی باشی که مشاهده عذابشان رسول خدا (ص) را به گریه در آورده بود.

پدر و مادر دلسوز و مهربان : که هرچه در توان دارید برای تامین رفاه و آسایش فرزندانتان بکار گرفته اید، مبادا موجبات راحتی دنیوی فرزندتان را فراهم و از زندگی اخروی و حقیقی او غفلت نمایید! آیا تحمل اندکی از رنج و سختی را برای فرزند دلبندتان دارید؟ پس چگونه خواهید توانست سوختن او را به آتش و عذاب قهر الهی مشاهده نمایید؟ پس فرزندانتان را امر به معروف کنید و از گناهان و منکرات نهی نمایید که رسول خدا(ص) در حدیثی فرمودند هر پدر و مادری که دو دختر محجّبه داشته باشند بهشت بر ایشان واجب خواهد شد.

و بالاخره برادر گرامی : به استناد احادیث معتبره مرد در گناهان همسرش شریک و در عذاب الهی با وی قرین خواهد بود پس به نجات خود و همسر و اهلت اقدام نما که مرگ نزدیکتر از آن است که به نظر میرسد وخوف از عذاب الهی لرزه بر اندام انبیا و اولیاء می انداخت پس حال ما چگونه خواهد بود که به اعمال بیهوده و زودگذر و کوتاهی درحق همسر خود را مستوجب عذاب خداوند قهّار مینماییم؟

منبع: آزادترین دختر دنیا

حجاب و پيكان 48

یه روز یه دختر با حجاب می ره دانشگاه

یکی از دوستای  بی حجابش می خواد مسخرش کنه

می گه تازه گی ها  دیوانه ها خودشون رو جلد می کنند

همه می خندند دختر با حجاب در جوابش می گه

تا حالا دیدی ا رو پیکان 48 چادر بکشن؟

این بار هم می خندند اما این بار....

یه دلیل زیبا برای حجاب

زن ایرانی ملکه ی ایرانی


یه پسر انگلیسی به پسر ایرانی میگه: چرا خانوماتون با مردا دست نمیدن؟ یعنی انقدر مرداتون شهوت پرستن؟

پسر ایرانیه میگه: چرا هر مردی نمیتونه دست ملکه شما رو لمس کنه؟

پسر انگلیسی عصبانی میشه و میگه: ملکه فرد عادی نیست فقط با افراد خاص دست میده.

پسر ایرانی میگه: خانوم های ما همه ملکه هستند ........

شعری زیبا در رسای عفت و حجاب


درکلاس حفظ تقوا و شرف


دختران درند و چادر چون صدف


بهترین سرمایه زن چادر است

زانکه زن را زینت زن ، چادر است


حفظ چادر ، حفظ دین ومذهب است

شیوه زهرا و درس زینب است


حفظ چادر نص قرآن مجید

قفل جنت را بود تنها کلید


حفظ چادر سد فحشا می شود

روسفیدی نزد زهرا(سلام الله علیه) می شود

نگاه و نگاه و نگاه!!!

جملات کوتاه درباره حجاب

1-حجاب یعنی من مجهز به آنتی ویروس هوس و وسوسه هستم

2-به زلفانت بیاموز که بیرون ارزش دیدن ندارند.

3-کس غنچه نهان شده دربرگ را نچید/ از بی حجابی است اگر عمر گل کم است.

4- حجاب نیمی از ایمان است.

5-اصالت زن مسلمان عفت اوست که حجاب مهمترین رکن آن است.

6-ای زنان زینت های خود را آشکار نسازید مگربرای محرمانتان .

7-حجاب واکسن مقابله با تیر نگاههای آلوده.

8-حجاب سنگری است محکم  که زن را از نگاه مردان شیطان صفت مصون ومحفوظ نگه می دارد.

9-حجاب بوته خوش بوی گل عفاف است. حجاب مصونیت است نه محدویت.

10-حجاب یعنی حیای جوان باعفت.

11-بدحجابی زن از بی غیرتی مرد است.

12-کسی که عفت داشته باشد ارزش ومنزلتش زیاد خواهد بود.

13-حجاب امن ترین پناهگاه زن

14-حجاب بیانگروقارو افتخار زن است.

15-زن درحجاب مانندگوهر در صدف است.

16-حجاب رساندن زن به رتبه عالی معنویت.

17-حجاب سرچشمه کمال زن است.

18- چادربهترین نوع حجاب ونشانه ملی ماست.

 19-عفت باید درفکر نگاه، زینت، حجاب، زبان، چشم، گوش واندام تجلی داشته باشد.

20-حجاب جاذبه خوبی ها ودافعه خطاهاست.

21-ای زن به تواینگونه خطاب است زیبنده ترین زن حفظ حجاب است.

22-حجاب مادر پاکیهاست.

23-حجاب تلالو شبنم بر چهره گل

24-حجاب مظهرعفاف است.

25-حجاب دژوقلعه ای برای پاسداری از گوهر عفاف است.

26-حجاب یعنی حیا وجوانمردی وشرف و آزادگی وبصیرت.

27-حجاب ح= حریت، ج= جذبه، ا= آبرو وشرف، ب= بندگی.

28-حجاب یعنی حریت و آزادگی و افتخار وبندگی.

29-حجاب برای زن تاج بند گی خداست.

30-اقتدارزینب به حجاب او بود.

31-حجاب مانع آلوده شدن جامعه به فساد است.

32-حجاب عامل تحکیم خانواده وکاهش آسیب های اجتماعی.

33-هیچ کس نمی داند من چقدر خوشحال شدم که رسول خدا (ص) مرا از ظاهر شدن در پیش چشم مردان معاف کرد.(حضرت فاطمه «س»)

34-زن با حجاب همچون مرواریدی در صدف است.

35-غنچه ای تا هست پنهان در حجاب/می کند از او خزان هم اجتناب

36-زنان مانند گل اند/ برمقام حفظ عصمت سنبل اند.

37-حجاب = کاهش آسیبهای اجتماعی.

38-حجاب تضمین تداوم زیبایی وشرافت است.

39-در تصویر حکاکی شده برسنگهای تخت جمشید هیچکس عصبانی نیست،هیچ کس سوار بر اسب نیست. هیچ کس رادر حال تعظیم نیست. در بین این همه پیکر تراشیده شده حتی تصویر برهنه نیست یادمان باشدکه چه بودیم وچه شدیم.

40-خواهرم استعمار قبل از هر چیز از سیاهی چادر تو می ترسد تا سرخی خون من  (پیام شهدا(

41-در فرهنگ لغات خود حجاب را پاکی صداقت معنا کن در فرهنگ لغات خود حجاب را آیینه نادیده معنا کن.

42-همیشه گوهر انسانیت را در حجاب جستجو کن.

43-زن بخاطر ارزش وکرامتی که دارد باید با رعایت حجاب محفوظ  بماند و خود را حراج نکندو در بازار سوداگران شهوت خود را به بهای چند نامه ونگاه ولبخند نفروشد.

44-خواهرم سرخی خونم را به سیاهی چادرت به امانت داده ام( پیام شهدا)

45-حجاب دژی است در برابر یورشهای شیطانی.

46-یک گل خوش رنگ ویک گل خوشبو/از خس و خاشاک پنهان کند رو

47-چادر ترنم عطر یاس در فضای غبار آلوده دنیاست.

48-فرمان خدا قول نبی نص کتاب است/ از بحر زنان افضل طاعات، حجاب است.

49-حفظ چادر حفظ دین و مذهب است/ شیوه زهرا و درس زینب است.

50-تا شهوت نفس در نهاد بشراست در کشف حجاب صد هزاران خطر است.

51-تیری است نظر،ز تیرهای ابلیس این چادر درمقابلش چون سپر است.

52-گل عفاف در بوستان حجاب می روید وعطرپاکی وجود زنان محجبه را قیمتی می کند.

53-نمی دهد اجارت چشم ها را به سیرو سفر/حجاب چهره تو و سربه زیری و وقارت.

54-زن عفیف زیباست وعفتش به او قدرتی می دهد که قوی ترین مردان در برابر او به خضوع وادارمی کند.

55-حجاب اسلحه محکمی است که زن با آن می تواند ازحقوق وارزشهایش دفاع کند.

56-روی فرو پوش چون دُرّ صدف  تا نشوی تیر بلا در هدف.

سن57-گفرشهای وجود هر انسان خاکی به وسیله پوشش وحجاب از گزند علفهای هرز درامان می ماند.

58-آنکه در حجاب چادر به سر کند یعنی فقط به حد حکم خدا نظر کند.

