فرق فلسفه با عرفان

“فلسفه” حرف می آورد و “عرفان” سکوت.
آن عقل را بال و پر می دهد و این عقل را بال و پر می کند.
آن نور است و این نار.
آن درسی بود و این در سینه.
از آن دلشاد شوی و از این دلدار.
از آن خدا جو شوی و از این خدا خو.
آن به خدا کشاند و این به خدا رساند.
آن راه است و این مقصد.
آن شجر است و این ثمر.
آن فخر است و این فقر.
آن کجا و این کجا!

 

منبع:هزار و یک نکته/نکته ۱۹۶/ص۱۲۸

جملات کوتاه درباره حجاب

1-حجاب یعنی من مجهز به آنتی ویروس هوس و وسوسه هستم

2-به زلفانت بیاموز که بیرون ارزش دیدن ندارند.

3-کس غنچه نهان شده دربرگ را نچید/ از بی حجابی است اگر عمر گل کم است.

4- حجاب نیمی از ایمان است.

5-اصالت زن مسلمان عفت اوست که حجاب مهمترین رکن آن است.

6-ای زنان زینت های خود را آشکار نسازید مگربرای محرمانتان .

7-حجاب واکسن مقابله با تیر نگاههای آلوده.

8-حجاب سنگری است محکم  که زن را از نگاه مردان شیطان صفت مصون ومحفوظ نگه می دارد.

9-حجاب بوته خوش بوی گل عفاف است. حجاب مصونیت است نه محدویت.

10-حجاب یعنی حیای جوان باعفت.

11-بدحجابی زن از بی غیرتی مرد است.

12-کسی که عفت داشته باشد ارزش ومنزلتش زیاد خواهد بود.

13-حجاب امن ترین پناهگاه زن

14-حجاب بیانگروقارو افتخار زن است.

15-زن درحجاب مانندگوهر در صدف است.

16-حجاب رساندن زن به رتبه عالی معنویت.

17-حجاب سرچشمه کمال زن است.

18- چادربهترین نوع حجاب ونشانه ملی ماست.

 19-عفت باید درفکر نگاه، زینت، حجاب، زبان، چشم، گوش واندام تجلی داشته باشد.

20-حجاب جاذبه خوبی ها ودافعه خطاهاست.

21-ای زن به تواینگونه خطاب است زیبنده ترین زن حفظ حجاب است.

22-حجاب مادر پاکیهاست.

23-حجاب تلالو شبنم بر چهره گل

24-حجاب مظهرعفاف است.

25-حجاب دژوقلعه ای برای پاسداری از گوهر عفاف است.

26-حجاب یعنی حیا وجوانمردی وشرف و آزادگی وبصیرت.

27-حجاب ح= حریت، ج= جذبه، ا= آبرو وشرف، ب= بندگی.

28-حجاب یعنی حریت و آزادگی و افتخار وبندگی.

29-حجاب برای زن تاج بند گی خداست.

30-اقتدارزینب به حجاب او بود.

31-حجاب مانع آلوده شدن جامعه به فساد است.

32-حجاب عامل تحکیم خانواده وکاهش آسیب های اجتماعی.

33-هیچ کس نمی داند من چقدر خوشحال شدم که رسول خدا (ص) مرا از ظاهر شدن در پیش چشم مردان معاف کرد.(حضرت فاطمه «س»)

34-زن با حجاب همچون مرواریدی در صدف است.

35-غنچه ای تا هست پنهان در حجاب/می کند از او خزان هم اجتناب

36-زنان مانند گل اند/ برمقام حفظ عصمت سنبل اند.

37-حجاب = کاهش آسیبهای اجتماعی.

38-حجاب تضمین تداوم زیبایی وشرافت است.

39-در تصویر حکاکی شده برسنگهای تخت جمشید هیچکس عصبانی نیست،هیچ کس سوار بر اسب نیست. هیچ کس رادر حال تعظیم نیست. در بین این همه پیکر تراشیده شده حتی تصویر برهنه نیست یادمان باشدکه چه بودیم وچه شدیم.

40-خواهرم استعمار قبل از هر چیز از سیاهی چادر تو می ترسد تا سرخی خون من  (پیام شهدا(

41-در فرهنگ لغات خود حجاب را پاکی صداقت معنا کن در فرهنگ لغات خود حجاب را آیینه نادیده معنا کن.

42-همیشه گوهر انسانیت را در حجاب جستجو کن.

43-زن بخاطر ارزش وکرامتی که دارد باید با رعایت حجاب محفوظ  بماند و خود را حراج نکندو در بازار سوداگران شهوت خود را به بهای چند نامه ونگاه ولبخند نفروشد.

44-خواهرم سرخی خونم را به سیاهی چادرت به امانت داده ام( پیام شهدا)

45-حجاب دژی است در برابر یورشهای شیطانی.

46-یک گل خوش رنگ ویک گل خوشبو/از خس و خاشاک پنهان کند رو

47-چادر ترنم عطر یاس در فضای غبار آلوده دنیاست.

48-فرمان خدا قول نبی نص کتاب است/ از بحر زنان افضل طاعات، حجاب است.

49-حفظ چادر حفظ دین و مذهب است/ شیوه زهرا و درس زینب است.

50-تا شهوت نفس در نهاد بشراست در کشف حجاب صد هزاران خطر است.

51-تیری است نظر،ز تیرهای ابلیس این چادر درمقابلش چون سپر است.

52-گل عفاف در بوستان حجاب می روید وعطرپاکی وجود زنان محجبه را قیمتی می کند.

53-نمی دهد اجارت چشم ها را به سیرو سفر/حجاب چهره تو و سربه زیری و وقارت.

54-زن عفیف زیباست وعفتش به او قدرتی می دهد که قوی ترین مردان در برابر او به خضوع وادارمی کند.

55-حجاب اسلحه محکمی است که زن با آن می تواند ازحقوق وارزشهایش دفاع کند.

56-روی فرو پوش چون دُرّ صدف  تا نشوی تیر بلا در هدف.

سن57-گفرشهای وجود هر انسان خاکی به وسیله پوشش وحجاب از گزند علفهای هرز درامان می ماند.

58-آنکه در حجاب چادر به سر کند یعنی فقط به حد حکم خدا نظر کند.

59-حجاب سپری است در مقابل چشمان بوالهوسان وسدی محکم در برابر گناه.

60-حجاب منشور والای اگاهی است.

61-حجاب فریضه ای است که ترک ـن فرصت قضا ندارد.

62-حجاب مهر عنایت حق برقامت فرشتگان زمین است.

63-من حجابم، کشتی راه نجات، چشمه آب حیاتم، معنی آب حیاتم معنی صوم و صلاتم بر حریم عفت وناموس، من نیکو پا سبانم.

64-ای پیامبربه زنان و دختران خودو زنان مومن بگو که خویشتن را به چادربپوشند (سوره احزاب آیه 59 )

65-حجاب تضمین کننده سلامت جامعه و مصونیت آن دربرابر حیله شیطانی وتهاجم فرهنگی است.

66-زنان خوب میراث دارعفاف فاطمه ومریم اند دریغا که بازیچه هوس شوند و به ویروس گناه آلوده گردند.

67-العِفَّه رأسُ کلِّ خَیر؛ عفت منشا تمام نیکهاست.

68-ثمره العفه الصیانه میوه عفت محفوظ ماندن است.

69-هرشاخه ای که از باغ برون آردسر/ درمیوه آن طمع  کند را هگذر/ بی حجابی مانند شاخه ای است بیرون از حصارباغ که طمع هر رهگذری رابه خود جلب می کند.

70-والذینهم لفرو جهم حافظون آنان  ((مومنین )) کسانی هستند که خویشتن را از بی عفتی حفظ می کنند.

