شعر حجاب از سروده های حمید احمدی جلفائی
نصیحت گوش دار ای زن اگر دارای
دانایی
بنای وهم بر هم زن اگر جویای فتوایی
چو غنچه رخ بپوش از چشم طماع
هوسرانان
و گر نه جز صباحی چند نباشی در فرح
زائی
که تا مهتاب زیبا رخ نپوشد پرده ی
شب را
کجا در صبح پیروزی ببیند روز پیدایی
برون از کیسه چون در شد کمینش دزد
چادر زد
خیال شوم دارد او از این توصیف
زیبایی
فنای ماهی زیبا همان آزادی از
دریاست
برون از خیمه ی عفت بود زندان
کبرایی
زِ هَر کنجی نواهایی، ز هر فکری
سخنهایی
اگر بیراهه رفتی تو، گرفتار شررهایی
چو از دروازه ی عصمت،برون رفتی خطا
کردی
صباحی حور و شیدائی سپس مبغوض و
تنهایی
چراغ روز فردایت، حجاب خوب امروزست
نهایت چادر شب را سحرگاهی است
مینایی
لباس عصمت و تقواست نشان حکم
(کرّمنا)
میفکن سایه ی طوبی اگر هشدار و
بینایی
تو رمز خلقتی ای زن، تو محبوب
خداوندی
دل مردان حریم اوست، رها کن این خود
آرایی
بدان بی پرده می گویم اگر گوشت
خریدار است
مرو از چادر عصمت اگر در راه زهرایی
یه روز یه باغبونی یه مرد آسمونی