59-حجاب سپری است در مقابل چشمان بوالهوسان وسدی محکم در برابر گناه.

60-حجاب منشور والای اگاهی است.

61-حجاب فریضه ای است که ترک ـن فرصت قضا ندارد.

62-حجاب مهر عنایت حق برقامت فرشتگان زمین است.

63-من حجابم، کشتی راه نجات، چشمه آب حیاتم، معنی آب حیاتم معنی صوم و صلاتم بر حریم عفت وناموس، من نیکو پا سبانم.

64-ای پیامبربه زنان و دختران خودو زنان مومن بگو که خویشتن را به چادربپوشند (سوره احزاب آیه 59 )

65-حجاب تضمین کننده سلامت جامعه و مصونیت آن دربرابر حیله شیطانی وتهاجم فرهنگی است.

66-زنان خوب میراث دارعفاف فاطمه ومریم اند دریغا که بازیچه هوس شوند و به ویروس گناه آلوده گردند.

67-العِفَّه رأسُ کلِّ خَیر؛ عفت منشا تمام نیکهاست.

68-ثمره العفه الصیانه میوه عفت محفوظ ماندن است.

69-هرشاخه ای که از باغ برون آردسر/ درمیوه آن طمع  کند را هگذر/ بی حجابی مانند شاخه ای است بیرون از حصارباغ که طمع هر رهگذری رابه خود جلب می کند.

70-والذینهم لفرو جهم حافظون آنان  ((مومنین )) کسانی هستند که خویشتن را از بی عفتی حفظ می کنند.

71-حجاب شما خواهران کوبنده تر از خون سرخ ما است..(وصیت شهدا)

72-مروارید گرانبهاو صدف وجودت رابرنامحرم مگشا.

73-با حجاب، زیبا تر بودن را تجربه کنید.

74-حجاب آسمانی ترین راه به مدینه ی فا ضله است.

75-پدرم گفت که ای دخت نکو بنیادم/ زلف بر بادنده تا ندهی بربادم.

76-حجاب صدف است که از گوهر وجودی زن محافظت می کند.

77-غنچه زیباست چون گلبرگها را در میان گرفته و حجاب زیباست چون تو را در بر گرفته.

78-حجاب دستوری قرآنی و قانون الهی وتکلیف انسانی وبرنامه اخلاقی است.

79-کس غنچه نهان شده دربرگ را نچید/ از بی حجابی است اگر عمر گل کم است.

80-حجاب یعنی وقار فاطمه (س).

81-حجاب یک فرهنگ است که شهدا نیز به آن افتخار کردند.

82-حجاب حفظ ارزشهای انقلاب اسلامی است.

83-حجاب وعفاف یکی از محورهای زندگی قرآنی است.

84-حجاب همان اندازه حیاتی است که آب.

85-حجاب نشانه شخصیت انسان است.

86-خواهرم حجاب تو بها است نه بهانه.

87-برای هر چیز زکاتی است وزکات زیبایی پا کدامنی وحجاب است.

88-زنان باحجاب مرزبانان شرف اند.

89-حجاب برتر به زنان ما عفت به مردان ما غیرت و به جامعه ما عزت می بخشد.

90-به زلفانت بیاموز که بیرون ارزش دیدن ندارند.

91-حجاب محافظی ستبر است که از غنچه عفاف حفاظت می کند.

92-حجاب صدفی است که گوهر عفت را حفظ می کند.

93-حجاب زن کوبنده تر از خون شهید است.

94-حجاب کلید نزدیکی به فاطمه زهرا (س) است.

95-زیباترین هدیه خداوند به زن حجاب است.

96-حجاب یعنی من مجهز به آنتی ویروس هوس و وسوسه هستم.

97-حجاب مایه عفت زنان است.

98-حجاب تیر جانسوزی به چشم دشمن است. 

99-دختران خودنما در چشم ها جای دارند ولی دختران عفیف در دل ها

100-حجاب یعنی به جای شخص، شخصیت را دیدن

101- کسی که زیبایی اندیشه دارد، زیبایی ظاهر خود را به نمایش نمی گذارد (شهید مطهری)

 

منبع:  سامانه جامع اطلاع رسانی عفاف و حجاب

دلايل وجوب حجاب


دلايل وجوب حجاب
دلايل وجوب حجاب با توجه به آيات قران و سنت و روايات معصومين (ع) :
الف ـ حجاب در قرآن

1 ـ (قل للمؤمنين يغضّوا من ابصارهم و يحفظوا فروجهم ذلك ازكى لهم ان الله خبير بمايصنعون;1 به مردان مؤمن بگو: چشمانشان را (از نگاه به نامحرمان) فرو گيرند و كانونعفت خويش را حفاظت نمايند. اين عمل براى آنها پاكيزه تر است. تحقيقاً خداوند بهآنچه انجام مى دهيد، آگاه است. )

انسان، مقدس تر و پاك تر از اين است كه درباره شرمگاه ها بينديشد، چرا كه نگاه بهموضع حرام، باعث تفكر مى شود. بر اين اساس، بعضى معتقدند مراد از اين فراز آيه (يغضوا من ابصارهم و يحفظوا فروجهم)، ستر عورت است; يعنى بر مرد و زن واجب است عورتخود را از يكديگر بپوشانند، اما ما تقريباً جزم داريم كه (يغضوا من ابصارهم) اختصاصبه نظر به عورت ندارد، بلكه شايد بيشتر اختصاص به نظر به غير عورت داشته باشد; بنابر اين ممكن است مقصود آيه، حفظ شرمگاه ها و نگاه به آنها هر دو مورد توجهباشد.2 چون چشم چرانى و نگاه به نامحرمان از آفات مهم ايمان است و غالباً مردانگرفتارآن هستند و زنان نيز تشويق مى شوند.

در ادامه آيه، به ضرورت حجاب زن پرداخته و مى فرمايد: (و قل للمؤمنات يغضضن منابصارهن ّ و يحفظن فروجهن و لا يبدين زينتهن ّ الا ما ظهر منها و ليضربن بخمرهن ّعلى جيوبهن و لا يبدين زينتهن ّ الا لبعولتهن ّ… ;3 به بانوان با ايمان بگو: چشمهاى خود را از نگاه به اجنبى فرو پوشند و دامن خويش را (از آلودگى) پاك نگه دارند وزينت و جمال خود را جز آنچه كه به طور طبيعى نمايان است، از نامحرمان بپوشانند. ومقنعه و روسرى خويش را بر روى سينه ها افكنند و زينت و مواضع زيبايى ها را جز براىشوهران خود نمايان نسازند و…. )

مطابق آيه، زن نبايد زينت خود را ظاهر سازد، مگر در دو مورد: يك استثنا در مورد خودزينت است، يعنى مگر بعضى از زينت ها و به تعبير قرآن، زينت ظاهر، و استثناى دوم درمورد افراد است; يعنى و مگر براى بعضى از طبقات كه غير شوهر او هستند; مانند پدرپسر، برادرزادگان، خواهرزادگان، فرزندان شوهر و چند طبقه ديگر. 4

2 ـ (يا ايّها النبى قل لازواجك و بناتك و نساء المؤمنين يدنين عليهن ّ من جلابيبهن5 ذلك ادنى ان يعرفن فلا يؤذين;6 اى پيامبر! به همسران و دخترانت و زن هاىمؤمنان بگو كه چادر خويش را بر خود فرو پوشند. اين كمترين چيزى است تا به عفتشناخته شوند و از تعرض و آزار افراد هوسران محفوظ بمانند. )

ب) حجاب از نظر روايات


1-
در قران کریموظیفه تبین دقیق احکام و نیز قران بر عهده ذپیامبر نهاده شده است :وانزلنا الیک الذکر لتبین للناس مانزل الیهم1(و این قران را بسوی تو فرودآوردیم تا برای مردم آنچه را بسوی ایشان نازل شده است توضیح دهی) لذاتبیین حکم حجاب نیز مانند احکام دیگر بر عهده پیامبر (ص) است همانگونه کهاز پیامبر و ائمه (ع) روایات معتبر ، صحیح و بدون اختلاف در این باب نقلشده است و مورد استناد است .7

روايات فراوانى در باره وجوب پوشش از ائمه معصومين نقل شده است، كه ما فقط به يكنمونه بسنده مى كنيم.

فضيل در حديثى از امام مصعوم(ع) پرسيد: آيا بازوهاى بانوان از زينت هايى است كهخداوند متعال پوشاندن آن را واجب دانسته و فرموده است: زن نبايد زينت خود را جزبراى همسران و ساير محارم ظاهر سازد؟ فرمود: بلى.8

 

 

 

1ـ نور (24)آيه 30

2ـ مرتضى مطهرى، آشنايى با قرآن، ج 4، ص 82 ـ 84، با تلخيص.