71-حجاب شما خواهران کوبنده تر از خون سرخ ما است..(وصیت شهدا)

72-مروارید گرانبهاو صدف وجودت رابرنامحرم مگشا.

73-با حجاب، زیبا تر بودن را تجربه کنید.

74-حجاب آسمانی ترین راه به مدینه ی فا ضله است.

75-پدرم گفت که ای دخت نکو بنیادم/ زلف بر بادنده تا ندهی بربادم.

76-حجاب صدف است که از گوهر وجودی زن محافظت می کند.

77-غنچه زیباست چون گلبرگها را در میان گرفته و حجاب زیباست چون تو را در بر گرفته.

78-حجاب دستوری قرآنی و قانون الهی وتکلیف انسانی وبرنامه اخلاقی است.

79-کس غنچه نهان شده دربرگ را نچید/ از بی حجابی است اگر عمر گل کم است.

80-حجاب یعنی وقار فاطمه (س).

81-حجاب یک فرهنگ است که شهدا نیز به آن افتخار کردند.

82-حجاب حفظ ارزشهای انقلاب اسلامی است.

83-حجاب وعفاف یکی از محورهای زندگی قرآنی است.

84-حجاب همان اندازه حیاتی است که آب.

85-حجاب نشانه شخصیت انسان است.

86-خواهرم حجاب تو بها است نه بهانه.

87-برای هر چیز زکاتی است وزکات زیبایی پا کدامنی وحجاب است.

88-زنان باحجاب مرزبانان شرف اند.

89-حجاب برتر به زنان ما عفت به مردان ما غیرت و به جامعه ما عزت می بخشد.

90-به زلفانت بیاموز که بیرون ارزش دیدن ندارند.

91-حجاب محافظی ستبر است که از غنچه عفاف حفاظت می کند.

92-حجاب صدفی است که گوهر عفت را حفظ می کند.

93-حجاب زن کوبنده تر از خون شهید است.

94-حجاب کلید نزدیکی به فاطمه زهرا (س) است.

95-زیباترین هدیه خداوند به زن حجاب است.

96-حجاب یعنی من مجهز به آنتی ویروس هوس و وسوسه هستم.

97-حجاب مایه عفت زنان است.

98-حجاب تیر جانسوزی به چشم دشمن است. 

99-دختران خودنما در چشم ها جای دارند ولی دختران عفیف در دل ها

100-حجاب یعنی به جای شخص، شخصیت را دیدن

101- کسی که زیبایی اندیشه دارد، زیبایی ظاهر خود را به نمایش نمی گذارد (شهید مطهری)

 

منبع:  سامانه جامع اطلاع رسانی عفاف و حجاب

خطبه بدون 'الف' امام علی علیه السّلام

جهان: در این اثنا، على علیه‏ السلام مرتجلاً و بدون هیچگونه تأمل و توقفى خطبه ‏اى خالى از حرف «الف» ایراد فرمودند كه بعدا به خطبه «مونقه» (شگفت‏انگیز و تعجب‏ آور) نامیده شد.

 
حَمِدْتُ مَنْ عَظُمَتْ مِنَّتُهُ، وَ سَبَغَتْ نِعْمَتُهُ، وَ سَبَقَتْ رَحْمَتُهُ، وَ تَمَّتْ كَلِمَتُهُ، وَ نَفَذَتْ مَشِیَّتُهُ وَ بَلَغَتْ حُجَّتُهُ، وَ عَدَلَتْ قَضِیَّتُهُ، حَمِدْتُ حَمْدَ مُقِرٍّ بِرُبُوبِیَّتِهِ، مُتَخَضِّعٍ لِعُبُودِیَّتِهِ، مُتَنَصِّلٍ مِنْ خَطیئَتِهِ، مُعْتَرِفٍ بِتَوْحیدِهِ، مُسْتَعیذٍ مِنْ وَعیدِهِ، مُۆَمِّلٍ مِنْ رَبِّهِ مَغْفِرَةً تُنْجیهِ، یَوْمَ یُشْغَلُ عَنْ فَصیلَتِهِ وَ بَنیهِ، وَ نَسْتَعینُهُ، وَ نَسْتَرْشِدُهُ، وَ نُۆْمِنُ بِهِ، وَ نَتَوَكَّلُ عَلَیْه، وَ شَهِدْتُ لَهُ بِضَمیرٍ مُخْلِصٍ مُوقِنٍ، وَ فَرَّدْتُهُ تَفْریدَ مُۆْمِنٍ مُتْقِنٍ، وَ وَحَّدْتُهُ تَوْحیدَ عَبْدٍ مُذْعِنٍ لَیْسَ لَهُ شَریكٌ فى مُلْكِهِ، وَ لَمْ یَكُنْ لَهُ وَلِىٌّ فى صُنْعِهِ، جَلَّ عَنْ مُشیرٍ وَ وَزیرٍ، وَ تَنَزَّهَ عَنْ مِثْلٍ وَ نَظیرٍ، عَلِمَ فَسَتَرَ، وَ بَطَنَ فَخَبَرَ، وَ مَلَكَ فَقَهَرَ، وَ عُصِىَ فَغَفَرَ، وَ عُبِدَ فَشَكَرَ، وَ حَكَمَ فَعَدَلَ، وَ تَكَرَّمَ وَ تَفَضَّلَ، لَمْ یَزَلْ وَ لَنْ یَزُولَ، وَ لَیْسَ كَمِثْلِهِ شَىْ‏ءٌ.وَ هُوَ قَبْلَ كُلِّ شَىْ‏ءٍ، وَ بَعْدَ كُلِّ شَىْ‏ءٍ، رَبٌّ مُتَفَرِّدٌ بِعِزَّتِهِ، مُتَمَلِّكٌ بِقُوَّتِهِ، مُتَقَدِّسٌ بِعُلُوِّهِ، مُتَكَبِّرٌ بِسُمُوِّهِ لَیْسَ یُدْرِكُهُ بَصَرٌ، وَ لَمْ یُحِطْ بِهِ نَظَرٌ، قَوِىٌّ، مَنیعٌ، بَصیرٌ، سَمیعٌ، عَلِىٌّ، حَكیمٌ، رَۆُفٌ، رَحیمٌ، عَزیزٌ، عَلیمٌ،
 
خواسته‏ اش در امور نافذ گردیده است. حجّتش كامل و حكمش عدل است. حمد مى‏گویم او را حمدِ كسى كه:
 
به پروردگارى او اقرار دارد، به فرمانبردارى او سر فرود آورده است، از گناهان خود عذرخواه است، به وحدت و یگانگى او اقرار دارد، به او از كیفر و جزایش پناه برده است، و از او امید آمرزش دارد؛ آمرزشى كه نجاتش مى‏دهد در روزى كه سختى آن به حدّى است كه او را از اینكه به اهل و فرزندان خود بیندیشد باز مى‏دارد. از او یارى مى‏ طلبیم و به او ایمان مى ‏آوریم و بر او توكّل مى‏كنیم.
 
از روى اخلاص و یقین به او گواهى مى‏دهم و یگانه‏ اش مى‏دانم همان گونه كه مۆمن محكم و استوار او را یگانه مى‏داند. او را یكتا مى‏شناسم، یكتا شناختن بنده‏اى كه اقرار و اعتراف دارد بر اینكه شریكى براى او در ملك و سلطنتش نیست و كمك كار و یاورى در صُنعش ندارد. بزرگ‏تر است از اینكه براى خود مشیر و وزیرى بگیرد و پاك و منزه است از اینكه مثل و مانندى داشته باشد. مى‏داند و پنهان مى‏كند و مى‏پوشاند و از باطن خبر دارد. مالك و قاهر است.
 
