انشاءالله یا ان شاءالله؟؟؟

خیلی از ماها هیچ وقت به این مورد توجه نکرده بود که :

 

انشاءالله یا ان شاءالله؟؟؟

 

چگونه حافظ قرآن شویم؟

 

پرسش: بنده می خواهم به امید خدا شروع به حفظ قرآن کنم ولی متاسفانه برنامه منظمی برای حفظ و مرور و تثبیت پیدا نکردم خواهشمندم راهنماییم کنید.

 

پاسخ: در مورد حفظ قرآن كریم، باید علاوه بر توجه به شیوه‌ ها و روش ‌های مختلف حفظ قرآن، مواردی را نیز به عنوان

قرآن کریم

مقدمه حفظ ـ كه تأثیر بسزایی در حفظ و سیر آن تا رسیدن به هدف دارند ـ مورد بررسی و دقت قرار داد. در ابتدا سزاوار است كه "انگیزه و هدف" از انجام این كار مورد بررسی قرار گیرد، تا از انگیزه ‌ها و اهدافی كه با شأن والای این كتاب الهی سازگاری ندارند به دور مانده، و روحیه معنوی و ملكوتی كلام الهی، تا پایان كار بر روند حفظ و بر افكار و اعمال حافظ قرآن حاكم باشد. و پس از آن باید تصمیم بگیریم كه آیا هدف ما حفظ كل قرآن است و یا كمتر؟

پس از مشخص شدن هدف، عزم خود را محكم نموده و كمر همت ببندیم، و از هیچ تلاش و كوششی برای رسیدن به هدف كوتاهی ننمائیم.

 

پس از گذراندن این مراحل، نوبت به مرحله انتخاب "شیوه و برنامه حفظ قرآن" می ‌رسد.

الف) برای داشتن برنامه صحیح و منظم در مدت حفظ به "میزان سرعت" و "مدت زمان" حفظ باید توجه ویژه داشت. سرعت و زمان حفظ كل قرآن دارای شیوه‌ های مختلفی است كه شما هر كدام را مایل باشید می ‌توانید به عنوان شیوه كار خود قرار دهید.

 

این شیوه‌ ها عبارتند از:

1. سرعت خیلی كم؛ بدین صورت كه در یک هفته فقط یک صفحه قرآن حفظ ‌شود. بنابراین روش كل قرآن در 600 هفته كه برابر با 12 سال است حفظ می ‌شود.

 

2. سرعت كم؛ كه در هفته یک ورق ـ یعنی دو صفحه ـ حفظ می‌ شود. این شیوه حدود 300 هفته كه تقریباً برابر با 6 سال است، برای حفظ كل قرآن طول می ‌كشد.

 

3. سرعت متوسط؛ در این روش هفته‌ای 3 صفحه حفظ می ‌شود كه در مجموع برابر است با 200 هفته كه مطابق حدود 4 سال می شود. معمولاً برای شروع، این روش مناسبتر و بهتر است.

 

4. سرعت خوب؛ در این روش در یک هفته 6 صفحه حفظ می ‌شود؛ یعنی در طول 100 هفته و مطابق با حدود 2 سال، حفظ قرآن تمام می‌ شود.

 

5. سرعت خیلی بالا، كه در هر هفته 6 ورق، یعنی 12 صفحه حفظ می ‌شود كه در مجموع حفظ كل قرآن كریم در 50 هفته برابر با حدود یک سال طول خواهد كشید.

 

توجه داشته باشید كه هر كس مطابق با شرائط خود باید شیوه حفظ را انتخاب كند، ولی معمولاً شروع خوب با سرعت متوسط می ‌باشد كه در ادامه راه و پس از یک سال یا دو سال می ‌توان آن را به سرعت خوب یا سرعت خیلی بالا تغییر داد.

 

ب) در ادامه، به ویژگیهایی كه قرآن مورد استفاده برای حفظ باید داشته باشد توجه نمائید:

اول این كه سعی كنید 2 قرآن داشته باشید، یكی در منزل و جایی كه ساكن هستید، و دیگری برای این كه همیشه همراهتان باشد. و بدانید كه این دو قرآن باید در مواردی كه اشاره می شود شبیه هم باشند. خصوصیات این قرآنها باید چنین باشد:

1. هر دو دارای خط واضح و خوانایی باشند.

2. صفحه قرآن دارای نقش و نگار نباشد.

3.  قرآن دارای حاشیه نباشد.

4. دارای ترجمه نباشد. البته این بدان معنا نیست كه در حفظ نیازی به ترجمه آیات نیست، بلكه این تنها برای بهتر حفظ شدن است.

 

ج) نكته دیگر داشتن تمركز است؛ لذا باید این تمركز و آرامش را در خود ایجاد كنید. به صورت فشرده به عوامل ایجاد تمركز اشاره می ‌شود:

1. زمان: انتخاب زمان مناسب برای حفظ تجربه ‌ای است؛ یعنی هر كس باید تجربه نماید كه در چه زمانی بهتر می ‌تواند حفظ كند، ولی معمولاً بعد از خواب، زمان خوبی است، ولی قبل از خواب یا در حال گرسنگی یا تشنگی زیاد و یا بعد از مطالعه سنگین، وقت مناسبی برای حفظ نیست.

2. مكان: مكانی مناسب تر است كه دمای آن متعادل بوده، شلوغ نباشد، رفت و آمد زیاد نباشد، و منظره، عكس و تابلو هم نداشته باشد.

3. حالات شخص: بهترین زمان حفظ وقتی است كه ذهن آرام باشد و دغدغه فكری نداشته باشد.

 

از ابتدا تا این جا برای آشنایی با حفظ و شیوه ‌های مختلف آن، و به طور كلی برنامه ‌ریزی و انتخاب روش بود، ولی از این جا به بعد به طور عملی وارد حفظ خواهیم شد.

برای حفظ قرآن، اولا، باید یک بار آیه را فصیح خوانی كرد؛ یعنی به صورت شمرده و روان، آیه را خواند. و ثانیا، به ترجمه روان آیات مراجعه نمود؛ چرا كه آیاتی كه دارای موضوع و مفهوم خاصی هستند، و یا شأن نزول و داستان معلومی دارند بهتر به حافظه سپرده می‌ شوند.

نكته مهم دیگر آن كه در حفظ آیه، سه روش وجود دارد:

1. استفاده از نوار و شنیدن آیه و تكرار آن، كه این شیوه برای كودكان مناسب تر است.

2. نوشتن آیه: این شیوه سخت و وقت گیر است، لذا توصیه نمی ‌شود.

3. بهترین شیوه حفظ تكرار شخصی است؛ یعنی هر آیه را چند بار تكرار كرده تا حفظ شوید؛ و آیات طولانی را به چند قسمت تقسیم كرده و هر قسمت را تكرار نموده و با حفظ شدن هر قسمت، آن را به همراه قسمت حفظ شده قبلی تكرار نمائید.