3ـ همان، آيه 31.

4ـ مرتضى مطهرى، همان، ص 90.

5ـ جلباب، پيراهن يا جامه گشاد شبيه چادر و عباى عربى را گويند; المنجد، مادهجلباب.

6ـ احزاب (33) آيه 59.

-7 از پیامبر (ص) نقل شده است که خطاب به اسماء (خواهر عایشه) فرمود :" ایاسماء زن هنگامی که به بلوغ می رسد ، صحیح نیست که غیر از این قسمت و اینقسمت از بدنش پیدا باشد و بصورت و کفین خویش اشاره کرد " ابی داوود ، سننابی داوود ، دار احیاء السنة النبویة ، ج 4 باب فیما تبدی المراة منزینتها ، ص64 نیز در این زمینه ر.ک: وسائل الشیعه ، ج14 ، ابواب مقدماتنکاح ، باب 109 ، ص 146، ح 5.

8ـ وسائل الشيعه، ج 20، ص 200 ـ 201.

 

                                                                                                      بقيه در ادامه مطلب

ادامه نوشته

عفاف بدون حجاب

                                                                                       رضا سليمي

نظر خودتون رو در مورد عفاف بدون حجاب بگین ؟

 

من چند تا مطلب برا تون گذاشتم بخونین بهتره اینا رو بدونین

اینا رو بخونین خودتون قضاوت کنین

 

مصاحبه با آیت‌الله طالقانی در صفحه اول روزنامه اطلاعات ۲۰ اسفند ۱۳۵۷

 

 

((حتی برای زن های مسلمان هم در حجاب اجباری نیست چه برسد به اقلیت های مذهبی...ما نمی گوییم زنها به ادارات نروند و هیچ کس هم نمی‌گوید...زنان عضو فعال اجتماع ما هستند...اسلام و قرآن و مراجع دین میخواهند شخصیت زن حفظ شود. هیچ اجباری هم در کار نیست.

مگر در دهات ما از صدر اسلام تا کنون زنان ما چگونه زندگی می‌کردند؟ مگر چادر می پوشیدند؟...کی در این راهپیمایی ها زنان ما را مجبور کرده که با حجاب یا بی حجاب بیایند؟ این ها خودشان احساس مسئولیت کردند. اما حالا اینکه روسری سر کنند یا نکنند باز هم هیچکس در آن اجباری نکرده است.))

 

آیا “حجاب اسلامی” در اسلام اجباریست و یا اختیاریست؟

 

 

اکثر ایرانیانی که طی سی سال اخیر به ایران سفر کرده اند شاهد پدیده ای بوده اند که به یک معجزه شبیه است. در پروازهای بین المللی که ایران را به مقاصد خارج از ایران ترک می کنند دقایقی بعد از این که هواپیما از باند برمی خیزد، بسیاری از خانم های ایرانی را با حجاب اسلامی می بینیم که یکی بعد از دیگری به دستشویی های هواپیما می روند و دقایقی بعد بدون حجاب اسلامی، مقنعه، مانتو و با آرایش و بسیار زیباتر و شاداب تر از دستشویی بیرون می آیند.

 

 

 

گویی این کابین دستشویی یک جعبه جادویی و زیباکننده است که این چنین تاثیر شگفتی در مدت چند دقیقه بر ظاهر این خانمها ایجاد می کند! ولی مهمتر این که دیدن این صحنه، دیگر مسافران را از این واقعیت بسیار اسفناک و تلخ آگاه می کند که چرا حجاب اسلامی برخلاف خواسته این بانوان به آنها تحمیل شده و چقدر حجاب اجباری این خانم ها بی ارزش و به دور از تقواست که به محض این که اجبار از آن برداشته می شود، آن حجاب اجباری در داخل هواپیما تا پرواز برگشت باقی گذاشته می شود.

 

 

 

حجاب در قران

 

 

 

حجاب تفسیری مغرضانه از آیاتی روشن و ساده

(حجاب مطلقا دستور قران نیست)

حجاب دستور قران نیست که حتی کوچکترین نسبتی هم نمی توان بین انچه امروز تحمیل شده با خواست قران پیدا کرد

شما را به تعقل و منطق خود توجه می دهم که قطعا از نظز خداوند بالاتر از هر توجیه و تفسیری مورد سئوال قرار خواهد گرفت که گیرم فلانی و فلانی گفتند که چنین نابخردی دستور خداست آیا فهم آیاتی به این روشنی از توان درک ت خارج بود؟

عدل و انصاف و حکمت خداوندی چه ایجاب می کرد؟

آیا خدا را می توان فریب داد و به پیروی از نفس خویش زنان خود را در حجاب برد و طلبکار خدا هم شد و طلب پاداش نیز کرد؟

بی شک برای ما ایرانیان این مهم که حجاب نه تنها باعث عفاف نمی شود بلکه مفسده های گوناگون دارد نه فقط به دلایل عقلی

قابل فهم است بلکه بروشنی در اطراف خود اثرات ویرانگر و مهلک آنرا در تمام جنبه های اجتماعی جامعه و فرد می بینیم

نگارنده ی این مطلب معتقد است که قران کلام خداست اما از لسان انسان جاری شده و خدشه ناپذیر نمی باشد

و الزاما نمی تواند ورای تعقلی که خداوند به بشر داده ملاک و معیار باشد

اما از آنجا که عده ای برای توجیه اصرار مخرب خود در مورد حجاب به قران استناد می کنند برای کشیدن یک خط بطلان نهائی بر این سوء تفاهم بزرگ که چنین حجابی را دستور قران می دانند شما را دعوت میکنم با جدیت نسبت به مطالب پیش رو توجه و دقت لازم را داشت باشید

و خود را موظف بدانید یا خطای این گفتار را معلوم کنید و یا با احساس مسئولیت تلاش کنید دیگران نیز از این مهم آگاه شوند

#################

آنچه در کل قران جهت توجیه فلسفه ی حجاب مورد استناد قرار میگیرد تفاسیر مربوط به سه آیه می باشد که تک تک آنها را مورد بررسی قرار میدهیم

**************

1- آيه نرمش در گفتار

(يا نساء النّبى لستنّ كأحد من النّساء إن اتقيتنّ فلاتخضعن بالقول فيطمع الّذى فى قلبه مرض و قلن قولاً معروفاً. و قرن فى بيوتكنّ و لاتبرّجن تبرّج الجاهليّة الأولي…)

احزاب/33ـ32

 

ای زنان پیامبر شما بمانند هیچکدام از زنان دیگر نیستید (موقعیت حساس و ویژه ای دارید) آنگاه که تقوا پیشه کنید پس در گفتارتان با مغرضین چنان تواضع نکنید که آنها به فکر سوء استفاده از شما بر آیند و آنچه را بگوئید که سنجیده است

و در خانه هایتان آرام گیرید و مانند تبرج کردن دوران جاهلیت تبرج نکنید

توضیح : در مورد تبرج بیشتر صحبت می شود

بروشنی از آيه چنين استنباط مى شود كه آيه مختص زنان پيامبر(ص) است و دستورات خاصى براى آنان به دليل موقعيت ويژه آنها ذكر شده است.

در آيه ابتدا توصيه مى شود كه زنان پيامبر(ص) تقوا پيشه كنند, سپس امر مى شود كه در سخن خضوع نكنند تا افراد بيمار دل به طمع نيفتند. در هيچ جاى آيه قرينه اى وجود ندارد كه ناگزير باشيم طمع را به طمع جنسى معنى كنيم و برداشت كنيم كه منظور آيه اين است كه افراد بيماردل به گناه نيفتند.

از سوى ديگر, خضوع در قول در ترجمه ها و تفاسير مختلف به ناز و كرشمه در صدا معنى شده است. آيا اگر مقصود چنين تعبيرى بود كلمه صوت از قول مناسب تر نبود؟ بويژه آن كه پس از اين جمله خداوند امر مى كند كه (قول معروف) بر زبان بياوريد, و در عبارت (قول معروف) نيز هيچ نشانه بر اينكه مقصود صداى بدون ناز و كرشمه و خشك و خشن است به چشم نمى خورد.