چون نافرمانى شود بیامرزد و چون عبادت شود، جزاى نیك دهد. وقتى حكم كند، در حكم خود عادل باشد و كرم نماید و تفضل فرماید. همیشه بوده و خواهد بود و چیزى مانند او نیست.
 
او پیش از هر چیزى بوده و بعد از هر چیز خواهد بود. پروردگارى است كه: به عزّت خود یگانه است، به قدرت خود، مالك است، به توانایى و قوّت خود، از هر عیبى مبرّا است، و به برترى خود، بزرگوار است. هیچ دیده‏اى او را درك نكند و نظر و دقتى او را فرا نگیرد. توانا است و كسى بر او قدرت نیابد. بینا، شنوا، بلندمرتبه، حكیم، مهربان، رحیم، قادر و علیم است.
 
عَجَزَ فى وَصْفِهِ مَنْ یَصِفُهُ، وَ ضَلَّ فى نَعْتِهِ مَنْ یَعْرِفُهُ، قَرُبَ فَبَعُدَ، وَ بَعُدَ فَقَرُبَ، یُجیبُ دَعْوَةَ مَنْ یَدْعُوهُ، وَ یَرْزُقُ عَبْدَهُ وَ یَحْبُوهُ، ذُو لُطْفٍ خَفِىٍّ، وَ بَطْشٍ قَوِىٍّ، وَ رَحْمَةٍ مُوَسِّعَةٍ، وَ عُقُوبَةٍ مُوجِعَةٍ، رَحْمَتُهُ جَنَّةٌ عَریضَةٌ مُونِقَةٌ، وَ عُقُوبَتُهُ جَحیمٌ مُۆْصَدَةٌ مُوبِقَةٌ، وَ شَهِدْتُ بِبَعْثِ مُحَمَّدٍ عَبْدِهِ وَ رَسُولِهِ وَ صَفِیِّهِ وَ حَبیبِهِ وَ خَلیلِهِ، بَعَثَهُ فى خَیْرِ عَصْرٍ، وَ فى حینَ فَتْرَةٍ، وَ كُفْرٍ، رَحْمَةً لِعَبیدِهِ، وَ مِنَّةً لِمَزیدِهِ، خَتَمَ بِهِ نُبُوَّتَهُ، وَ قَوّى بِهِ حُجَّتَهُ، فَوَعَظَ، وَ نَصَحَ، وَ بَلَّغَ، وَ كَدَحَ، رَۆُفٌ بِكُلِّ مُۆْمِنٍ، رَحیمٌ، وَلِىٌّ، سَخِىٌّ، ذَكِىٌّ، رَضِىٌّ، عَلَیْهِ رَحْمَةٌ، وَ تَسْلیمٌ، وَ بَرَكَةٌ، وَ تَعْظیمٌ، وَ تَكْریمٌ مِنْ رَبِّ غَفُورٍ رَحیمٍ،قَریبٍ مُجیبٍ، وَصَّیْتُكُمْ مَعْشَرَ مَنْ حَضَرَنى، بِتَقْوى رَبِّكُمْ، وَ ذَكَّرْتُكُمْ بِسُنَّةِ نَبِیِّكُمْ، فَعَلَیْكُمْ بِرَهْبَةٍ تُسَكِّنُ قُلُوبَكُمْ، وَ خَشْیَةٍ تَذْرى دُمُوعَكُمْ، وَ تَقِیَّةٍ تُنْجیكُمْ یَوْمَ یُذْهِلُكُمْ، وَ تُبْلیكُمْ یَوْمَ یَفُوزُ فیهِ مَنْ ثَقُلَ وَزْنُ حَسَنَتِهِ، وَ خَفَّ وَزْنُ سَیِّئَتِهِ، وَلْتَكُنْ مَسْئَلَتُكُمْ مَسْئَلَةَ ذُلٍّ، وَ خُضُوعٍ، وَ شُكْرٍ، وَ خُشُوعٍ، وَ تَوْبَةٍ، وَ نَزُوعٍ، وَ نَدَمٍ وَ رُجُوعٍ وَلْیَغْتَنِمْ كُلُّ مُغْتَنِمٍ مِنْكُمْ، صِحَّتَهُ قَبْلَ سُقْمِهِ، وَ شَیْبَتَهُ قَبْلَ هَرَمِهِ، وَسِعَتَهُ قَبْلَ عَدَمِهِ، وَ خَلْوَتَهُ قَبْلَ شُغْلِهِ، وَ حَضَرَهُ قَبْلَ سَفَرِهِ، قَبْلَ هُوَ یَكْبُرُ، وَ یَهْرَمُ، وَ یَمْرَضُ، وَ یَسْقَمُ، وَ یُمِلُّهُ طَبیبُهُ، وَ یُعْرِضُ عَنْهُ حَبیبُهُ، وَ یَتَغَیَّرُ عَقْلُهُ، وَ یَنْقَطِعُ عُمْرُهُ، ثُمَّ قیلَ هُوَ مَوْعُوكٌ، وَ جِسْمُهُ مَنْهُوكٌ، قَدْ جَدَّ فى نَزْعٍ شَدیدٍ، وَ حَضَرَهُ كُلُّ قَریبٍ وَ بَعیدٍ، فَشَخَصَ بِبَصَرِهِ، وَ طَمَحَ بِنَظَرِهِ، وَ رَشَحَ جَبینُهُ، وَ سَكَنَ حَنینُهُ، وَ جُذِبَتْ نَفْسُهُ، وَ نُكِبَتْ عِرْسُهُ، وَ حُفِرَ رَمْسُهُ، وَ یَتَمَ مِنْهُ وُلْدُهُ، وَ تَفَرَّقَ عَنْهُ عَدَدُهُ،
 
 هر كه او را وصف كند، عاجز و ناتوان مى‏گردد، و هر كه به معرفت او رسد، در تعیین صفت براى او گمراه مى‏شود. در عین دورى، نزدیك و در عین نزدیكى، دور است.
 
هر كه او را بخواند، اجابت كند و بندگان را روزى عطا فرماید. صاحب لطف نهان و عقوبت شدید است. رحمتش وسعت دارد و عقوبتش دردناك است؛ رحمتى كه همچون بهشتى است پهناور و شگفت‏انگیز، و عقوبتى كه كیفرش دوزخى است طبقه‏بندى شده و هلاك كننده. گواهى مى‏دهم كه محمّد صلى‏الله‏علیه‏و‏آله بنده و فرستاده و اختیار شده و حبیب او است كه او را در بهترین زمان‏هایى كه مقتضى برانگیختنِ پیامبر بوده، برانگیخت؛ زیرا مدّتى در فَترت گذشته بود و پیامبرى مبعوث نشده بود و كفر، عالم را فرا گرفته بود. این پیامبر، رحمتى براى بندگان و ازدیاد منت خداوند بر آنان بود. نبوت را به او ختم نمود و حجّت خود را با ارسال حضرتش قوت بخشید.
 