نكته قابل توجه این كه با در نظر داشتن نوع سرعت حفظی كه انتخاب كرده ‌اید، می ‌توانید هر صفحه را به چند قسمت تقسیم نموده و در هر مرحله، قسمتی را حفظ نمائید.

 

برای حفظ ارتباط آخر آیه قبل با ابتدای آیه بعد مهم است؛ لذا این دو قسمت را با هم تكرار كنید، هر چند از لحاظ معنا ارتباط چندانی با هم نداشته باشند.

 

برای بهتر حفظ شدن آیات، شایسته است به عنوان مثال اگر از آیه 1 تا آیه 3 را حفظ كردید، با حفظ آیه چهارم، از آیه 2 تا 4 را تكرار كنید، و همین طور با حفظ آیه 5، آیه 3 تا 5 را و … پس پایان صفحه از ابتدا تا پائین صفحه را تكرار كنید.

 

نكته مهم و اساسی این كه پس از حفظ مراجعه مجدد داشته باشید؛ لذا پس از 2 تا 3 ساعت، یک مراجعه داشته باشید تا مطلب فراموش شده یاد آوری شود، و مطالب حفظ شده بهتر حفظ گردد. توجه داشته باشید كه مراجعه بعدی، نیاز به زمان زیادی ندارد، بلكه برای هر مراجعه بیش از 15 الی 30 دقیقه وقت لازم نیست.

 

اما برای استحكام مطالب حفظ شده می ‌توان به این نكات اشاره نمود:

1. وصل آخر آیه به اول آیه بعد.

2. رمز گذاری برای آیات متشابه و مشترک؛ كه این ذوقی و بر اساس توانایی حافظه است.

3. نوشتن ابتدای آیات و شماره آنها.

 

باید توجه داشت كه حفظ شماره آیه خیلی مهم است؛ ولی حفظ جزء و صفحه و … ثمره چندانی ندارد. البته در خصوص جزء 29 و 30 حفظ شماره آیه نیز چندان مفید فایده نیست.

 

مرحله مهم دیگر، تكرار محفوظات است؛ یعنی پس از 10 الی 15 روز باید محفوظات قبلی را تكرار كنیم.

اگر كمتر از 10 جزء است، تقسیم بر 7 روز می ‌كنیم، و روزی یک قسمت را تكرار می ‌كنیم تا همه محفوظات قبلی تكرار شود. اگر محفوظات ما بین 10 تا 20 جزء است، تقسیم بر 10 روز می ‌كنیم و روزی یک قسمت را تكرار می ‌كنیم. و اگر بین 20 تا 30 جزء است تقسیم بر 15 روز می ‌كنیم.

قابل توجه آن كه این مرحله تكرار محفوظات بسیار مهم و اساسی است؛ چرا كه حفظ كردن همیشه آسانتر از نگهداری مطالب حفظ شده است.

 امید است كه در سایه كلام الهی بتوانید هر چه سریع تر به مراحل عالی تری از تكامل صعود نمائید.

 

مشاور پاسخگو: موسسه ذکر

تنظیم: مرکز مشاوره

حافظان قرآن و شیوه های مرور آیات

 

یکی از مهم ترین دغدغه های حافظان قرآن، شیوه های مرور آیات است. در مرور محفوظات، دو چیز را باید مورد توجه قرار دهیم تا هم تسلط کافی بر آیات پیدا کنیم و هم از اشتباه خواندن مصون بمانیم. در این مقاله به این دو نکته مهم یعنی «روش صحیح مرور» و «مقدار مرور» می پردازیم.

شیوه صحیح مرور

مرور درست، اصولی و استاندارد آن است که از حفظ انجام شود. بنابراین حافظ قرآن باید مقدار معینی از محفوظاتش (مثلا یک جزء) را بخواند و از ابتدا تا انتهای آن به قرآن مراجعه نکرده و فقط با تکیه بر حافظه اش به یادآوری و تلاوت آیات بپردازد. در غیر این صورت، با مراجعه به قرآن و نگاه مکرر به صفحه آن، یا از رو خواندن، در مرتبه اول باعث می شود تا اعتماد به نفس حافظ از بین برود. با این کار، شخص همیشه این حس را دارد که بدون باز بودن قرآن در مقابلش نمی تواند آیات را به راحتی و بدون خطا بخواند. شخصی که حافظ کل قرآن است و از تسلط خوبی هم در حفظ برخوردار است را می شناسم که می گوید: «وقتی قرآن مقابل من باشد اگرچه بسته باشد، می توانم به راحتی هر مقدار از آیات را بدون اشکال تلاوت کنم، اما اگر قرآن روبه روی من نباشد مرتب تردید می کنم و همین تردید و شک باعث اشکال های متعدد من می شود.
این مطلب تا حد زیادی در بین بعضی حافظان قرآن کریم شایع است که یا باید قرآن جلوی آن ها باز باشد و به محض برخورد با اشکال یا محلی که در آن شک دارند، به قرآن مراجعه کنند یا قبل از خواندن هر صفحه باید یک بار از روی قرآن بخوانند تا آماده تلاوت از حفظ شوند. این روش به صورت طبیعی اعتماد به نفس را به شدت کاهش داده و حتی اگر شما اشکالی هم در حفظ نداشته باشید مرتب دچار شک شده و فکر می کنید نیازمند مراجعه به قرآن هستید.
از مضرات دیگر مرور با مراجعه به قرآن کریم این است که با گذشت زمان، سطح تسلط فرد بر حفظ قرآن کم تر می شود. زیرا مراجعه زیاد به قرآن یا یک بار خواندن از رو، قبل از تلاوت از حفظ باعث می شود تا حافظه شما در هنگام مرور توجه لازم را به محفوظات نداشته باشد و دقت در حفظ کاهش یابد. این را هم بدانید که مکانیزم حفظ بر اساس احساس نیاز و تکیه بر حافظه استوار است.

اگر حافظه دریابد که نیاز جدی به نگه داشتن محفوظات ندارد و همیشه کمکی در کنار مرور محفوظاتش دارد، به صورت طبیعی سطح نگه داری از محفوظات را کاهش می دهد. ذهن ما آن چیزهایی را کامل و بی نقص ذخیره و حفظ می کند که احساس کند همه آن، مورد احتیاج است و برای نگه داری آن کمکی دریافت نمی کند.
به عنوان مثال شما شماره تلفنی که یادداشت می کنید را حفظ نکرده یا در حفظ آن دقت نمی کنید، اما اگر قلم و کاغذ را در اختیار نداشته باشید حافظه تان را وادار می کنید تا به صورت کامل آن شماره را ثبت کند و شما هم اهتمام در نگه داری آن دارید. همین مثال را به کل محفوظات تان توسعه دهید. اگر شما احساس کنید هر موقع که نیاز داشته باشید می توانید به قرآن مراجعه کنید و یا قبل از مرور یک بار آن صفحه یا جزء را از رو بخوانید، باعث کم اهمیت شدن محفوظات نزد حافظه شده و نگه داری آن به مرور زمان دچار اشکال فراوان می شود. پس اگر می خواهید سطح اعتماد به نفس خود را ارتقاء دهید یا هر روز سطح تسلط تان بر محفوظات بیش تر شود حتماً مقدار معین مرور هر روز را فقط از حفظ و با تکیه بر محفوظات خود بخوانید.