به نظر مى رسد اگر بخواهيم اين جمله را در فضاى سياسى و اجتماعى ذكر شده در بالا معنى كنيم چنين برداشت مى شود كه خداوند به زنان پيامبر(ص) دستور مى دهد كه در برابر منافقان بيمار دل در كلام خضوع نداشته باشند, زيرا آنان ممكن است مطامع سياسى زيادى در سرداشته باشند. يعنى منافقان و بيماردلان براى رسيدن به مطامع سياسى خود سعى داشته اند از زنان پيامبر(ص) سوء استفاده كنند و با آنها از درِ مذاكره و سازش وارد شوند و قرآن با اين بيان, زنان پيامبر(ص) را از هرگونه مداهنه نهى كرده است و به آنها دستور داده كه در برابر منافقان در كلام خضوع نداشته باشند. اما از سوى ديگر در قسمت بعد آيه تصريح مى كند كه با آنان پسنديده سخن گويند يعنى نه سازش كنند و نه كلام زشتى بر زبان آورند كه منافقان را عليه مسلمانان گستاخ سازد.

با توجه به نكته هايى كه گذشت مى توان گفت جمله آغازين آيه كه مى فرمايد: (يا نساء النبى لستنّ كأحد من النساء) عقل را به سوى برداشت مفاهيم اجتماعى و سياسى از آيه راهنمايى مى كند, بويژه كه آوردن عبارت (كأحد من النساء) اين فضا را بيشتر القا مى كند; يعنى زنان پيامبر(ص) مانند يك فرد از جامعه زنان نيستند و تأثير اجتماعى و سياسى ايشان بسيار متفاوت با تأثير يك فرد ازجامعه زنان است. چنان كه گفتيم در جامعه آن روز عرب, زنان سران قبايل با زنان معمولى تفاوت داشتند. آنها به سبب نزديكى با رؤسا مى توانستند منشأ بسيارى تغييرات و اتفاقات در جامعه باشند. به همين سبب قرآن تأكيد دارد كه مسير سوء استفاده ازاين طريق بسته شود و افراد بيمار دل و منافقان نتوانند از راه مذاكره با زنان پيامبر(ص) مطامع خود را عملى سازند. خداوند در اين آيه به زنان پيامبر(ص) به دليل وضعيت خاص آنها سه دستور مى دهد:

نخست آن كه در خانه بمانند و هر روز درجامعه ظاهر نشوند و با استفاده ازموقعيتى كه به دليل انتساب به پيامبر دارند آشوب و بلواى سياسى يا اجتماعى به راه نيندازند.

دوم آن كه در برابر منافقان در سخن نرمى نشان ندهند, يعنى با آنان مداهنه نكنند و آنها را در طمع خام نيندازند (نه آن كه آنها را حتى به فكر گناه هم نيندازند!) درعين حال با منافقان كلام پسنديده گويند; يعنى نه سازش كنند و نه آنها را تحريك كنند كه عليه اسلام نقشه هاى جديد طرح كنند.

 و دستور سوم آن كه مانند جاهليت نخستين در جامعه خودنمايى نكنند.

اگر بخواهيم عبارت (تبرّج جاهلى) را با توجه به فضاى مورد نظرمان توضيح دهيم, باز بايد به اين نكته توجه كنيم كه زنانى كه موقعيت خاص سياسى درجامعه داشته اند با خودنمايى در جامعه موجب تحولات سياسى خاصى مى شده اند (مانند نقش آنها در تهييج و ترغيب جنگاوران). به نظر مى رسد كه خداوند زنان پيامبر(ص) را از ايفاى چنين نقشهايى برحذر مى دارد. به اين ترتيب جاهليت اُولى, يعنى جاهليت پيش از اسلام كه زنان برجسته جامعه باخودنمايى از موقعيت خود سوء استفاده مى كردند. توجه به اين نكته جالب است كه چنين جاهليتى و چنين سوءاستفاده هايى پس از اسلام نيز اتفاق افتاد. بنابراين خداوند با آوردن كلمه جاهليت اولى خبر از جاهليت دومى مى دهد كه پس از اسلام اتفاق مى افتد.

**************

2- آيه جلباب

(يا ايّها النبى قل لأزواجك و بناتك و نساء المؤمنين يدنين عليهنّ من جلابيبهنّ ذلك أدنى أن يعرفن فلايؤذين و كان الله غفوراً رحيماً) احزاب/59

اى پيامبر به همسرانت و دخترانت و زنان مسلمان بگو كه جلابیب خود را برخود بپوشند كه به اين وسيله محتمل تر است كه شناخته شوند و رنجانده نشوند و خدا آمرزگار مهربان است.

توضیح : در مورد جلابیب بیشتر صحبت می شود

در اين آيه چند نكته چشم گير است:

الف. شأن نزول آيه

مراجعه به شأن نزول هايى كه در تفاسير مختلف درمورد اين آيه ذكر شده به فهم فضاى عمومى آيه كمك مى كند. به چند نمونه توجه مى كنيم.(چه بسا بود كه منافقين از شوخى با كنيزان تجاوز كرده و سر به سر زنان آزاد و نجيبه هم مى گذاشتند. پس وقتى به ايشان مى گفتند چرا اين كار را كردى, مى گفتند ما خيال مى كرديم كنيز و برده هستند پس خدا عذر ايشان را قطع نمود.)18

(سبب نزول آيه مزبور آن بودكه بانوان براى اقتدا كردن به پيغمبراكرم(ص) در مسجد حاضر شده ونماز را پشت سر آن حضرت بجاى مى آوردند, هنگام بازگشتن بعضى از جوانان ولگرد و اوباش مزاحم و متعرض آنها شده اذيت و آزار مى نمودند. چه عادت ايشان آن بود كه با كنيزان مزاح و شوخى مى كردند. منافقين آنها شرارت را از حد گذرانده و متعرض زنان آزاد نيز مى شدند. چنانچه از آنها بازخواست مى كردند مى گفتند گمان كرديم اين بانو از جمله كنيزكان است. پروردگار عذر آنان را با نزول آيه حجاب برطرف نمود.)20

تقريباً بيشتر تفاسير ديگر نيز اين شأن نزول را بيان كرده اند. از اين شأن نزول استفاده مى شود:

قرآن براى تمايز زن آزاده مسلمان از كنيز دستور حجاب را صادر كرده است. لحن قرآن كريم دراين دستور لحنى توبيخى نيست و براى عدم رعايت حجاب هيچ وعده عذابى مشاهده نمى شود, بلكه به نظر مى رسد خداوند از سر مهربانى و خيرخواهى و رحيميت, به زنان مسلمان امر مى كند كه از جلباب استفاده كنند تا آنها را كنيز نپندارند و به آنان توهين جنسى نكنند.

ب. ابهام در مفهوم جلابيب

در مورد معناى جلابيب در تفاسير مختلف نظرات متفاوتى ارائه شده است

(مفسران چند معنى ذكر كرده اند: 1. ملحفه (چادر) و پارچه بزرگى كه از روسرى بلندتر است و سروگردن و سينه ها را مى پوشاند. 2. مقنعه و خمار(روسرى) 3. پيراهن گشاد.)26

يكى ديگر از مفسران مى نويسد:

(راغب, جلباب را پيراهن و روسرى گفته است. صحاح اللغه آن را ملحفه (چادرشب). ابن اثير در نهايه, چادر و رداء گويد. فيروزآبادى در قاموس مى گويد: آن پيراهن و لباس گشاد است كه زن لباسهاى خود را به آن مى پوشاند و يا آن ملحفه است.)27

چنان كه ملاحظه مى شود معناى جلباب طيف گسترده اى از روسرى تا پيراهن, چادر و حتى روبند را در بر مى گيرد. اگر جلباب را به معناى پيراهن بدانيم كه در بعضى تفاسير آمده است, معناى عبارت (يدنين عليهنّ من جلابيبهنّ) اين است كه زنان آزاده مسلمان بدن خود را بپوشانند تا از كنيزان متمايز شوند. شايد مراد آيه مطلق پوشاندن است و اساساً خداوند در اين آيه حدود حجاب را مشخص نساخته, بلكه يكى از فلسفه هاى حجاب را بيان فرموده است. چنان كه گفتيم از نشانه ها چنين استنباط مى شود كه رعايت نكردن حجاب براى كنيز در جامعه ممنوع نبوده است و مفهوم آيه نيز تمايز بين زن آزاده مسلمان و كنيز است. گويى خداوند مى خواسته زنان مسلمان آزاده در جامعه داراى پوششى باشند تا براى مردانى كه درصدد شناسايى و خريد كنيزان بوده اند, مشخص شود كه نمى توانند با اين نگاه به زنان آزاده مسلمان بنگرند.