و اما آن پیامبر؛ موعظه كرد، نصیحت نمود، تبلیغ فرمود و به رنج افتاد. براى هر مۆمنى، مهربان، رحیم، دوست، با سخاوت، پاكیزه و پسندیده بود. رحمت و سلام و بركت و عظمت و كرامت خداوندِ آمرزنده مهربانِ نزدیكِ اجابت كننده بر او باد. من شما را به پرهیزگارى از نافرمانى خداوند سفارش مى‏كنم و به پیروى از روش پیامبرتان یادآورى مى‏نمایم.پس بر شما باد: به ترسى كه دل‏ها را آرامش دهد، به رعبى كه اشك‏ها را جارى كند، و تقوایى كه باعث نجات شما گردد از روزى كه به فراموشى اندازد و مبتلا گرداند. همان روزى كه بهره‏مند شود از آن هر كس كه كارهاى نیكش بسیار و كارهاى زشت و ناپسندش كم باشد.باید سۆال شما از پروردگارتان، سۆال بنده ‏اى باشد كه خوار و فروتن، و سرافكنده و شكرگزار است. مانند بنده‏اى كه توبه كرده و از نافرمانى كناره‏ گیرى كرده و پشیمان شده است. بنابراین، هر غنیمت‏شمارى از میان شما، باید غنیمت شمارد: سلامت خود را پیش از آنكه بیمار شود، میانسالى خود را قبل از آنكه پیر و فرتوت گردد، وسعتش را قبل از آنكه فقر گریبانگیرش شود، آسایش خود را پیش از آنكه گرفتار گردد، و فرصت هایش را پیش از سفر از این‏دار فانى: پیش از آنكه از كار افتاده گردد و مریض و ناتوان شود، پیش از آنكه طبیبش از علاج او باز ماند و دوستانش از او روى گردانند، پیش از آنكه عقلش زایل و عمرش تمام شود و اطرافیان آهسته با هم بگویند: «دیگر از حركت بازافتاده، جسمش كاهیده شده و سخت گرفتار جان كندن است.»  
 
در این حال، هر خویشاوندِ دور و نزدیكى بر بالینش حاضر شود، اما او در حالى كه چشم به بالا دوخته و پیشانیش را عرق فراگرفته؛ قلبش از حركت بازمانَد و جانش گرفته شود. و همسرش بیچاره و بدبخت گردد. قبرش را كنده و مهیا كنند، اولادش یتیم گردند، نزدیكانش پراكنده شوند.
 
وَ قُسِّمَ جَمْعُهُ، وَ ذَهَبَ بَصَرُهُ وَ سَمْعُهُ، وَ كُفِّنَ، وَ مُدِّدَ، وَ وُجِّهَ، وَ جُرِّدَ، وَ غُسِّلَ، وَ عُرِىَ، وَ نُشِفَ، وَ سُجِّىَ، وَ بُسِطَ لَهُ، وَ نُشِرَ عَلَیْهِ كَفَنُهُ، وَ شُدَّ مِنْهُ ذَقَنُهُ، وَ قُمِّصَ، وَ عُمِّمَ، وَ لُفَّ، وَ وُدِّعَ، وَ سُلِّمَ، وَ حُمِلَ فَوْقَ سَریرٍ، وَ صُلِّىَ عَلَیْهِ بِتَكْبیرٍ، وَ نُقِلَ مِنْ دُورٍ مُزَخْرَفَةٍ، وَ قُصُورٍ مُشَیَّدَةٍ، وَ حُجُرٍ مُنَضَّدَةٍ، فَجُعِلَ فى ضَریحٍ مَلْحُودٍ، ضَیِّقٍ مَرْصُوصٍ بِلِبْنٍ، مَنْضُودٍ، مُسَقَّفٍ بِجُلْمُودٍ، وَ هیلَ عَلَیْهِ حَفَرُهُ، وَ حُثِىَ عَلَیْهِ مَدَرُهُ، فَتَحَقَّقَ حَذَرُهُ، وَ نُسِىَ خَبَرُهُ وَ رَجَعَ عَنْهُ وَلِیُّهُ، وَ نَدیمُهُ وَ نَسیبُهُ، وَ حَمیمُهُ، وَ تَبَدَّلَ بِهِ قَرینُهُ، وَ حَبیبُهُ، وَ صَفِیُّهُ، وَ نَدیمُهُ فَهُوَ حَشْوُ قَبْرٍ، وَ رَهینُ قَفْرٍ، یَسْعى فى جِسْمِهِ دُودُ قَبْرِهِ و یَسیلُ صَدیدُهُ مِنْ مِنْخَرِهِ، یُسْحَقُ ثَوْبُهُ وَ لَحْمُهُ، وَ یُنْشَفُ دَمُهُ، وَ یُدَقُّ عَظْمُهُ، حَتّى یَوْمَ حَشْرِهِ، فَیُنْشَرُ مِنْ قَبْرِهِ، وَ یُنْفَخُ فِى الصُّورِ، وَ یُدْعى لِحَشْرٍ وَ نُشُورٍ، فَثَمَّ بُعْثِرَتْ قُبُورٌ، وَ حُصِّلَتْ صُدُورٌ، وَجىءَ بِكُلِّ نَبِىٍّ، وَ صِدّیقٍ، وَ شَهیدٍ، وَ مِنْطیقٍ، وَ تَوَلّى لِفَصْلِ حُكْمِهِ رَبٌّ قَدیرٌ، بِبَعیدِهِ خَبیرٌ وَ بَصیرٌ، فَكَمْ مِنْ زَفْرَةٍ تُضْنیهِ، وَ حَسْرَةٍ تُنْضیهِ، فى مَوْقِفٍ مَهُولٍ عَظیمٍ، وَ مَشْهَدٍ جَلیلٍ جَسیمٍ، بَیْنَ یَدَىْ مَلِكٍ كَریمٍ، بِكُلِّ صَغیرَةٍ وَ كَبیرَةٍ عَلیمٍ، حینَئِذٍ یُلْجِمُهُ عَرَقُهُ، وَ یَحْفِزُهُ قَلَقُهُ، عَبْرَتُهُ غَیْرُ مَرْحُومَةٍ، وَ صَرْخَتُهُ غَیْرُ مَسْمُوعَةٍ، وَ حُجَّتُهُ غَیْرُ مَقْبُولَةٍ، وَ تَۆُلُ صَحیفَتُهُ، وَ تُبَیَّنُ جَریرَتُهُ وَ نَطَقَ كُلُّ عُضْوٍ مِنْهُ بِسُوءِ عَمَلِهِ، وَ شَهِدَ عَیْنُهُ بِنَظَرِهِ، وَ یَدُهُ بِبَطْشِهِ، وَ رِجْلُهُ بِخَطْوِهِ، وَ جِلْدُهُ بِمَسِّهِ، وَ فَرْجُهُ بِلَمْسِهِ، وَ یُهَدِّدُهُ مُنْكَرٌ وَ نَكیرٌ، وَ كَشَفَ عَنْهُ بَصیرٌ، فَسُلْسِلَ جیدُهُ، وَ غُلَّتْ یَدُهُ، وَ سیقَ یُسْحَبُ وَحْدَهُ فَوَرَدَ جَهَنَّمَ بِكَرْبٍ شَدیدٍ، وَ ظَلَّ یُعَذَّبُ فى جَحیمٍ،
 
و اموالش تقسیم شود. در حالى كه دیدن و شنیدنش از دست رفته و كفنِ او را مهیا مى‏كنند؛ دست و پایش كشیده شود، رو به قبله گردد، جامه‏اش كنده و عریان شود، غسل داده شده و خشك گردد. آنگاه جایش آماده شده و كفنش را باز مى‏كنند. چانه‏اش را بسته، پیراهن (كفن) را بر او پوشانده، عمّامه بر سرش نهاده و در نهایت پیچیده شده و وداع كرده مى‏شود. و بر تابوت گذارده و بر او نماز مى‏خوانند. سپس از خانه‏ى زینت داده شده و قصرهاى محكم و اطاق‏هاى بر هم قرار گرفته [به سوى قبرستان] منتقل گردیده و در شكاف زمین جاى داده مى‏شود. مكانى كه میان لحدى تنگ كه با خشت‏ها به هم بسته شده و سقف آن از سنگ‏ها ترتیب داده شده قرار دارد.
 