انواع روش های مرور

۱٫ اقراء: بهترین و کارآمدترین روش مرور، همان تحویل محفوظات به شخص دیگر است. به این صورت که شخص اول تمام محفوظات خود را برای نفر دوم بخواند و نفر دوم اگر اشکالی در حفظ نفر اول وجود دارد به او تذکر دهد.
این روش از صدر اسلام در بین حافظان قرآن متداول بوده و مسلمانان ابتدا آن چه را پیامبر به آن ها آموخت به طور کامل برای پیامبر تلاوت می کردند. هم اکنون نیز در مثل کشور عربستان این شیوه رواج فراوانی دارد.
از فواید این روش بالا بردن سطح اعتماد به نفس، رفع اغلاط احتمالی یا جا افتادگی آیات یا کلمات و تسلط فوق العاده بر حفظ است. لذا این روش را به عنوان بهترین روش برای حافظان توصیه می کنیم.
۲٫ مباحثه: دو نفر به عنوان همراه حفظ یا هم مباحثه حفظ، محفوظات خود را برای هم دیگر می خوانند. در این روش چند نکته را باید رعایت کرد:
الف) مقدار معینی از قرآن را هر دو بخوانند، مثلاً هر دو جزء یک را تلاوت کنند.
ب) برای تنوع، هر نفر یک صفحه بخواند، مثلاً نفر اول صفحه یک و نفر دوم صفحه دو و دوباره نفر اول صفحه سه و نفر دوم صفحه چهار را بخواند.
ج) وقتی جزء تمام شد، بار دوم همان جزء خوانده شود اما این بار هر نفر صفحه ای را که نفر دیگر خوانده تلاوت کند.
د) موقع تلاوت هر دو نفر، قرآن بسته باشد.
ه) در هنگامی که برای یک یا هر دو نفر تردید حاصل می شود، شخصی که تلاوت نفر دیگر را گوش می دهد مورد تردید را یادداشت و پس از تکمیل تلاوت جزء، قرآن را باز کرده و رفع اشکال کنند.
این روش هر چند وقت بیش تری را به خود اختصاص می دهد، اما به خاطر این که محدوده مورد نظر دو بار خوانده می شود، حفظ از اتقان بیش تری برخوردار است.
تذکر: مرحله «ج» را می توانید اجرا نکنید یعنی یک جزء یا یک حزب، دو بار خوانده نشود هر چند با این کار از اتقان و استحکام لازم کاسته می شود. اما اگر وقت شما کم است به خاطر وقت از مزایای این شیوه صرف نظر کرده و با حذف بند «ج» از وقت بیش تری استفاده کنید و در مواقعی که وقت شما بیش تر است بند «ج» را هم اجرا کنید.
۳٫ ضبط صدا: در این روش، حافظ تمام یا قسمتی از محفوظات روزانه اش را از حفظ تلاوت کرده و برای اطمینان از نداشتن خطا یا جا افتادگی آیه یا کلمه، صدای خود را توسط ضبط صوت و یا ضبط های دیجیتال ضبط کرده و بعد از تمام شدن دوره اش به آن گوش می دهد. با این روش، فرد هم با نقاط ضعف تلاوت خود از لحاظ حسن حفظ آشنا می شود و هم اگر بخواهد ترتیل و تجویدش را تکمیل کند به نقاط قوت و ضعف آن ها هم آشنا شده و می تواند در صدد رفع آن برآید.
۴٫ خواندن از روی قرآن با فاصله: در این روش قرآن با فاصله چند متری از حافظ، به صورتی قرار می گیرد که آیات خوانده نشوند بلکه فقط سیاهه ای از سطرها دیده شوند. حافظ با نگاه بر سطرها سعی می کند آیات را به یاد آورده و تلاوت کند.
از مزایای این روش این است که آیه ای جا نمی افتد و حافظه بصری هم تقویت می شود و البته ایراد از رو خواندن قرآن را هم ندارد. زیرا کلمات و جملات دیده نمی شوند و ذهن سعی می کند آیات و شکل نوشتاری آن ها را هم به خاطر بیاورید.
۵٫ تلفیق: در این روش، حافظ هر چند وقت یک بار هر چند جزء را با روش های مختلف تکرار می کند. مثلاً یک حافظ کل که باید هر روز ۳ جزء بخواند یک جزء را مباحثه، یک جزء را برای شخص دیگر اقراء و جزء سوم را به روش دیگر بخواند.
۶٫ از حفظ خواندن بدون هیچ ناظر یا وسیله کمکی: در این روش، فرد قرآن را بسته و جزء یا حزب مورد نظر خود را به صورت کامل می خواند و هر جا به اشکال یا ایرادی بر خورد کرد آن را یادداشت می کند و پس از تلاوت کامل، قرآن را باز کرده و با استفاده از موارد یادداشت شده به رفع اشکال می پردازد.
در این روش اگر شخص ابتدای آیه یا کلمه ای را فراموش کرد، به صورتی که ادامه تلاوت برایش مقدور نبود، اجازه دارد پس از کمی تأمل قرآن را باز کرده و مورد اشکال را رفع کند. قابل ذکر است مراجعه در این حد هر چند توصیه نمی شود، اما اگر حافظ نتواند از روش هایی که وسایل نظارتی دارند مثل اقراء یا مباحثه استفاده کند می تواند این روش را برگزیند. اما توصیه می کنیم قرآن بسته و در محل دیگری باشد و فقط در مواقع اضطراری به آن مراجعه کند و در مواردی که شخص دسترسی به سایر روش ها دارد به سراغ این روش نرود.