تصور مى شود كه برخى برداشتها ازآيه جلابيب؛ مانند آن كه حدود حجاب شامل پوشاندن صورت هم هست يا پرهيز زنان از هر رفتارى كه جلب توجه كند ازاين آيه قابل استفاده نباشد

براستی نمی توان هیچ دلیل محکمی برای تعیین ابعاد و فرم جلباب آورد اما شاید توجه به آیه بعدی در اینباره بهتر ایده ای به ما بدهد

**************

3. - آيه حجاب

(قل للمؤمنين يغضّوا من أبصارهم و يحفظوا فروجهم ذلك أزكى لهم إنّ الله خبير بما يصنعون.

و قل للمؤمنات يغضضن من أبصارهنّ و يحفظن فروجهنّ

و لايبدين زينتهنّ إلاّ ما ظهر منها

و ليضربن بخمرهنّ على جيوبهنّ

و لايبدين زينتهنّ إلاّ لبعولتهنّ…) نور/31 ـ 30

به مردان مومن بگو ديدگان فرو اندازند, و عورتهایشان را محفوظ بدارند, اين براى آنان پاكيزه تر است. بى گمان خداوند به آنچه مى كنند آگاه است.

و به زنان مؤمن [هم] بگو ديدگان شان را فروگذارند و عورتهایشان را محفوظ بدارند

و زينت شان را جز آنچه از آن آشكار است آشكار نكنند

, روسرى هاشان را برگريبانهاشان بيندازند

و زينت شان را آشكار نكنند, مگر بر شوهران شان

نكته هاى زير دراين آيه مهم به نظر مى رسند:

الف. مردان و زنان هر دو به (غضّ بصر) امر شده اند, و معناى اين عبارت كاهش دادن نگاه است كه مقصود, ترك نظر به عورت است. همچنان كه جمله بعد نيز ناظر به حفظ عورت از نظر است.

بنابراين از اين قسمت آيه, نمى توان استنباط كرد كه زنان بايد خود را بپوشانند تا مردان نگاه شان به آنها نيفتد, همان گونه كه در مورد عكس اين مطلب نيز چنين حكمى نداريم. در فقه بيان شده كه زنان نبايد به قصد لذت به بدن مرد نگاه كنند, اما بر مردان واجب نيست كه بدن خود را بپوشانند. اين قسمت از آيه چنين مى نمايد كه دراين مورد تفاوتى بين زن و مرد نيست.

ب. اين آيات, پس از آيه جلابيب نازل شده است و حدود حجاب را مشخص مى كند. در آيه آمده است كه زنان بايد روسرى هاشان را برگريبانهاشان بيندازند. بنابراين به نظر مى رسد كه تا پيش از نزول اين آيه زنان گريبانهاى خود را نمى پوشانده اند. از اين رو آنچه در تفسير آيه جلابيب ذكر شده كه پس از نزول آيه زنان مدينه تمام اندام خود را با چادر مشكى مى پوشانده اند, درست به نظر نمى رسد. مگر اينكه بپذيريم زنان مدينه پس از نزول آيه جلابيب از سرتا پاى خود را با پارچه هاى مشكى پوشانده اند, اما توسط پيامبر(ص) از اين پوشاندن كامل بدن منع شده اند و دراين آيه به آنان امر شده كه با روسرى هاى خود گريبانهاشان را بپوشانند.

ج. درآيه به زنان امر شده كه زينت خود را آشكار نكنند, مگر آنچه ظاهر است (و خواه ناخواه آشكار مى شود) در مورد مفهوم زينت نيز برداشتهاى متفاوتى ارائه شده كه همچون معناى جلباب طيف گسترده اى را در بر مى گيرد, ولى بى ترديد استثناى آنچه خودبه خود ظاهر مى شود, ما را در فهم صحيح كلمه زينت راهنمايى مى كند.

**************************

آیا خرد و منطق انسان گواهی نمی دهد بر آنکه آنچه به توصیه خدا باید پوشیده شود همان اعضائی است که وجه افتراق زن و مرد می باشد و دست و پا و سر و صورت یک زن را پوشاندن نهایت حماقت و نابخردی ظالمانه و بی جهت حساسیت جنسی ایجاد کردن است؟

چكيده سخن

 

با توجه به آيات قرآن در مورد مسأله حجاب، به نظر مى رسد يكى از مهم ترين فلسفه هاى حجاب اين است كه زنان مسلمان در جامعه مورد تعرض جنسى قرار نگيرند و به شأن انسانى آنان لطمه وارد نشود.

. اين دستورات با توجه به شرايط خاص زمان و مكان تغييرپذيرند; اما همواره اصل كلى حفظ شأن انسانى زن بايد رعايت شود.

حال باید اندیشید که چراباید سلیقه ی شخصی چنین غیر مسئولانه نه تنها به عنوان حکم خدا بیان شود و در حالی که ده ها گناه کبیره مانند دروغ و غیبت و تهمت و غصب بیت المال براحتی ندیده گرفته می شود و حتی رباخواری که صراحتا در قران به عنوان جنگ با خدا نام گرفته رسما و علنا در کشور جاری است و در عین حال عده ای چنین مصرانه بر این فریب بزرگ پافشاری میکنند و جامعه ای را با این عمل خود به نابودی و اضمحلال کشانده اند

آیا واقعا می توان این موضوع را یک سوء تفاهم ساده دانست و چون اصرار بر ادامه ی آن را دید به این موضوع توجه نکرد که چرا این تاکید موکد در کشورهای نفت خیز و استراتژیک مطرح است

در حالی که بروشنی آثار مخرب آن دقیقا در جهت عکس آنچه برای توجیه آن ادعا می شود مشهود است اما چنان اصراری بر آن می شود که گوئی تمام مسلمانی را فقط در حفظ حجاب معنی می شود در حالی که کشورهائی که مورد طمع استعمار نیستند بدون حجاب مسلمان هستند بلکه به مراتب مسلمان تر نیز می باشند

از نظر من باید بدون بهانه و بدون تعلل نسبت به آگاه کردن روحانیون و دولتمردان و در صورت عدم همکاری آنها با کمک گروههای مردمی جهت آگاه سازی مردم نسبت به فتنه اقدام عاجل نمود

اگاه سازی به اینکه آنچیزی که ایشان به آن گرفتار و مبتلا هستند نه تنها دستور قران نیست بلکه از نظر عقلی و عملی نتیجه ای کاملا مغایر باخلاق دینی و شعور و شان انسانی دارد

**********************

توضیح : این مطلب با استفاده ی از تحقیقات خانم هما ميرزا وزيرى تهیه گردیده است

انسان سکولار

شهریور 1390

پي نوشت ها:

1. براى ترجمه آيه ها دراين مقاله از قرآن كريم با ترجمه آقاى بهاء الدين خرمشاهى استفاده شده است.

2. مطهرى, مرتضى, پاسخهاى استاد به نقدهايى بر كتاب مسأله حجاب, قم, انتشارات صدرا, 1367, 47.

3. همو, مسأله حجاب, قم, صدرا, 80.

4. طباطبايى, محمدحسين, ترجمه الميزان, 16/461.

5. رازى, ابوالفتوح, روض الجنان و روح الجنان, بنياد پژهشهاى اسلامى آستان قدس رضوى, 15/414.

6. طبرسى, فضل بن حسن, مجمع البيان, 8/557.

7. طباطبايى, محمدحسين, ترجمه الميزان, 16/461.

8. مكارم شيرازى, ناصر, تفسير نمونه, تهران, اسلاميه, 17/292.

9. طيّب, عبدالحسين, اطيب البيان, 10/499.

10. طبرسى, فضل بن حسن, جوامع الجامع, 2/321.

11. مطهرى, مرتضى, پاسخهاى استاد به نقدهايى بر كتاب مسأله حجاب, 50و 51.

12. رازى, ابوالفتوح, روض الجنان, 15/423.

13. طبرسى, فضل بن حسن, مجمع البيان, 8/557.

14. طباطبايى, محمدحسين, ترجمه الميزان, 16/462 و 473.

15. مكارم شيرازى, ناصر, تفسير نمونه, 17/293.

16. طوسى, محمدبن حسن, التبيان, 8/339.

17. طبرسى, فضل بن حسن, جوامع الجامع, 5/152.

18. همو, مجمع البيان, 8/578.

19. جرجانى, ابو المحاسن, تفسير گازر, 6/24.

20. بروجرى, تفسير جامع, 5/374.

21. رازى, ابوالفتوح, روض الجنان, 16/20.

22. حجت بلاغى, صدرالدين, حجة التفاسير, ذيل آيه 59 سوره نساء.

23. كاشانى, فتح الله, منهج الصادقين, 7/368.

24. تفسير اثنى عشرى, 10/488.

25. طباطبايى, محمدحسين, ترجمه الميزان, 16/509.