در این زمان، بر او خاك و ریگ گور ریخته شود و او را سنگ‏هاى قبر فراگیرد. و آنچه از آن مى‏ترسید بر سرش آید. دوستانش، ندیمانش، خویشان و یارانش همه او را واگذارند و بازگردند. و همسر او، همسر دیگرى اختیار كند؛ او كه زمانى دوست و انتخاب شده و همخوابه‏اش بود، در آغوش دیگرى درآید در حالى كه او گرفتار تنهایى قبر باشد. [پس از مدتى نه چندان دور] كِرم‏هاى زمین بر جسدش هجوم آورند و از بینى و دهانش چرك و خون بیرون زند. جامه و گوشت بدنش پوسیده شود، خونش به زمین فرو رَوَد، جسمش خشك گردد و استخوانهایش باریك شود. او به همین حال بماند تا روز حشر فرا رسد و سر از قبر درآورد. روزى كه نفخه در صور دمیده شده و براى حشر خوانده شود. روزى كه قبرها زیر و رو شده و آنچه در دل آنهاست بیرون آید. روزى كه هر پیامبر و هر صدیق شهید و سخنورى حضور یابد و اختیار حكم و داورى براى پروردگارى است كه به افعال و كردار بندگان، دانا و بینا است.پس چه ناله‏هاى دلخراشى كه برنمى‏آید و چه حسرت‏هاى جانسوز كه پدیدار نمى‏شود؛ زیرا در جایگاه هولناك بزرگى نگهداشته شود و در برابر پادشاه كریمى قرار گیرد كه به هر كردار كوچك و بزرگ آگاه است. در این هنگام، عرق سراپاى او را فراگیرد، به شدت مضطرب شود، اشك بریزد؛ ولى كسى به او رحم نكند و بر آنچه فریاد كند، فریادرسى نباشد. حجّت او قبول نشود و نامه عملش به سویش بازگردد و نافرمانیهایش آشكار شود و [آنگاه] هر عضو او به سخن آید و از بدى كردارش خبر دهد: چشم او گواهى دهد به آنچه نظر افكنده، دست او گواهى دهد به سوى آنچه یازیده، پایش گواهى دهد به آنچه به سوى آن رفته، پوست او گواهى دهد با آنچه كه تماس داشته، فرج او گواهى دهد به آنچه كه لمس كرده. سپس منكر و نكیر او را تهدید كرده و بترسانند. رسوایى‏اش پدیدار شود [تا اینكه] زنجیر به گردن او گذارند و دستهایش را به غل ببندند و او را به تنهایى بِكِشند و به سختى در دوزخ وارد كنند. به ناچار، در آتش عذاب شود.
 
 
وَ یُسْقى شَرْبَةً مِنْ حَمیمٍ تَشْوى وَجْهَهُ، وَ تَسْلِخُ جِلْدَهُ، یَضْرِبُهُ زَبینَتُهُ بِمِقْمَعٍ مِنْ حَدیدٍ، یَعُودُ جِلْدُهُ بَعْدَ نَضْجِهِ بِجِلْدٍ جَدیدٍ، یَسْتَغیثُ فَیُعْرِضُ عَنْهُ خَزَنَةُ جَهَنَّمَ، وَ یَسْتَصْرِخُ فَیَلْبَثُ حُقْبَهُ بِنَدَمٍ، نَعُوذُ بِرَبٍّ قَدیرٍ مِنْ شَرِّ كُلِّ مَصیرٍ، وَ نَسْئَلُهُ عَفْوَ مَنْ رَضِىَ عَنْهُ، وَ مَغْفِرَةَ مَنْ قَبِلَ مِنْهُ، فَهُوَ وَلِىُّ مَسْئَلَتى وَ مُنْجِحَ طَلِبَتى، فَمَنْ زُحْزِحَ عَنْ تَعْذیبِ رَبِّهِ، سَكَنَ فى جَنَّتِهِ بِقُرْبِهِ، وَ خُلِّدَ فى قُصُورٍ مُشَیِّدَةٍ، وَ مُكِّنَ مِنْ حُورٍ عینٍ وَ حَفَدَةٍ، وَ طیفَ عَلَیْهِ بِكُئُوسٍ، وَ سَكَنَ حَظیرَةَ فِرْدَوْسٍ، وَ تَقَلَّبَ فى نَعیمٍ، وَ سُقِىَ مِنْ تَسْنیمٍ، وَ شَرِبَ مِنْ عَیْنٍ سَلْسَبیلٍ، مَمْزُوجَةٍ بِزَنْجَبیلٍ، مَخْتُومَةٍ بِمِسْكٍ عَبیرٍ، مُسْتَدیمٍ لِلْحُبُورِ، مُسْتَشْعِرٍ لِلسُّرورِ، یَشْرَبُ مِنْ خُمُورٍ، فى رَوْضٍ مُشْرِقٍ مُغْدِقٍ، لَیْسَ یَصْدَعُ مَنْ شَرِبَهُ، وَ لَیْسَ یَنْزِفُ، هذِهِ مَنْزِلَةُ مَنْ خَشِىَ رَبَّهُ، وَ حَذَّرَ نَفْسُهُ، وَ تَلِكَ عُقُوبَةُ مَنْ عَصى مُنِشْئَهُ، وَ سَوَّلَتْ لَهُ نَفْسُهُ، مَعْصِیَةَ مُبْدیهِ، ذلِكَ قَوْلٌ فَصْلٌ وَ حُكْمٌ عَدْلٌ، خَیْرُ قَصَصٍ قَصَّ وَ وَعْظٍ بِهِ نَصَّ، تَنْزیلٌ مِنْ حَكیمٍ حَمیدٍ، نَزَلَ بِهِ رُوحُ قُدُسٍ مُبینٍ، عَلى نَبِىٍّ مُهْتَدٍ مَكینٍ، صَلَّتْ عَلَیْهِ رُسُلٌ سَفَرَةٌ مُكَرَّمُونَ بَرَرَةٌ، عُذْتُ بِرَبٍّ رَحیمٍ مِنْ شَرِّ كُلِّ رَجیمٍ، فَلْیَتَضَرَّعْ مُتَضَرِّعُكُمْ، وَلِیَبْتَهِلْ مُبْتَهِلُكُمْ، فَنَسْتَغْفِرُ رَبَّ كُلِّ مَرْبُوبِ لى وَلَكُمْ.
 
 
چندان كه روى او پخته شود و پوست بدنش بعد از سوختن به پوستى دیگر تبدیل گردد. در برابر ناله‏ها و فریادهایى كه مى‏زند، خازنان جهنم از او روى بگردانند و جوابش را ندهند. و هر چه فریاد زند، كسى به فریادش نرسد [ و بدین ترتیب ] سال‏هاى درازى به ندامت و پشیمانى بگذراند. پناه مى‏بریم به خداوندِ قادرِ توانا از بدى هر پیشامد ناگوارى، و از او بخشش و عفو كسى را كه از او خشنود شده است درخواست مى‏كنیم و آمرزش كسى را كه از او قبول فرموده مسألت مى‏نماییم؛ كه او ولى نعمت خواسته‏ ها و برآورنده‏ى حاجات من است. پس كسى كه از عذاب پروردگار نجات یابد، به مقام قرب در بهشت ساكن شود و در قصرهاى محكمِ جاویدان بماند؛ در حالى كه به حورالعین و خدمتگزاران بهشتى دست یابد. جام‏ها از نوشیدنى‏ها برایش مهیا كنند و در فردوس اعلى جایگزینش نمایند. او در ناز و نعمت بگردد و از آب تسنیم بیاشامد و از چشمه سلسبیل؛ كه آمیخته به زنجبیل، و مُهر كرده به مُشك و عبیر است سیراب شود. او همواره در این نعمت‏ها و شادى‏ها زندگى مى‏كند و از شراب‏هایى كه در باغ‏هاى روشن و پر نور است، و آب‏هاى روان در آن جارى است، شرابى كه درد سر نیاورد و عقل را زایل نكند مى‏نوشند. این است منزلت و مقام كسى كه از پروردگار خود بترسد و نفس خود را بر حذر بدارد. و آن است كیفر كسى كه بر آفریننده‏ى خود عصیان بورزد و نفسش معصیت خالقش را براى او زینت داده و آسان نماید. این است گفتار به تفصیل و حُكم به عدل؛ بهترین قصه‏اى كه نقل شده و بهترین پندها كه بیان گردیده. از نزد حكیم حمید فروفرستاده شده و جبرئیل آن را به پیامبر هدایت كننده و صاحب جاه و مقام فرو آورده است. پیامبرى كه رسولان و سفیران مكرّم بر او درود فرستادند.
 