مقدار مرور

قاعده در مقدار مرور، تا حفظ ۱۰ جزء به میزان یک هفتم محفوظات است. یعنی شخصی که حافظ هفت جزء است روزی یک جزء باید بخواند و اگر مقدار حفظش کم تر است، مثلاً حافظ سه جزء است باید روزی نیم جزء (یک حزب) بخواند. کسانی هم که بین ۱۰ تا ۳۰ جزء را حفظ هستند باید هر روز یک دهم محفوظات خود را مرور کنند. مثلاً حافظه ۲۰ جزء باید روزی ۲ جزء بخواند.
این یک قاعده کلی است و اگر شما می خواهید همیشه بر محفوظاتان تسلط داشته باشید علاوه بر رعایت روش صحیح مرور، باید میزان صحیح مرور روزانه را هم رعایت کنید و توجه نمایید این میزان، حداقل نیاز شما به مرور است. با توجه به این مطلب روشن می شود که اکثر افرادی که در محفوظات خود دچار اختلال هستند از یکی از این دو مسئله رنج می برند: یا روش صحیح مرور ندارند یا روزانه حداقل مرور را انجام نمی دهند. پس اگر شما در آستانه حفظ قرآن هستید از هم اکنون این دو مسئله را هنگام مرور محفوظات خود به صورت جدی در نظر بگیرید و اگر حفظ شما در حال توسعه است و از روش صحیحی استفاده نمی کنید، حتماً نسبت به اصلاح روش و اصلاح میزان محفوظات اقدام نمایید تا آن گونه که شایسته است قرآن را از حفظ تلاوت کنید. تلاوت قرآن از حفظ و در نماز ثواب فراوانی دارد. چنان که بزرگان ما سوره های مختلف و گاه طولانی را در نماز می خواندند. چنان که از معصوم علیه السلام روایت شده که تلاوت قرآن در نماز در حال ایستاده، صد حسنه و در غیر نماز در حال وضو ۲۵ حسنه برای هر حرفی که می خواند نوشته می شود. ( بحارالانوار، ۸۹، ۲۰۱)
به این نکته هم توجه داشته باشید که مرور صحیح از حفظ، در ابتدا مشکل و نیاز به وقت زیادی دارد، اما با گذشت زمان سطح تسلط شما بالا رفته و وقت کمتری را برای مرور نیاز خواهید داشت.
حال اگر شما می خواهید از چنین تسلطی در تلاوت از حفظ برخوردار باشید و از ثواب دنیا و آخرت آن بهره مند گردید، باید اصول و روش های صحیح را در زمینه مرور به کار ببرید و بدانید پس از مدتی، لذت صحیح خواندن و روان خواندن محفوظات، شما را به تلاوت بیش تر و بهره مندی بالاتر از آیات هدایت می کند و ذهن شما در هر زمانی فرصتی را هم برای تأمل و تدبر در آیات فراهم می سازد. رهبر معظم انقلاب مدظله العالی فرمود:
حضور قرآن در ذهن انسان خیلی نعمت بزرگی است. فرق است بین کسی که می خواهد برای یک مطلبی جست و جو کند. بارها آیات قرآن را، فهرست های قرآن را جست و جو کند تا ببیند در این باره آیه ای هست یا نه. فرق است بین این آدم با آن کسی که قرآن در ذهن اوست، قرآن در دل اوست، آیات قرآن جلوی چشم اوست. نگاه می کند آن چه را در هر بخشی از معارف اسلامی به آن نیاز دارد، آن را از قرآن استنباط می کند، استخراج می کند، روی آن فکر می کند و استفاده می کند.
منبع:نشریه نسیم وحی، شماره ۲۲

روش تدریس صداهای كوتاه برای خرد سالان

روش تدریس صداهای كوتاه برای خرد سالان

هدف:‌
هدف از تدريس صداهاي كوتاه همان هدفي است كه از تدريس حركات براي بزرگسالان داشتيم و انتظاراتي كه در پايان تدريس از دانش آموزان داريم همان انتظارات سابق مي باشد، منتهي براي افراد خرد سال لازم نيست حركات را تعريف و يا علت نام گذاري آن‌ها را بيان كنيم، جرا كه هدف آشنايي با شكل، اسم و صداي حركات مي باشد. همان گونه كه در كلاس اوّل ابتدايي نيز با همين شيوه رفتار مي‌شود. در اينجا ديگر كاري به لحن عربي حركت كسره و ضمّه نيز نداريم زيراكه براي خردسالاني كه تازه با صداي «اِ» و «اُ» فارسي آشنا شده اند، ياد دادن لحن عربي آن مشكل خواهد بود. ابتدا با لحن فارسي ياد مي‌دهيم سپس وقتي توانستند قرآن را درست و بدون غلط بخوانند آن‌ها را با لحن عربي حركات و حروف مدي و مخارج حروف آشنا مي‌كنيم .


براي رسيدن به هدف فوق مي‌توانيم از معلومات آن‌ها كمك بگيريم و اين صداها را با روشي بسيار ساده و جذّاب تدريس كنيم، اكنون مراحل تدريس هر يك از صداها را به طور جداگانه و به ترتيب (ـَـِـ ُ) بيان خواهيم كرد.

مراحل تدريس صداي «اَ»
1ـ نقش علامت‌هاي قرآني در سهولت يادگيري قرآن و يكسان بودن اكثر آن‌ها علامت‌هاي موجود در زبان فارسي را بيان مي‌كنيم.
2ـ از صداي «اَ» اوّل و دوّم زبان فارسي كمك مي‌گيريم.
3 ـ ياد آوري مي‌كنيم كه چنين صدايي در قرآن وجود دارد واسم آن را معرّفي مي‌كنيم.
3 ـ روي حروف تمرين مي‌كنيم.
4 ـ روي كلمات تمرين مي‌كنيم .