26. مكارم شيرازى, تفسير نمونه, 17/427.

27. قرشى, على اكبر, احسن الحديث,

8/387.28. عابدينى, احمد, فصلنامه فقه, قم, دفترتبليغات اسلامى, شماره 23, بهار 1379, صفحات 49 تا 92.

29. مطهرى, مرتضى, پاسخهايى به نقدهايى بر كتاب مسأله حجاب,13.

30. همان, 33.

31. همان, 34و35.

 

بى حجابى چگونه به ايران آمد ؟

 
«يكى از ثمرات هجوم غرب به ايران همين تغيير لباس و رواج برهنگى در ميان قشرهايى از جامعه بوده است و از آن در رژيم طاغوت تحت عنوان «كشف حجاب » و در اين اواخر «رفع حجاب »ياد مى شد و در حقيقت چيزى جز مبارزه با پوشش اسلامى و ترويج لباس غربى نبود. اجراى اين برنامه محتاج دو شرط بود.

نخست يك زمينه فرهنگى و اجتماعى براى پذيرش لباس غربى و دوم يك عامل اجرا كه زور داشته باشد و به اسلام اعتقاد نداشته باشد. عامل دوم رضاخان بود...

شرط اول يعنى زمينه فرهنگى و اجتماعى پذيرش لباس غربى راعربزده ها تامين كردند.
 
 آنان اسلام را نمى شناختند و به غرب خوشبينى مطلق داشتند. بيگانه با خويش وچشم بسته، دلبسته بيگانه بودند. در واقع اين قشر معدود همان قشرى بودند كه قبل از فرو رفتن در لباس غربى و قبل از به دست گرفتن پرچم فرهنگ غرب، آن فرهنگ را پذيرفته بودند و تغيير لباس آخرين و بيرونى ترين پوسته اى بود كه در وجود آنها تغيير مى كرد. اين امر به ظاهر كم اهميت تنها در جامعه ما اتفاق نيفتاد. در همه مشرق زمين، بسيارى از مردم به دنبال تسليم در برابر فرهنگ غرب،جامه غربى به تن كردند... اگر پذيرش لباس غربى نتيجه سلطه فرهنگى غرب و خود باختگى شرق نيست چرا تاكنون ديده نشده است كه حتى يك نمونه از خصوصيات لباس شرقى در مغرب زمين پذيرفته شود ؟...
 
در جامعه ما در سالهاى قبل از 1314 آنها كه تغيير لباس راپذيرفتند همان كسانى بودند كه فرهنگ غربى را پذيرفته بودند وآنها كه نپذيرفتند نيز دقيقا آنهايى بودند كه آن فرهنگ رانپذيرفته بودند و گول اتو به اصطلاح «ترقى » و «آزادى » و«تساوى حقوق » را نخورده بودند.»
لباس ژاپنى ها چگونه غربى شد ؟

نويسنده براى آن كه مساله تغيير لباس در مقياس جهانى آن درك شود، تاريخ لباس مردم ژاپن رادر اين بخش توضيح مى دهد كه بسيارعبرت آموز و تكان دهنده است و خوانندگان را به مطالعه كتاب فرامى خوانيم: در ادامه اين بخش مى خوانيم: «مى بينيد كه مساله، مساله آزادى فرد و سليقه شخصى نيست، بلكه هجوم يك فرهنگ خالى از معنويت است به فرهنگ هاى معنوى وسننى و مى بينند كه در ژاپن هم كه اسلام در كار نبوده است، قبل از غربزدگى مردان و زنان لباسهاى گشاد و بلند مى پوشيده اند و به دنبال نغوذ غرب... خانواده سلطنتى داعيان و اشراف همزمان باتقليد از رقص و موسيقى و عادتهاى اجتماعى غرب، لباسهاى سنتى خود را كنار مى گذارند و لباس غربى مى پوشند...»

در ادامه نويسنده به حجاب در تمدن هاى قديمى، يونان، اسپارت و ايران نيز اشاره مى كند و آنگاه سخنى از امام خمينى (ره) راحسن ختام اين بخش قرار مى دهد: «ما مى دانيم ك اين سخنان براى كسانى كه با خيانتكارى وشهوت پرستى و نواز و رقص و هزار جور مظاهر فسق و بى عفتى بارآمدند، خيلى گران است. البته كه تمدن و تعالى مملكت را به لخت شدن زنها در خيابانها مى دانند و به گفته بى خردانه خودشان باكشف حجاب نصف جمعيت مملكت كارگر مى شود (لكن چه كارى همه مى دانيد و مى دانيم) حاضر نيستند مملكت با طرز معقولانه و درزير قانون خدا و عقل اداره شود. آنهايى كه اين قدر قوه تميزندارند كه كلاه لكنى را كه پس مانده درندگان اروپاست، ترقى كشور مى دانند با آنها ما حرف نداريم... آن روز كه كلاه پهلوى سرآنها گذاشتند همه مى گفتند: مملكت بايد يك شعار ملى داشته باشد.
 
استقلال در پوشش دليل استقلال مملكت و حافظ آن است. چند روزبعد كلاه للنى گذاشتند سرآنها، يك دفعه حرفها عوض شد. گفتند:ما با اجانب مراوده داريم بايد همه هم شكل شويم تا در جهان باعظمت باشيم. مملكتى كه با كلاه عظمت براى خود درست مى كند يابرايش درست مى كنند هر روز كلاهش را ربودند، عظمتش را هم مى برند.»

منطق عفاف

نويسنده در پايان كتاب بدون رجوع به تاريخ گذشته و فرهنگ هادلايل ديگرى بر لزوم پوشش ارائه مى شود از جمله اين كه:

1. برهنگى ارزش زن را از بين مى برد و او را تا حد يك كالا وجنس پست مى كند و ارضاى غريزه جنسى به معنى همگانى و همه جايى كردن مساله جنسيت نيست. زنى كه تن و اندام خود را در معرض ديد مى گذارد مى خواهد با زنانگى خود جايى براى خود در دل ها ياشخصيت ها بيابد نه انسانيت خود. وقتى كار به اينجا مى كشد كه ديگر بر زن نه به عنوان يك موجود داراى شخصيت و هويت بلكه ازاجزاى بدن او صحبت مى آيد و از سكس بودن سر و سينه و پاى زن چنان بحث مى شود كه از مزه گوشت گردن و قلوه گاو و ران گوسفند.بزرگترين لطمه به خود زن وارد شده است.»

2. «بى بندوبارى در پوشش، بى بندوبارى در تحريك است وبى بندوبارى در تحريك بنياد خانواده را متلاشى مى كند. غريزه جنسى يكى از علل مهم ازدواج و به وجود آمدن خانواده است. اماپس از ازدواج هرچه زمانى مى گذرد، نقش غريزه جنسى در حفظ دوام خانواده كمتر مى شود و به جاى آن نقش عشق تفاهم و وفادارى دربقاى خانواده بيشتر مى شود. هم در اينجا بايد گفت كه بى لباسى،عريانى وخود نمايى، آفت زندگى خانوادگى است و در يك كلام بى حجابى ريشه رخت خانواده را مى خشكاند...

سخن آخر

نويسنده در پايان كتاب داستانى از كريستين آندرس را نقل مى كند و در پايان نتيجه مى گيرد:

اينك تمدن غرب، چنين وانمود مى كند كه مى خواهد براى انسان لباس بدوزد... اما در حقيقت به جاى آن كه لباس برتن او كند، او را برهنه ساخته است و هيچ كس جرئت نمى كند فرياد برآورد كه لباس دركار نيست و حاصل اين همه مد و پارچه و چه و چه برهنگى انسان است. همه مى ترسند كه مبادا خياطان حقه بازى كه زرو سيم را برده اند و مى برند، آنها را به ناپاكى در اصل و نسب متهم كنند، آيا در اين جهان كه همه اسير و شيفته تبليغات غرب شده اند مردمى پيدا مى شوند كه دلى به پاكى آن كودك داشته باشندو فرياد برآورند كه آنچه به نام لباس در غرب به تن انسان مى پوشانند، لباس نيست، بلكه برهنگى است.

چرا آن مردم، ما نباشيم ؟

علت اصلي بد حجابي در ايران از دید یک روانشناس

 
 رئيس سازمان نظام روانشناسي و مشاوره کشور با بيان اينکه باورهاي ديني بايد درست شود که اگر باورها درست شود ‏‌شاهد ايجاد رفتارهاي ديني در کشور مي‌شويم، گفت: باورهاي ديني بايد درست شود که اگر باورها درست شود ‏‌شاهد ايجاد رفتارهاي ديني در کشور مي‌شويم.