پناه مى‏برم به پروردگار مهربان از شر هر رانده شده‏ى گمراه كننده. پس باید تضرع كنند تضرع كنندگان و زارى نمایند زارى كنندگان. [در آخر] براى خودم و شما از پروردگار هر تربیت شده‏اى طلب مغفرت مى ‏كنیم.
 
پی نوشت:
 
مصباح كفعمى، ص 968؛ على و المناقب، صص 368 – 370؛ شرح ابن ابی الحدید، ج 19، صص 140 - 143؛ نهج السعادة فی مستدرک نهج البلاغه، ج 1 ، ص ،87 خ 20؛ کنز العمال، ج 16، صص 208 - 213 ؛ سفینة البحار، ج 1، ص 397 به نقل از جلد 9 بحارالانوار چاپ قدیم.
 
 
منبع: کتاب «علی علیه‏السلام و خطب نادره»، ترجمه مجید دایی، انتشارات زراره

لیلة الرغائب یکی از سه شب برتر سال

مدیر گروه اخلاق مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی با بیان اهیمت جایگاه ماه رجب نزد خداوند و رابطه آن با شرط ورود به دروازه بندگی، نخستین شب جمعه ماه رجب که به «لیلة الرغائب» موسوم است را همپای شب قدر دانست.

به گزارش  فارس، حجت‌الاسلام والمسلمین سید حسن هاشمی جزی، مدیر گروه اخلاق مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی با اشاره به اهمیت خاص ماه رجب، ابراز داشت: رجب یکی از سه ماه بزرگ عبادت و  بندگی خداست، یعنی ماه رجب به ماه شعبان و بعد از آن به ماه مبارک رمضان منتهی می‌شود که این سه ماه الهی در عبودیت و بندگی بسیار مهم است، این که شروع  ماه بندگی خداوند با ماه رجب است، نشان از جایگاه ممتاز این ماه در برابر ماه‌های دیگر دارد.

 

وی افزود: نکته دیگر درباره اهمیت ماه رجب این است که این ماه یکی از ماه‌های حرام است، همان طور که می‌دانید غیر از ماه رجب، ماه‌های ذی‌القعده، ذی‌الحجه و محرم نیز جز ماه‌های حرام به حساب می‌آیند، به طوری که این سه ماه به طور متوالی قرار گرفته‌اند، اما ماه رجب به طور جداگانه به عنوان ماه حرام محسوب می‌شود، لذا حکایت از اهمیت خاص رجب دارد.

 

حجت‌الاسلام هاشمی جزی با بیان اینکه ماه رجب نزد عرب جاهلی نیز از اهمیت خاصی برخوردار بوده است، اظهار داشت: عرب جاهلی در ماه رجب  جنگ را حرام می‌دانست و به همین جهت در این ماه شمشیرها را روی زمین می‌گذاشتند و همه در امنیت کامل بوده است؛ چرا که می‌خواستند به عبادت و تجارت بپردازند.

 

وی با اشاره به حدیثی از امام صادق علیه‌السلام در باب اهمیت ماه رجب، ادامه داد: امام جعفر صادق علیه‌السلام می‌فرماید: «اول ماه رجب همان روزی است که حضرت نوح علیه‌السلام تمام مؤمنین و بندگان خدا و حیوانات را به کشتی راه داد»، همچنین امام یاران خود را به روزه گرفتن اول ماه رجب توصیه کردند.

 

مدیر گروه اخلاق مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی با تاکید بر اینکه شب اول ماه رجب مانند روز اول رجب دارای اهمیت ویژه‌ای است، بیان داشت:  شب اول ماه رجب با شب‌زنده‌داری و روزش با روزه آغاز می‌شود، در این شب دعوت به بندگی توصیه شده است.

 

وی با اشاره به برخی از رویدادهای مهم ماه رجب، افزود: روز اول رجب، روز ولادت امام باقر علیه‌السلام و روز سوم رجب نیر شهادت امام علی النقی هادی علیه‌السلام قرار دارد، همچنین از اتفاقات مهم ماه رجب، اولین شب جمعه ماه رجب است که به «لیلة‌الرغائب» معروف است، روز دهم ماه رجب ولادت امام محمدتقی جواد الائمه علیه‌السلام و روز سیزدهم میلاد امام امیرالمؤمنین قرار دارد.

 

حجت‌الاسلام هاشمی جزی با اشاره به روز پانزدهم رجب سالروز وفات حضرت زینب سلام الله علیها، بیان داشت: روز هیجدهم ماه رجب روز وفات ابراهیم فرزند پیامبر اکرم (ص)؛  روز 25 ماه رجب شهادت امام موسی بن جعفر علیه‌السلام و روز 27 رجب نیز روز مبعث نبی مکرم اسلام(ص) است که نشان ‌دهنده این است که این ماه؛ ماه پر فضیلت و با برکتی است که بایستی به آن توجه شود.

 

خواندن هزار مرتبه ذکر «لا‌اله‌الا‌الله»/ برتری عمره رجب بر ماه‌های دیگر

 

وی در خصوص اعمال مستحبی این ماه، ادامه داد: در طول ماه رجب خواندن  هزار مرتبه دعای «اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ ذَا الْجَلالِ وَالْأِکْرامِ مِنْ جَمیعِ الذُّنُوبِ وَالآثامِ» که «شیخ صدوق» آن روایت کرده، همچنین در روایات توصیه شده که هر کس در ماه رجب هزار مرتبه ذکر «لا‌اله‌الا‌الله» را بگوید، خداوند صد هزار حسنه برای او می‌نویسد و صد کاخ بهشتی به او عنایت می‌کند.

 

مدیر گروه اخلاق مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی با اشاره  به دعای «یا مَنْ اَرْجُوهُ لِکُلِّ خَیْرٍ وَآمَنُ سَخَطَهُ عِنْدَ کُلِّ شَرّ» امام صادق علیه‌السلام پس از هر نماز در ماه رجب، ابراز داشت: در این ماه شریف زیارت اباعبدالله الحسین علیه‌السلام در آغاز و میانه‌‌ این ماه بسیار سفارش شده است، گر چه در هر روز بسیار پر برکت است، همچنین در این ماه، «ایام البیض» یعنی سیزدهم تا پانزدهم ماه، اعمال بسیار با فضیلتی خصوصاً اعمال ام داوود در بعدازظهر روز پانزدهم رجب سفارش شده است.

 

وی صدقه دادن در این ماه را از دیگر اعمال مستحبی برشمرد و افزود: انجام حج عمره در ماه رجب بسیار سفارش شده است، به طوری که عمره رجبیه از با فضیلیت‌ترین عمره‌ها محسوب می‌شود و در این ماه مسجدالحرام مملو از جمعیت است، حال اگر کسی نتوانست به حج عمره در ماه رجب برود، زیارت امام رضا علیه‌السلام که به «زیارت رجبیه» معروف است، توصیه شده است.

