شعرهایی در مورد امام زمان (عج) سروده های داداش علی عزیزم

 

در دل آشفته خود نشان از بی نشانی است
صدایم کن که این دنیا، دنیای طوفانی است
زنام تو برای تو کنم جنگی سزاوارت
سازاوار شهادت در رکاب تو
رکابی از دل آتش برای دشمنان تو
رکابی چون دل دریا برای عاشقان تو
به هر جا میروم هر شب دعایت میکنم یارا
برای یاریت یارا جان فدایت می کنم جانا
من آن دردانه ای خواهم زنسل خاتم و زهرا
شوم رومه در آن هنگام که با او روبرو باشم
دعایت می کنم یارا برای دیدنت هردم
دمی از ما تو خشنود باش که با او رو برو باشم
.........................................................................................
صبری ستاندم از خدا /تا آیی و بینم تورا
مهلت ز جانم کرده ام /تا سجده بر کویت زنم
بیچاره ام در مانده ام /رحمی نما بر بنده ات سویی نما
سالی بود منتظرم /بر انتظار ختمی نما
گر تو باشی لیلیم /مجنون تو من می شوم
ای مهدی ام صاحب زمان / هر آنچه خواهی ، می شوم
یا ربنا گردان مرا/ از یا ر او در کوی او
گردان ز 313نفر/تا جان دهم در راه او
..........................................................................................
تو میهمانی ای دوست میهمان مایی ای دوست
این یار بی لیاقت شرمنده است ای دوست
تو یار خوبانی بر ما مگیر ای دوست
تو مهربانی ای دوست فقیر نوازی ای دوست
تو مثل نوری ای دوست تو آسمانی ای دوست
تو کهکشانی ای دوست تو رهنمایی ای دوست
هفت آسمانی ای دوست کل جهانی ای دوست
هر قدر بگویم ای دوست حق کلام ندانم
آخر بگویم ای دوست تو نیز علی یی ای دوست
.......................................................................................