” اگر از دختران ايران بخواهيم که يک انشا در رابطه با حجاب و عفاف بنويسيد، اين احتمال بسيار زياد است که دختراني که حجاب ظاهري مناسبي ندارند، انشا بهتري بنويسند و اين نشان دهنده ان است که در ايران بسياري از افراد باورهاي ديني لازم را ندارند. “

رئيس سازمان نظام روانشناسي و مشاوره کشور مي‌گويد علت اصلي بد‌حجابي در جامعه ايران اين است که خانواده‌هاي مذهبي نتوانسته‌اند احساس و باور مذهبي را به فرزندان خود منتقل کنند.

آنها فقط آگاهي ديني به فرزندان خود داده‌اند، در حالي که ‌در خانواده‌هاي متدين بايد رابطه آرامش‌بخش متقابل بين پدر و مادر وجود داشته باشد تا فرزندان در کنار آموزه‌هاي ديني و شناختي که مستقيم از حجاب و نماز و ارزش‌هاي ديني پيدا مي‌کنند احساس خوشايندي هم به اين رفتارها داشته باشند.

تربيت ديني، تربيت تحميلي و بيروني نيست‏‌‏‌، خدا انسان را کنجکاو آفريده است و اين کنجکاوي است که انسان را به خداجويي هدايت مي‌کند.

افروز گفت:‌ اگر از دختران ايران بخواهيم که يک انشا در رابطه با حجاب و عفاف بنويسيد، اين احتمال بسيار زياد است که دختراني که حجاب ظاهري مناسبي ندارند، انشا بهتري بنويسند و اين نشان دهنده ان است که در ايران بسياري از افراد باورهاي ديني لازم را ندارند.

او با بيان اينکه رفتارهاي ديني بر بستر باورهاي ديني شکل مي‌گيرد، گفت:‌ باورهاي

ديني اگر غني، ‏‌متعادل و متعالي باشد، باورهاي ديني بستر پديدار شدن رفتارهاي ديني مي‌شود. بنابراين آنچه داراي اهميت است اين است که باورهاي ديني بايد درست شود که اگر باورها درست شود ‏‌شاهد ايجاد رفتارهاي ديني در کشور مي‌شويم.

” باورهاي ديني بايد درست شود که اگر باورها درست شود ‏‌شاهد ايجاد رفتارهاي ديني در کشور مي‌شويم. “

رئيس سازمان نظام روانشناسي و مشاوره کشور تاکيد کرد: عفاف و حجاب زماني موثر است که باور عميقي پشت سر حجاب باشد. همانگونه که مشاهده مي‌کنيم هر کجا که دختران در گستره جهان باورهاي ديني درستي دارند، رفتارهاي ديني مناسبي از خود بروز مي‌دهند و مشکل ما در ايران اين است که دختران ما مسائل ديني را مي‌دانند اما بر آن باور ندارند.

دانش لزوما انسان را به طرف باور هدايت نمي‌کند بنابر‌اين تا دختران جامعه ايران باوري به حجاب و نماز نداشته باشيم شاهد بروز حجاب و نماز در جامعه نيستيم.

خانواده‌هاي متدين بايد رابطه آرامش‌بخش متقابل بين پدر و مادر وجود داشته باشد تا فرزندان در کنار آموزه‌هاي ديني و شناختي که مستقيم از حجاب و نماز و ارزش‌هاي ديني پيدا مي‌کنند احساس خوشايندي هم به اين رفتارها داشته باشند.

بچه‌ها به طور قطع عروسک باربي را با آن سر و ظاهر به مادر با حجاب خود که چادر را موقع قهر کردن از خانه به سر مي‌کند، ترجيع مي دهند

در خانه‌اي که پدر و مادر محبوب هستند ‏‌در کنار انتقال ارزش‌هاي ديني‌، احساس قوي و غني ديني در بچه‌ها ايجاد مي‌شود زيرا فقط در صورتي که بچه‌ها شيفته پدر و مادر مذهبي خود باشند ،  احساس ديني در آنها به وجود مي‌آيد‌.

افروز گفت:‌ اگر مادر رضامندي زوجيتي نداشته باشد و دچار رگه‌هايي از اضطراب و افسردگي شده باشد و از ازدواج خود ناراحت باشد، اين مادر احساس خوشايندي را در فرزند خود ايجاد نمي‌کند بنابر‌اين حجاب او تاثير مثبتي در فرزندانش ايجاد نمي‌کند.

بچه‌ها به طور قطع عروسک باربي را با آن سر و ظاهر به مادر با حجاب خود که چادر را موقع قهر کردن از خانه به سر مي‌کند، ترجيع مي‌هد. چطور مي‌توان انتظار داشت فرزندي به چادر علاقمند شود در صورتي که مي‌بيند مادر وقتي از بيرون به منزل مي‌آيد چادر را به کناري پرت مي‌کند و مي‌گويد از گرما پختم! وقتي چادر اين قدر بد است چطور مي‌توان انتظار داشت که فرزندان بخواهند آن را به سر کنند.

مادري که حجاب برتر دارد ولي اخلاق برتر ندارد، معنويت برتر ندارد، هرگز نمي‌تواند به فرزندان خود احساس خوشايندي در زمينه حجاب منتقل کند.

کلام رهبر انقلاب در مورد حجاب

رهبر معظم انقلاب اسلامی می‌فرمایند: چادر بهترین نوع حجاب است؛ یک نشانه‏ی ملی ماست؛ هیچ اشکالی هم ندارد؛ هیچ منافاتی با هیچ نوع تحرکی هم در زن ندارد.

 اهمیت عفاف و حجاب به مثابه ارزش و شان حقیقی زن می باشد . رهبر معظم انقلاب در اهمیت عفاف چنین می فرمایند : هر حرکتی که برای دفاع از زنان انجام می گیرد ، باید رکن اصلی آن رعایت عفاف زن باشد . نباید بگذارند عفت زن که مهمترین عنصر برای شخصیت است مورد بی اعتنایی قرار بگیرد . حجاب ، مقدمه ی حفظ عفاف می باشد 

خون بهاي شهيدان

خواهرم انسانيت اينگونه نيست              شخصيت هم زيباييه در گونه نيست

     خواهرم اين بد حجابي خاري است             شخصيت هم نيست اين بيماري است
 
خواهرم اين بد حجابي ترکش است                    با حجاب ديده در آرامش است

 خواهرم اين عشوه و نازو ريا                               اي دريغ از عفت و يک جو حيا

نازو عشوه جلوه اي حيواني است                قلب مولا خون از اين ناداني است

قلب مولا درد ناک گرديده است                  بد حجابي ريشه کن گرديده است ؟

از شهيدان يادي آیا مانده است              يا که عکس و چفيه بر جا مانده است

حدیث حجاب

امير المؤمنين عليٌّ عليه‏السلام
لابنـهِ الحسنِ عليه‏السلام : واكْفُـفْ علَيهِنَّ مِن أبْصارِهِنَّ بحَجْبِكَ إيّاهُنَّ ، فإنَّ شِدَّةَ الحِجابِ خَيرٌ لكَ ولَهُنَّ ، ولَيس خُروجُهُنَّ بأشَدَّ مِن إدْخالِكَ مَن لا يُوثَقُ بهِ علَيهِنَّ ، وإنِ اسْتَطَعْتَ أنْ لا يَعْرِفْنَ غَيرَكَ فافْعَلْ .

برترين حجابامام على عليه‏السلام
- به فرزندش حسن عليه‏السلام- : براى اين كه ديده‏شان به نامحرمان نيفتد آنها (زنان) را در پرده نگه دار ؛ زيرا هر چه بيشتر در پرده باشند براى تو و آنها بهتر است و بيرون رفتن آنها بدتر از اين نيست كه اشخاص نامطمئن بر آنان وارد كنى . اگر توانى كارى كنى كه مردى جز تو را نشناسند اين كار را بكن .

تحف العقول :86 وفي بعض النسخ : «بحجابك» بدل «بحجبك»
منتخب ميزان الحكمة : 130
********

عنه عليه‏السلام :
كنتُ قاعدا في البَقيعِ مَع رسولِ اللّه صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم في يَومِ دَجْنٍ ومَطَرٍ ، إذ مَرَّتِ امْرَأةٌ على حِمارٍ ، فَهَوتْ يدُ الحِمارِ في وَهْدَةٍ فسَقَطَتِ المَرأةُ ، فأعْرَضَ النّبيُّ صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم بوجهِهِ ، قالوا : يا رسولَ اللّه ، إنّها مُتَسَرْوِلَةٌ . قالَ : اللّهُمَّ اغْفِرْ للمُتَسرْوِلاتِ ثلاثا يا أَيُّها النّاسُ ، اتَّخِذوا السَّراويلاتِ فإنَّها مِن أسْتَرِ ثِيابِكُم ، وحَصِّنوا بِها نِساءَكُم إذا خَرَجْنَ .