 

«لیلة الرغائب» یکی از سه شب برتر سال/ نماز 12 رکعتی در اولین شب جمعه ماه رجب

 

حجت‌الاسلام هاشمی جزی با اشاره به اولین شب جمعه ماه رجب، اظهار داشت:  یکی از سه شب مهم سال «لیلة‌الرغائب» است؛ یعنی بعد از شب قدر و شب نیمه شعبان، «لیلة‌الرغائب» جایگاه بسیار درخشانی دارد و این شب، همان شبی است که پیامبر(ص) درباره آن فرموده است: «در آسمان‌ها جنبش و خروش خاصی هست و فرشتگان الهی به دعا و مناجات مشغول می‌شوند»، لذا در روز پنج‌شنبه اولین ماه رجب روزه توصیه شده و در شامگاه آن  بین نماز مغرب و عشا، 12 رکعت نماز دو رکعتی گذارده می‌شود.

 

دروازه بندگی خدا از امام علی(ع) به رسول (ص) و از پیامبر(ص) به خدا

 

وی ادامه داد: به عبارتی دیگر 6 تا نماز 2 رکعتی که در هر رکعت بعد از «حمد»، سه مرتبه «سوره قدر» و 12 مرتبه سوره «توحید» بایستی خوانده شود، بعد از اینکه نماز تمام شد، این‌گونه خطاب ‌دهد: «اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی‏ مُحَمَّدٍ النَّبِیِّ الْأُمِّیِّ وَ عَلی‏ آلِهِ» سپس به سجده رود و 70 مرتبه این ذکر را بگوید: «سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّ الْمَلائِکَةِ وَالرُّوحِ» بعد از سجد بلند ‌شود و بگوید: «رَبِّ اغْفِرْ وَارْحَمْ وَتَجاوَزْ عَمَّا تَعْلَمُ اِنَّکَ اَنْتَ العَلِیُّ الْعَظیمُ»، آن گاه به سجده رود و 70 مرتبه ذکر‌« سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّ الْمَلائِکَةِ وَالرُّوحِ» را بخواند.

 

مدیر گروه اخلاق مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی با بیان اینکه نماز «لیلةالرغائب» مقدمه‌ای برای تجهد و شب زنده‌داری است،‌خاطرنشان کرد: ماه رجب، ماه خدا و ماه امیرالمؤمنین علیه‌السلام نامیده شده است،  اینکه خداوند ماه رجب، ماه شعبان و ماه رمضان را کنار هم قرار داده است، بی‌حکمت نبوده، در واقع این سه ماه برای رسیدن انسان به خداست که مراتب درجات کمال در ماه رمضان را درک ‌کنند.

 

وی افزود: رجب، ماه امیرالمؤمنین(ع)، ماه شعبان؛ ماه رسول اکرم(ص) و ماه رمضان؛ ماه خداست، پس دروازه بندگی خدا از امام علی(ع) به رسول اکرم(ص) و از رسول اکرم(ص) به خدا منتهی می‌شود.

نماز اول وقت و فواید آن

پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) می­فرماید: هیچ بنده ای نیست که مراقب اوقات نماز باشد مگر اینکه سه چیز را برای او تضمین می کنم؛ «آسودگی در هنگام مردن»، «از بین رفتن غم و اندوه ها»، و «نجات از آتش جهنم».

نویسنده وبلاگ هم اندیشی دینی نوشت: 

 

خدایا ! کیست که طعم محبتت را چشید و جز تو کسی را آرزو کرد ؟ کیست که به نزدیک تو مقام گرفت و لحظه ای روی گرداندن توانست ؟ خدایا ! ما را از آنانی قرار ده که به دوستی خود برگزیده ای و به عشق و محبت خود خالصشان کرده ای و مشتاق دیدارشان ساخته ای و به خواست خود خشنودشان کرده ای و نعمت دیدار را عطاشان کرده ای . در مقام رضایتشان نشانده ای و در غربت و تنهایی در پناهشان گرفته ای و در جوار خود به عالم راستی و حقیقت جایگاهشان بخشیده ای و به شناخت خود معرفتشان داده ای و سزاوار پرستششان کرده ای .

 

نماز اوّل وقت: 

 

کسانی که نماز خود را در اوّل وقت آن به جا می آورند در مقایسه با کسانی که اینگونه نیستند، نگرش یکسانی در مورد نماز ندارند. گروه دوم هر وقت به یاد نماز خوانده  نشده ی خود می افتند، دلهره  و اضطرابی وجودشان را فرا می گیرد. این دلشوره ادامه دارد تا اینکه نماز خود را بخوانند و از دستش خلاص شوند. چنین نمازی، نه از روی عشق و محبّت به نماز؛ بلکه به انگیزه ی رهایی از این تکلیف سخت بوده است. این افراد به نماز به عنوان تکلیفی سنگین و نگران کننده نگاه می کنند و ممکن است از اعماق وجود دوست داشته باشند که «ای کاش خداوند تکلیفی به عنوان نماز نداشت!». این نگرش موجب می شود تا به تدریج از نماز فاصله گیرد و ـ نعوذ بالله ـ برای مدتی اصل نماز را کنار بگذارد تا اینکه وقتی به یاد نماز افتاد با خود بگوید: «اصلا نماز نمی خوانم تا اینکه دلشوره ی انجام ندادن این تکلیف در وجودش سایه نیندازد!». 

 

در مقابل، کسی که نماز خود را در اوّل وقت آن به جا می آورد، هر وقت به یاد نماز می افتد نفس راحتی می­کشد و از اینکه وظیفه ی خود را به موقع انجام داده احساس «عزّت نفس» و «ارزشمندی» می کند. نماز این شخص، نه به نیّت ادای تکلیف و رهایی از آن؛ بلکه از روی محبّت و علاقه به خدای متعال و عشق به انجام تکلیف الهی است. نماز اوّل وقت نزد خدای سبحان ارزش بسیار زیادی دارد و تا وقتی که این نمازگزار مقید به نماز اوّل وقت است، شیطان نمی تواند به راحتی در او نفوذ کرده و توفیق نماز را از او سلب نماید. 

 

بنابراین برای این که همیشه نماز بخوانید بهترین کار این است که مقید به نماز اوّل وقت شوید. توجه داشته باشید که شیطان برای این که نماز را از شما بگیرد، سعی دارد تا در اوّلین قدم شما را از نماز اوّل وقت دور سازد. اگر توانست کسی را از نماز اوّل وقت دور سازد، به تدریج فاصله ی او را با نماز اوّل وقت بیشتر و بیشتر می کند تا جایی که شخص را در لبه ی پرتگاه ترک نماز قرار دهد و با اندک تلنگیری در تنهایی و تاریکی ترک نماز رهایش سازد. پس وقتی تصمیم گرفتید نماز را در اوّل وقت بخوانید، مقید باشید که حتی برای نیم ساعت هم که شده آن را به تأخیر نیندازید؛ چرا که پذیرش تأخیر نیم ساعتی، فتح بابی برای شیطان است تا امیدوارانه به وسوسه ها و فشارهای خود ادامه دهد و شما را راضی به پذیرش تأخیرهای بیشتر نماید. 

 

توجه: کسانی که به علت موقعیت کاری و درسی خود نمی توانند نماز را هنگام اذان اقامه کنند، لااقل در اوّلین فرصت ممکن نماز خود را اقامه کنند، تا از فیض و برکات نماز اوّل وقت بی بهره نمانند. 