روش تدريس صداي «اَ»
قبل از تدريس صداها، مقدّمه‌اي براي بيان نقش آن‌ها در سهولت يادگيري قرآن لازم است، و همان گونه كه در روش تدريس بزرگسالان توضيح داديم، از كلماتي كمك مي‌‌گيريم كه تغيير صداي آن، معناي كلمه را تغيير مي‌دهد و با توجّه به مبتدي بودن دانش آموزان، بايد از كلمات ساده استفاده كنيم.
به آن‌ها مي‌گوييم: اگر يادتان باشد در كلاس اوّل ابتدايي وقتي مي‌خواستيم با خواندن كلمات فارسي آشنا شويم، براي اين كه بتوانيم كلمات فارسي را درست تلفّظ كنيم، علامت‌هايي بالا و يا زير بعضي از حروف قرار مي داديم و مي‌گفتيم كه اين حرف با صداي «اَ» يا «اِ» يا «اُ» خوانده مي‌شود، مانند: گُل، گِل، مَرد، مُرد...ولي بعدها كه با روش خواندن كلمات و معني آن‌ها آشنا شديم ديگر نيازي به آن علامت‌ها نبود و به راحتي مي‌توانستيم هر كلمه‌اي را با توجّه به معني آن درست بخوانيم.
در زبان عربي هم به همين شكل است، كساني كه بالغت و دستور زبان عربي آشنا باشند به راحتي مي‌توانند كلمات عربي را با توجّه به معني آن، درست تلفّظ كنند. امّا ما كه با لغت و دستور زبان عربي آشنا نيستيم، نمي‌توانيم كلمات عربي را درست تلفّظ كنيم. قرآن كتاب آسماني ما چون به زبان عربي است و بر همة مسلمانان لازم است كه آن را ياد بگيرند و بدان عمل كنند. براي سهولت در يادگيري آن، شاگردان حضرت علي عليه السّلام قرآن را علامت گذاري كردند تا همة مسلمانان به راحتي بتوانند آن را درست بخوانند. علامت‌هاي موجود در قرآن بسيار ساده است و با بيشتر آن‌ها در كلاس اوّل ابتدايي آشنا شده‌ايم. يكي از آن علامت‌ها صداها است كه براي يادگيري بهتر، آن‌ها را توضيح و روي كلمه‌هاي قرآن تمرين مي‌كنيم.
يك از صداها «اَ ـَ» بود كه به اوّلي «اَ» اوّل و به دوّمي «اَ» دوّم مي‌گفتند، مانند: اَسب، سَبَد.
در كلمات عربي نيز علامتي به اين شكل «ـَ»وجود دارد كه به آن «فتحه»
مي گويند، براي آشنايي بيشتر روي حروف و كلمات قرآن تمرين مي‌كنيم.
نكته:براي اين كه كلاس كسل كننده نباشد، از روش مرحوم نيّرزاده رحمة اللّه عليه ـ كه از كانال دوّم سيماي جمهوري اسلامي براي آموزش فارسي به خردسالان پخش مي‌شد استفاده مي‌كنيم. بدين گونه كه علامت فتحه را روي تك تك حروف قرار مي‌دهيم و در ضمن قرار دادن از دانش آموزان و آن‌ها مي‌پرسيم سه بار پاسخ مي‌دهند.
براي نمونه:
معلّم: با «اَ» «ـَ» الف چه مي‌شه؟
دانش آموزان اَ، اَ، اَ مي‌شه.
معلّم: با «بَ» « ـ َ » باء چه مي‌شه؟
دانش آموزان: بَ، بَ، بَ مي شه؟
معلّم: با «تَ» «ـَ» تاء چه مي‌شه؟
دانش آموزان: تَ، تَ، تَ مي‌شه.
درحالي كه هر حرفي رابا صداي فتحه مي‌پرسيم، آن حرف را نوشته و علامت فتحه را روي آن قرار مي‌دهيم و ادامه مي‌دهيم تا به حرف ياء برسيم، روي حروف، بيشتر تمرين مي‌كنيم تا مطئمن شويم همه دانش آموزان حروف را با اين صدا، ياد گرفته‌اند. سپس روي كلمات تمرين مي‌كنيم.
براي تمرين روي كلمات نخست تابلو را از تمرين‌هاي قبلي پاك مي‌كنيم و سپس تابلو را به دو قسمت تقسيم بندي مي‌كنيم. عنوان يك قسمت، جدا جدا (تفكيك ) و عنوان قسمت ديگر را، با هم (تركيب) مي‌ناميم و از همان روش سابق استفاده مي‌كنيم. هر حرفي را با صداي خودش مي‌پرسيم و آن‌ها سه بار پاسخ مي‌دهند، امّا در هنگام تركيب، هر حرفي را با صداي خودش يك بار پشت سر هم و به صورت بخش بخش مي‌خوانند.
براي نمونه تفكيك و تركيب «نَصَرَ»[1] را اين طور پياده مي‌كنيم.
معلّم: با «نَ» «ـَ»نون چه مي‌شه؟
دانش آموزان: نَ، نَ، نَ مي‌شه.
معلّم: با «صَ» «ـَ» صاد چه مي‌شه؟
دانش آموزان: صَ، صَ، صَ مي‌شه.
معلّم: با «رَ» «ـ َ» راء چه‌شه؟
دانش آموزان: رَ، رَ، رَ مي‌شه.
معلّم: حالا باهم «نَصَرَ» چه‌ مي‌شه؟
دانش آموزان: نَ، صَ، رَ مي‌شه.
جدا جدا با هم
نَ صَ رَ نَصَرَ
بقيه تمرين‌ها را به همين روش ادامه مي‌دهيم تا تابلو پر شود، و پس از اين كه مطمئن شديم دانش آموزان ياد گرفته‌اند، تابلو را پاك مي‌كنيم و اين بار تمرين‌هاي ديگري به صورت تركيب انجام مي دهيم و در پايان، تكليف منزل تعيين مي‌كنيم، روش تمرين بستگي به تشخيص شما دارد، نمونه‌اي از آن در جزوة آموزش ساده و روانخواني قرآن «سطح يك» آورده است.
نكته:اگر دانش آموزان، آشنايي قبلي بيشتري با صداي فتحه داشتند، صداي كسره را نيز در همين جلسه به آن‌ها آموزش مي‌دهيم، امّا اگر هر صدايي را در يك جلسه درس بدهيم و وقت اضافي را با تمرين بيشتري روي كلمات در كلاس، به پايان برسانيم بهتر است.

مراحل تدريس صداي كسره
1ـ از صداي «اِ» اوّل و دوّم زبان فارسي كمك مي‌گيريم.
2 ـ ياد آوري مي‌كنيم كه چنين صدايي در قرآن وجود دارد و اسم آن را معرفي مي‌كنيم.
3 ـ روي حروف تمرين مي‌كنيم.
4 ـ روي كلمات تمرين مي‌كنيم.

روش تدريس صداي كسره
قبل از شروع درس جديد، درس جلسه قبل را مي‌پرسيم و با نوشتن چند كلمه كه داراي صداي فتحه باشد از چند نفر مي‌خواهيم تا آن‌ها را بخوانند، پس از آن كه مطمئن شديم دانش آموزان درس گذشته را ياد گرفته‌اند، درس جديد را با همان روش صداي فتحه شروع مي‌كنيم، به اين ترتيب:
يكي ديگر از صداهايي كه در كلاس اوّل ابتدايي با آن آشنا شديم، صداي «اِ ــ ِ» بود كه به اوّلي « اِ » اوّل و به دوّمي «ا»ِ دوم
مي‌گويند، مانند: اِستِكان، دِرَخت.
در كلمات عربي هم علامتي به اين شكل « ــِ » است كه به آن كسره مي‌گويند.
براي آشنايي بهتر با آن، روي حروف تمرين مي‌كنيم.
تمرين روي حروف را مانند روش صداي فتحه انجام مي‌دهيم و سپس روي كلمات تمرين مي‌كنيم وپس از آن كه مطمئن شديم همة دانش آموزان ياد گرفته‌اند تكليفي براي منزل تعيين مي‌كنيم تا براي جلسه بعد آن را انجام دهند.
نكته: اگر دانش آموزان آشنايي بيشتري با صداي كسره داشتند، صداي ضمّه را نيز در همين جلسه به آن‌ها آموزش مي‌دهيم.