امام على عليه‏السلام :
من و پيامبر در يك روز ابرى و بارانى در بقيع نشسته بوديم كه زنى سوار بر الاغ از آن جا گذشت و دست الاغش در گودالى فرو رفت و زن به زمين افتاد . پيامبر صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم رويش را برگرداند . حاضران عرض كردند : اى رسول خدا ! آن زن شلوار به پا دارد . پيامبر سه بار فرمود : خدايا ! زنان شلوار پوش را بيامرز . اى مردم ! شلوار بپوشيد كه شلوار پوشاترين جامه‏هاى شماست و زنان خود را در موقعى كه بيرون مى‏آيند با شلوار حفظ كنيد .

برترين حجاب

حجاب و عفاف در سیره حضرت زهرا (س)

حجاب و عفاف در سیره حضرت زهرا (س)                                    دکتر شادی نفیسی

قال رسول الله (ص): «افضل نساء اهل الجنة: خديجه بنت خويلد، فاطمه بنت محمد، آسيه بنت مزاحم- امرأة فرعون مريم ابنة عمران» (براي نمونه رك: مسند احمد ج 1 ص 293 و سنن ترمذي ج 5 ص 267؛ خصال ص 205 و بحار ج 29 ص 345)

پيامبر اكرم (ص) برترين زنان جهان را چهار زن معرفي مي كند. از اين ميان «فاطمه» را كه در خانه وحي تربيت شده بود و در كوران حوادث سخت بعثت و هجرت آبديده گشته بود، سرور زنان تمام دوران مي شناسد:

«... ان فاطمة سيدة نساء اهل الجنة» (بحار ج 21 ص 279؛ امالي صدوق ص 125؛ مناقب علي و الحسنين و امهما ص 194 از سنن ترمذي و مسند احمد و با مضمون مشابه: مناقب علي و الحسنين و امهما ص 193 تا 195؛ امالي طوسي ص 84؛ امالي مفيد ص 22؛ خصال ج 2 ص 572 و براي منابع فراتر: نهج الحياه ذيل ح 158، 162، 179، 161، 99)

فاطمة زهرا، انسان كاملي است كه دست پرورده «وحي و تربيت شده رسول است كه ابعاد مختلف شخصيت او را مي توان از بعد فردي و اجتماعي، از بعد سياسي و عبادي به بحث و بررسي نشست؛ همچنان كه مي توان به طور خاص ابعاد زنانه رفتار او را بررسي كرد؛ او را به عنوان يك دختر. يك همسر، يك مادر مورد توجه قرار داد. ما در اين مقاله بر آنيم تا يكي از ابعاد شخصيت او، حجاب و عفاف و حدود آن را در گفتار و كردار او بررسي كنيم.

 

بقیه در ادامه مطلب

ادامه نوشته

فلسفه حجاب از دیدگاه قرآن

 

پیدایش حجاب
آغاز و پیدایش حجاب و پوشش مربوط می‌شود به دوران زندگانی حضرت آدم و حوا علیهم السلام. هنگامی که آن دو بزرگوار مرتکب آن خطا شدند و از درختی که خداوند میوه‌اش را ممنوع نموده بود تناول کردند.
«فَلمّا ذاتا الشَجرة بدت لهما سواتهما و طفقا یخصفان علیما من ورق الجنه …؛ چون از آن درخت تناول کردند زشتی‌هایشان آشکار شد و بر آن شدند تا از برگ درختان بهشت ، خود را بپوشانند…» (سوره اعراف _ ۲۲)

در تفسیر آیه فوق آمده است که آدم و حوا علیه‌السلام ، قبل از ارتکاب این خلاف ، برهنه نبودند بلکه پوششی داشتند که در قرآن ، نامی از چگونگی این پوشش برده نشده ، اما هر چه بوده نشانه‌ای بر شخصیت آدم و حوا و احترام آنها محسوب می‌شده که با نافرمانی ، از اندامشان فرو ریخته است.

به این ترتیب خوردن از میوه ممنوعه توسط آدم و حوا علیه‌السلام صرف نظر از فلسفه و حکمت آن در نظام آفرینش ، نخستین تحولی که در آنها بوجود آورد، این بود که آنها در حریم «ستر» و عفاف با حقیقت برهنگی روبرو کرد و بلافاصله با برگ درختان بهشت خود را پوشاندند. این واقعیت تاریخی به سادگی نشان می‌دهد که حجاب و پوشش بعنوان یکی از مظاهر حیا و عفت ، امری فطری و طبیعی بوده و برای تامین سلامت روح و روان فرد و جامعه از کمال اهمیت برخوردار است.

فلسفه حجاب از دیدگاه قرآن

فلسفه حجاب از دیدگاه قرآن کریم
قرآن کریم وقتی درباره حجاب سخن می‌گوید می‌فرماید : حجاب عبارت است از احترام گذاردن و حرمت قائل شدن برای زن که نامحرمان او را از دید و جنبه حیوانی ننگرند و این حرمت را مخصوص زنان مسلمان دانسته ، لذا نظر کردن به زنان غیر مسلمان را ، بدون قصد تباهی جایز می‌داند و علت آن این است که زنان غیر مسلمان از این حرمت بی‌بهره‌اند.

قرآن کریم وقتی مسئله لزوم حجاب را بازگو می‌کند علت و فلسفه ضرورت حجاب را چنین بیان می‌فرماید: «ذلک اَدنی اَن یَعرِفنَ فَلا یُوذین» (سوره احزاب _ ۵۹) برای اینکه شناخته نشوند و مورد اذیت واقع نگردند» چرا که آنان تجسم حرمت و عفاف جامعه هستند و حرمت دارند.
حجاب حق الهی
شبهه‌ای که در ذهنیت بعضی افراد هست این است که خیال می‌کنند حجاب برای زن محدودیت و حصاری است که خانواده برای او بوجود آورده و بنابراین حجاب نشانه ضعف و محدودیت زن است. راه حل این شبهه در بینش قرآن کریم این است که زن باید کاملا درک کند که حجاب او تنها مربوط به خود او نیست تا بگوید من از حق خودم صرف نظر کردم همچنین مربوط به مرد هم نیست تا مرد بگوید من راضییم ، و همینطور مربوط به خانواده نیست تا اعضای خانواده رضایت دهند، حجاب زن حق الهی است.

حرمت زن اختصاص به خود زن دارد نه شوهر و نه خانواده ، همه اینها اگر رضایت بدهند قرآن راضی نخواهد بود چون حرمت زن به عنوان حق الله مطرح است و خدای سبحان زن را با سرمایه عاطفه آفرید که معلم رقت باشد و پیام عاطفه بیاورد و اگر جامعه‌ای این درس رقت و عاطفه را ترک نمودند و به دنبال غریزه و شهوت رفتند به همان فسادی مبتلا می‌شود که در غرب ظهور کرده. لذا کسی حق ندارد بگوید من به نداشتن حجاب رضایت دادم.

زن به عنوان امین حق الله از نظر قرآن مطرح است یعنی این مقام و این حرمت و حیثیت را خدای سبحان که حق خود اوست به زن داده و فرموده این حق مرا تو به عنوان امانت حفظ کن آنگاه جامعه به صورتی در می آید که قرآن در آن حاکم است. جامعه‌ای که قرآن در او حاکم است، جامعه عاطفه است و سرش این است که نیمی از جامعه را معلمان عاطفه به عهده دارند و آنها مادران هستند و ما چه بخواهیم، چه نخواهیم، چه بدانیم و چه ندانیم اصول خانواده درس رافت و رقت می‌دهد و رافت و رقت در همه مسائل کارساز است.

عفت در راه رفتن زنان

عفت در راه رفتن زنان

رفتار زن به هر شکل که باشد داراي پيام است. راه رفتن، نگاه کردن، سخن گفتن و پوشش او همه زبان ارتباط وي با ديگران است و اين امر، انکار نشدني است.

بر اين اساس بايد سخن گفتن و راه رفتن را- به ويژه براي زنان- يکي از دشوارترين کارها برشمرد.

 

«و لا يضربنَّ بأرجُلِهِنَّ لَيعلم ما يخفين من زينتهن»(سوره نور:آيه 31)

 

بقیه در ادامه مطلب

ادامه نوشته