 

فضیلت نماز اول وقت در روایات: 

 

پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) می فرماید: هیچ بنده ای نیست که مراقب اوقات نماز باشد مگر اینکه سه چیز را برای او تضمین می کنم؛ «آسودگی در هنگام مردن»، «از بین رفتن غم و اندوه ها»، و «نجات از آتش جهنم».[1] 

 

امیرالمؤمنین (علیه السلام) می فرماید: در خواندن [به موقع] نمازهای پنج گانه مراقبت کنید؛ زیرا این نمازها در پیشگاه خداوند متعال منزلت خاصی دارند.[2] 

 

پی نوشتها: [1] . قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله) : مَا مِنْ عَبْدٍ اهْتَمَّ بِمَوَاقِیتِ الصَّلاةِ وَ مَوَاضِعِ الشَّمْسِ إِلَّا ضَمِنْتُ لَهُ الرَّوْحَ عِنْدَ الْمَوْتِ وَ انْقِطَاعَ الْهُمُومِ وَ الأَحْزَانِ وَ النَّجَاةَ مِنَ النَّارِ. (مستدرک‏الوسائل، ج3، ص148، ح32) [2] . امیرالمؤمنین (علیه السلام): حافِظُوا عَلَى الصَّلَواتِ الْخَمْسِ فِی أَوْقَاتِهَا فَإِنَّهَا مِنَ اللَّهِ جَلَّ وَعَزَّ بِمَکَانٍ. (بحارالأنوار، ج74، ص294) 

 

دنيا در كلام اميرالمومنين ﴿عليه السلام﴾

«خُذ مِن الدُّنیا ما أَتاکَ، و تَوَلَّ عمَّا تَولّى عنک، فإن أنت لم تَفعل
فأجمِل فى الطَّلَب.»(نهج البلاغه، حکمت ۳۹۳)

از دنیا همان قدر بگیر که به تو مي‌رسد و آنچه از تو رو گرداند، نادیده
بگیر و اگر نمي‌توانى چنین باشى لااقل خواسته‌ات را کمتر کن.

***********************************************************

«إذا أقبلت الدّنیا على أحدٍ أعارته محاسن غیره، و اذا أدبرت عنه سلبته
محاسن نفسه.»(مروج الذهب، ج ۳، ص ۴۳۴)

اگر دنیا به کسى رو کند، خوبیهاى دیگران را به طور موقت به او مي‌دهد،
و زمانى که به کسى پشت کند، امتیازات و نیکیهاى خود او را هم از او مى‏گیرد.

***********************************************************

«مَن طَلَبَ الدُّنیا طَلَبهُ المَوت حتّى یُخرِجَه عَنها، وَ مَن طلب الآخره طلبته
الدّنیا حتّى یستوفى رزقه منها.». (العقد الفرید، ج ۳، ص ۱۵۷)

آن که دنبال دنیا رود، مرگ دنبالش مي‌رود تا او را از دنیا ببرد و آن كس
که طالب آخرت است، دنیا در طلبش مي‌رود تا رزقش را به او برساند.

***********************************************************

«لایترک الناس شیئاً من أمر دینهم لاستصلاح دنیاهم الّا فتح اللّه علیهم
ما هو أضرّ منه.»(نهج البلاغه، حکمت ۱۰۶)

مردم چیزى از امور دینشان را به نفع دنیایشان ترک نمي‌کنند، مگر آن
که خداوند زیان‌بارتر از آن را به رویشان خواهد گشود.

***********************************************************

«من أصبح على الدّنیا حزیناً فقد أصبح لقضاء اللّه ساخطاً…و من لهج قلبه
بحبّ الدنیا التاط قلبه منها بثلاثٍ: همّ لا یغبّه، و حرص لا یترکه ، و أملٍ لا
یدرکه.»(تذکره الخواص، ص ۱۴۴)

کسى که به خاطر دنیا اندوهگین باشد، از قضا و قدر الهى ناخشنود است…
و آن که دلش با دوستى دنیا پیوند خورده باشد، قلبش به سه چیز آلوده گردد:
اندوهى که از او جدا نشود، حرصى که او را ترک نگوید و آرزویى که هیچگاه به
آن نخواهد رسید.

***********************************************************

«مثلُ الدُّنیا کَمَثَل الحَیَّهِ ، لَیِّنٌ مَسُّها ، وَ السَّمُّ الناقِعُ فى جَوفِها ، یَهوى إلیها
الغِرُّ الجاهل ، و یَحذَرُها ذواللُّب العاقِل.» (نهج البلاغه، حکمت ۱۱۹)

دنیا همانند مار است ، لمس کردن آن ، نرم و ملایم است اما درونش
از زهر آکنده است، لذا فریب خورده نادان به آن میل پیدا مي‌کند و هوشیار عاقل از آن
حذر مى‏کند.

***********************************************************

«احذروا الدّنیا فإنّها غذّارهٌ غرّارهٌ خدوعٌ، معطیهٌ منوعٌ، ملبسهٌ نزوع، لایدوم
رخاؤها، ولا ینقضى عناؤها، و لا یرکد بلاؤها.». (همان، خطبه ۲۲۰)

از زرق و برق دنیا بر حذر باشید که دنیا خیانتکارى است فریبنده و نیرنگ‌باز،
بخشنده‏اى است منع کننده، پوشنده‏اى است برهنه سازنده ، آرامش آن بى‌دوام ، مشکلاتش
بى‌پایان، و بلاهایش قطع ناشدنى است.

***********************************************************

«مَن کانَتِ الدُّنیا هَمَّهُ کَثُرَ فى القیامهِ غَمُّه.» (شرح ابن ابى الحدید، ج ۲۰، ص ۲۱۱)

کسى که دنیا همتش باشد در قیامت اندوهش بسیار گردد.

***********************************************************

«مَن کانَتِ الدُّنیا هَمَّهُ اشتدّت حَسرَتُهُ عِندَ فِراقِها.» (مستدرک نهج البلاغه، ص ۱۶۵)

آن که دنیا همتش باشد به هنگام جدایى از آن، حسرتش شدید خواهد بود.

***********************************************************

«الدُّنیا سَمٌّ یَأکُلُهُ مَن لا یَعرِفُه.»(غررالحکم، ج ۱، ص ۶۹)

دنیا، زهرى کشنده است هر که نشناسدش آن را مى‏خورد.

***********************************************************

«المَغبُونُ مَن شَغَلَ بِالدُّنیا، وَفاتَه حَظُّهُ مِن الآخره.»(همان، ص ۱۰۶)

زیانکار کسى است که سرگرم دنیا شده و بهره‏اش از آخرت از
دستش رفته است.



***********************************************************

«إیّاک و الوَلَهَ بالدُّنیا، فإنّها تُورِثُکَ الشَّقاءَ وَ البَلاء، و تَحدُوک على بَیعِ البَقاءِ
بالفَناء.» (نهج البلاغه، خطبه ۲۸)

بر تو باد به دورى از شیفتگى به دنیا، زیرا که تو را به بدبختى و گرفتارى
مى‏اندازد و تو را به طرف فروختن آخرت به سراى نیستى مى‏راند.

 

 

نیکوترین گفتار در بیان حضرت علی (ع)

امام علي(ع) مي‌فرمايند: « احسن الكلام مازانه حسن النظام و فهمه الخاص و العامّ» نيکوترين گفتار، کلامي است که منطق و نظم زيبايش کرده باشد و همه فهم باشد.

 از ديگر آداب سخن، متقن و استواربودن آن است و به گفته حضرت علي‌(ع) نيکوترين کلام، کلامي است كه استوار، محکم و پاكيزه باشد.

اميرالمومنين(ع) همچنين بارها بر صدق و نيكويي گفتار سفارش كرده و فرموده‌اند: « خير المقال ما صدّقه الفعال » بهترين گفتار کلامي است که عمل و رفتار فرد ثابتش کند.( سفينة البحار )

در غرر الحكم نيز بر اين مساله تاكيد شده كه بهترين کلام، گفتاري است که خسته کننده نباشد و از گوينده نکاهد، يعني جايگاه گوينده‌اش را پايين نياورد «خير الكلام ما لا يملّ و لا يقلّ».

همچنين ايشان به منظم و همه فهم بودن سخن هم اشاره كرده و فرموده‌اند: نيکوترين گفتار، کلامي است که منطق و نظم زيبايش کرده باشد و همه فهم باشد.

منبع: سرويس دين و انديشه خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)