مراحل تدريس صداي ضمّه
1ـ از صداي « اُ » اوّل و دوّم زبان فارسي كمك مي‌گيريم.
2 ـ ياد آوري مي‌كنيم كه چنين صدايي در قرآن وجود دارد و اسم آن را معرّفي مي‌كنيم.
3 ـ روي حروف تمرين مي‌كنيم.
4 ـ روي كلمات تمرين مي‌كنيم.

روش تدريس صداي ضمّه
پيش از شروع درس جديد، درس جلسة قبل را مي‌پرسيم و با نوشتن چند كمله كه داراي كسره و فتحه باشد، از چند نفر مي‌خواهيم تا بخوانند. پس از آن كه مطمئن شديم دانش آموزان درس گذشته را ياد گرفته‌اند، درس جديد را با همان روش گذشته شروع مي‌كنيم، به اين ترتيب:
يكي ديگر از صداهايي كه در كلاس اوّل ابتدايي با آن اشنا شديم، صداي « اُ ــُ » بود كه به اوّلي« اُ » اوّل و به دوّمي « اُ » دوّم مي‌گويند.
مانند: اُردَك، بُلبُل.
در كلمات عربي هم علامتي به اين شكل «‌ــُ‌ » است كه به آن ضمّه مي‌گويند:
براي آشنايي بهتر با‌ آن، روي حروف تمرين مي‌كنيم.
روي حروف مانند روش گذشته تمرين مي‌كنيم و سپس روي كلمات تمرين مي‌كنيم و پس از آن كه مطمئن شديم دانش آموزان درس را ياد گرفته‌اند تكليفي براي منزل تعيين مي‌كنيم تا براي جلسه بعد آن را انجام دهند.


[1] . براي تمرين با اين روش. حتما كلمات انتخابي بايد سه بخشي باشد در غير اين صورت. آهنگ تمرين به هم مي‌خورد.

روش تدريس و روخواني - علي حبيبي

روش هاي حفظ قرآن

روش هاي حفظ قرآن

اين مقاله به بررسي اصول حفظ قرآن در سه عنوان كلي مي پردازد: مقدمات حفظ ،‌ روش حفظ و روش مرور آيات:

مقدمات حفظ

براي شروع حفظ قرآن نكاتي وجود دارد كه مقدمات معنوي و اوّليه به شمار مي‌روند و توجه به آنها از اهميت زيادي برخوردار است.
اين نكات به شرح زير است:
1. نيت ارزش هر عمل صالحي را چگونگي نيت در آن عمل تعيين مي‌كند: «إنما الأعمال بالنيات1». ارزش و اهميت داشتن نيتي خالص و پاك، كاملاً روشن است. البته نبايد كار به وسواس بكشد و توجه به شبهات انسان را از حفظ آيات نوراني كلام وحي باز ندارد و همين كه توجه داشته باشد، قرآن را جز براي تقرب به درگاه الهي حفظ نمي‌كند، كافي است.
 2. انگيزه در حفظ قرآن انگيزه‌هاي مادي، ناتوان‌اند كه انسان را به سرمنزل مقصود برسانند، اما انگيزه‌هاي معنوي مي‌توانند به شخص نيرو و انرژي و روحيه‌اي خستگي‌ناپذير دهند؛ انگيزه‌هايي چون: توجه به فضيلت حفظ و حافظ قران كه در روايات بارها بيان شده است، لذت از انس و الفت هميشگي با كلام خدا و درك مقامات عالي اخروي.

3. عزم و اراده بسيج همه نيروها و توانايي‌ها در تحقق بخشيدن به امري را عزم گويند. داشتن عزمي راسخ و اراده‌اي محكم در رسيدن به مقصود در وادي حفظ قرآن ضروري است.

 4. توكل و دعا موفقيت در هر امري منوط به لطف و تفضل الهي است. پس بعد از آنكه فرد عزم خود را جزم كرد، بايد بر خداوند متعال توكل كند: فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَي اللَّهِ آل‌عمران/159. دعا نيز در كسب عنايات خداوندي بسيار مؤثر است. شايسته است هر روز قبل از شروع به امر مقدس حفظ قرآن، دعاهاي مربوط به حفظ (كه در جلد چهارم اصول كافي باب «الدعا في حفظ القرآن» ذكر شده است)، خوانده شود.

 5. تمركز حواس در موقع حفظ قرآن، بايد تمام همّ و غمّ حفظ آيات باشد، نه چيز ديگر، و به هيچ چيزي جز آياتي كه دارد حفظ مي‌كند، نينديشد. اين امر ممكن است در ابتدا قدري سخت باشد، اما با تمرين و ممارست و دقت و توجه، به دست خواهد آمد. برخي عوامل ممكن است باعث پراكندگي حواس شود؛ مثل سرما، گرما، گرسنگي، تشنگي، خشم، خوشحالي مفرط، قرار و وعده‌اي كه نزديك است خلف وعده شود، منتظر بودن و ... . در اين حالات شخص به خوبي نمي‌تواند بر روي يك موضوع (حفظ قرآن) تمركز داشته باشد، خصوصاً بعد از فعاليت‌هاي سنگين ذهني كه ناشي از اشتغالات تحصيلي يا علمي است، نبايد سريعاً به حفظ قرآن پرداخت، بلكه بايد كمي استراحت كرد تا سلول‌هاي مغز براي بازيابي قدرت خود فرصت يابند. در محيط هم عواملي مثل سر و صدا، آلودگي هوا و ... مانع تمركز مي‌شود و سالم بودن هوا و داشتن اكسيژن كافي، فعاليت بهتر ذهن و مغز را در پي دارد. خواب كافي هم نقش مؤثري در ايجاد تمركز حواس دارد. هرچند نبايد حفظ را منحصر به زماني خاص كرد ـ يعني انسان بايد از تمام اوقات خود به صورت بهينه براي حفظ استفاده كند ـ با وجود اين صبحگاهان به دليل وجود اكسيژن بيشتر در هوا، استراحت مغز، آرام بودن محيط و نشاط صبحگاهي از بهترين زمان‌هاي حفظ است. اينكه گفتيم نبايد فقط از يك زمان براي حفظ استفاده كرد، به معناي بي‌نظمي در زمان حفظ نيست؛ بلكه به عنوان مثال اگر شخصي بخواهد روزي 2 ساعت براي حفظ اختصاص دهد، بايد آن را به 3 بخش 40 دقيقه‌اي با فاصله‌هاي مناسب در طول شبانه‌روز تقسيم كند؛ مثلاً 40 دقيقه اول صبح، 40 دقيقه نزديك ظهر و 40 دقيقه عصر يا شب. حافظ كوشاي قرآن بايد سعي كند در هيچ شرايطي برنامه روزانه‌اش تعطيل نشود، اما اگر يك روز به هر علتي نتوانست در محيط يا ساعت مناسب به حفظ بپردازد، نبايد كار حفظ را تعطيل كند و از آنچه در اختيار اوست ، كمال استفاده را بنمايد.

6. وضو داشتن وضو در تمامي اوقات مستحب است، خصوصاً در هنگام قرائت و حفظ قرآن از اهميت ويژه‌اي برخوردار است. وضو يكي از عوامل تمركز حواس است و باطن انسان را نوراني و دل و جان را آماده پذيرش نور قرآن مي‌كند. رو به قبله نشستن در هنگام حفظ هم فضيلت دارد. همچنين نشستن در جهت معين، تمركز ايجاد مي‌كند.

 7. برنامه‌ريزي فرد بايد با توجه به ميزان توانايي و آمادگي و همچنين با در نظر داشتن مقدار وقتي كه براي اين كار در اختيار دارد، حد معيني از آيات را مشخص سازد و همه روزه آنها را طبق برنامه زماني مشخص حفظ مي‌كند. البته بايد توجه داشت كه فرصت را انسان به وجود مي‌آورد و نبايد منتظر به وجود آمدن آن شد.

 8. رسم‌الخط قرآن قرآني با رسم‌الخط خوانا و چاپ مرغوب را تهيه كرده، دقت كنيد كه زمينه صفحات آن سفيد نباشد؛ زيرا رنگ سفيد بازتاب نور زيادتري را نسبت به ساير رنگ‌ها دارد و به مرور باعث خستگي زودرس چشم مي‌شود. مي‌توانيد قرآني را كه تهيه مي‌كنيد در 2 اندازه باشد: يكي قرآني كوچك كه بتوانيد آن را در بيرون از منزل با خود ببريد، و ديگري قرآني با قطع وزيري كه در منزل از آن استفاده كنيد. البته حتماً بايد نوع رسم‌الخط آنها يكي باشد تا باعث اختلاط آيات و صفحات در ذهن نشود.


9. دوست همراه براي حفظ همراه بودن حداقل 2 نفر با يكديگر در حفظ قرآن باعث ايجاد ثبات و نظم در برنامه مي‌شود و تضمين‌كننده استمرار و تداوم حفظ قرآن است. اين 2 نفر مي‌توانند در طول هفته با برنامه دقيق، آياتي را كه براي حفظ و مرور مشخص شده، براي يكديگر بخوانند.

 10. جلسات حفظ قرآن استفاده از اشارات و راهنمايي استاد براي تسريع و تسهيل حفظ قرآن بسيار مناسب و پرفايده است.

 11. آشنايي با روخواني قرآن ابتدايي‌ترين شرط حفظ قرآن آشنايي با روخواني و روانخواني است. حفظ ناصحيح آيات، كند حفظ شدن و ... از آسيب‌هاي عدم تسلط بر روانخواني قرآن است.

 12. شروع حفظ خوب است سوره‌هاي كوچك جزء 30 محور شروع حفظ قرآن قرار داده شود. مي‌توان اين سوره‌ها را به‌راحتي در نمازهاي واجب و مستحب خواند و لذت حفظ آيات را چشيد. همين طور حفظ بر اساس معاني را كه باعث تسريع در حفظ مي‌شود، مي‌توان محور قرار داد و بدين منظور، از قصص قرآن حفظ را شروع كنيد. البته پراكنده حفظ كردن مطلوب نيست و آنچه گفتيم، براي شروع حفظ بود و نهايتاً پس از كسب آمادگي، بايد از ابتداي قرآن حفظ را ادامه داد.

روش حفظ

پس از بيان مقدمات، به بيان روش حفظ مي‌پردازيم. فرض مي‌كنيم شخصي طبق برنامه‌اي منظم و دقيق، بايد هر روز نيم صفحه حفظ كند. وي ابتدا بايد مقدار معين شده (نيم صفحه) را چندين بار با دقت تمام و همراه با تأني تلاوت كند.
آنان كه با فن قرائت قرآن به روش تحقيق با تجويد و لحن زيبا آشنايي دارند، مي‌توانند كل آيات نيم صفحه را چند بار با دقت و تعمق بر روي تك تك كلمات تلاوت كنند؛ زيرا اين كار علاوه بر آنكه مانع حفظ كردن كلمات و حركات به صورت غلط مي‌شود، باعث آشنايي اجمالي با آيات مورد نظر نيز خواهد شد. از آنجا كه حفظ كردن چيزي نيست، جز دقت و تأمل قابل توجه بر روي تك‌تك كلمات و حروف و استقرار آنها در ذهن، پس براي حفظ هر آيه بايد آن را چندين بار و هر بار با توجه تمام به هر حرف و كلمه موجود در آن تلاوت كرد. تعداد تكرار هر آيه نيز بستگي به قدرت حافظه فرد و نيز سخت يا آسان بودن آيه دارد. بعضي با سه بار خواندن يك آيه متوسط، آن را حفظ مي‌كنند و بعضي نياز به تكرار و تمرين بيشتر دارند.
پس با چند بار خواندن آيه ـ به قصد حفظ كردن و همراه با توجه و تأمل كافي نه فقط خواندن معمولي ـ مقدار زيادي از كلمات آن در ذهن جاي مي‌گيرد، اما هنوز آيه مزبور كاملاً در ذهن جاي نگرفته است.
حال بايد آيه را بدون استفاده از قرآن و با كمك گرفتن از حافظه بخوانيد. احتمالاً در هنگام تلاوت از حفظ، به اشكالاتي برخواهيد خورد كه مي‌توانيد براي رفع آنها به قرآن مراجعه و رفع اشكال كنيد.

بعد از اين مرحله و پس از آنكه آيه به خوبي در حافظه شما جايگزين شد، حداقل 5 بار آيه را از حفظ تلاوت كنيد تا مطمئن شويد كه آن را خوب به خاطر سپرده‌ايد. ملاك و ميزان كسب اعتماد از اينكه آيه را خوب حفظ كرده‌ايد، تلاوت روان و راحت آيه حفظ شده است.
بايد توجه كنيد كه تا آيه‌اي را خوب و كامل و متقن حفظ نكرده‌ايد، هيچ‌گاه سراغ حفظ آيه بعد نرويد. عدم رعايت اين نكته حتماً مشكلاتي را ايجاد خواهد كرد. بعد از اطمينان از حفظ كامل آيه اول، سراغ آيه دوم برويد و آن را هم مثل آيه اول حفظ كنيد. بعد از حفظ مستحكم آيه دوم، يك بار آيه اول را از حفظ بخوانيد تا ببينيد آيا همچنان مي‌توانيد آن را راحت و خوب تلاوت كنيد. اگر به اشكال برخورديد، آن را رفع كرده، سپس آيه اول و دوم را با هم از
حفظ تلاوت كنيد. بعد از حفظ آيه سوم، آيه اول، دوم و سوم را با هم از حفظ بخوانيد. با همين روش تمام آيات نيم صفحه را حفظ كنيد. توجه كنيد كه بعد از حفظ هر آيه، برگشتن و خواندن تمام آيات قبلي كه امروز حفظ كرده‌ايد، كمك بسيار بزرگي به برقراري ارتباط و تسلسل بين آيات دارد و باعث مي‌شود شما به راحتي پس از تلاوت هر آيه، آيه بعدي را در ذهن مجسم كنيد.

بعد از اتمام برنامه حفظ، تمام آياتي را كه حفظ كرده‌ايد، يك بار از اول تا آخر بخوانيد. البته اگر به اشكالي برخورديد، آن را رفع كنيد و مطمئن شويد كه كاملاً بر محفوظاتتان مسلط هستيد. حال يك بار آيات را از آخر به اول (برعكس) بخوانيد. اگر توانستيد آيات را به اين ترتيب بخوانيد، نشانه دقت شما در حفظ و نمايانگر استواري محفوظات شماست. يك توضيح هم لازم است و آن اينكه براي حفظ آيات طولاني يا متوسط بايد هرچند كلمه از آيه، مثلاً هر 3 يا 4 كلمه را جدا از قسمت‌هاي ديگر حفظ كرده، سپس هر قسمت را به قسمت‌هاي قبل از آن وصل كنيد تا آيه تمام شود. البته مي‌توانيد پس از حفظ هر قسمت، اول آن را با قسمت قبل از خودش بخوانيد، سپس از ابتداي آيه تا جايي كه حفظ كرده‌ايد، همه را از حفظ بخوانيد. نكته‌اي كه در حفظ كل سوره بهتر است مراعات شود، تقسيم آن سوره به چند دسته آيات و حفظ جداگانه هر دسته و اتصال همه آنها با هم است. البته لازم نيست آيات مربوط به يك دسته را در يك جلسه يا يك روز حفظ كنيد؛ مهم اين است كه در ذهن خودتان از يك سوره چند مجموعه تشكيل دهيد. با اين كار حجم سوره در نظر شما كمتر جلوه مي‌كند و تسلط و احاطه بيشتر بر آن سوره خواهيد داشت؛ مثلاً سوره نبأ را مي‌توان از لحاظ مفهوم به 3 دسته آيات تقسيم كرد: الف) آيات 1 تا 16 در وصف پديده‌هاي طبيعي؛ ب) آيات 17 تا 30 در وصف روز قيامت و وضعيت اهل عذاب؛ ج) آيات 31 تا آخر. هر حافظ هر چه كه بر محفوظاتش افزوده شود، خودش به روش‌هاي نو و تازه‌اي برمي‌خورد كه بر اساس تجربه‌هاي شخصي به دست مي‌آيد و مي‌تواند از آنها بهره‌مند شود؛ لذا روشي كه بيان شد، مي‌تواند براي شروع كار باشد. روش مرور آيات مهم‌تر از حفظ آيات، نگه‌داري آيات حفظ شده در گنجينه ذهن است تا در طول زمان دچار فراموشي نشود. اين امر نياز به تكرار آيات حفظ شده بر اساس برنامه‌اي خاص دارد. در هنگامي كه محفوظات حجم كمي دارند، همه آنها را مي‌توان در هر روز مرور كرد، اما همين كه محفوظات زياد شد، نياز به برنامه خاصي است تا در يك دوره زماني (مثلاً يك هفته) تمام محفوظات دوره شود و كيفيت محفوظات، هميشه در سطح خوبي باشد. اما اينكه هر روز چه مقدار را مرور كنيم، بستگي به استعداد و توانايي افراد دارد. ممكن است كسي با اندك تمرين و ممارستي هميشه آمادگي پاسخگويي محفوظاتش را داشته باشد و كسي نيازمند تمرين بيشتري باشد.
به ياد داشته باشيد هر روز قبل از شروع حفظ جديد، آنچه را روز گذشته حفظ كرده‌ايد، حتماً مرور كنيد.

بهترين روش مرور آيات

خواندن محفوظات با تكيه بر حافظه و بدون استفاده از قرآن، بهترين روش مرور است. اگر هم به اشكالي برخورديد، كمي تأمل كنيد و در صورت به ياد نياوردن، به قرآن مراجعه كرده، سپس مورد اشكال را چند بار تكرار كنيد تا خوب در حافظه جاي بگيرد. هنگام مرور هم فقط آيات را از ذهن نگذرانيد، بلكه حتماً با صداي متوسط آيات را بخوانيد. در اين قسمت مي‌توانيد از همراه حفظ كه در مقدمات حفظ درباره‌اش سخن گفتيم، بهره‌مند شويد. محفوظاتتان را براي او بخوانيد تا اگر اشكالي دارد، او رفع كند و او هم محفوظاتش را براي شما بخواند. اگر احساس مي‌كنيم حافظه شما آمادگي تلاوت را ندارد، گاهي مي‌توانيد آيات را از روي قرآن مرور كنيد، يا نوار ترتيل را گوش دهيد و با شخص ترتيل‌خوان (مرتل) همخواني كنيد، يا آيات را از ذهن بگذرانيد.
 البته اين روش، موقت است و روش اصلي همان است كه انسان با تكيه بر حافظه و بدون كمك گرفتن از نوشته قرآن يا صداي ترتيل مرتل، قرآن را مرور كند. بدين جهت، كساني كه هميشه از اين روش موقت استفاده مي‌كنند، كار صحيحي انجام نمي‌دهند؛ زيرا اولاً، با اين كار حافظه‌شان تنبل و ضعيف مي‌شود. ثانياً، خيلي دير به نتيجه مطلوب مي‌رسند و وقت بيشتري را براي دستيابي به تسلط مطلوب بايد بگذارند. ثالثاً، محفوظاتشان از استحكام چنداني برخوردار نيست.
 در روش مرور مستقيم، حافظه مجبور به فعاليت بيشتر است و لذا قوي‌تر و مسلط‌تر بر محفوظات مي‌شود، اما در روش استماع نوار حافظه آنچه را مي‌شنود، مرور مي‌كند و بر اثر استماع زياد، حفظ سطحي حاصل مي‌شود كه بسيار شكننده و ضعيف است. براي حفظ شماره آيه مي‌توان همراه حفظ هر آيه، شماره آن را نيز به خاطر سپرد، به اين گونه كه وقتي آيه را به منظور حفظ كردن مي‌خوانيد و تكرار مي‌كنيد، شماره آيه را نيز در ذهن مرور و تكرار كنيد. حفظ شماره آيه هر چند زحمت بيشتري دارد، اما داراي فوايد زيادي است. يكي از فوايدش آن است كه گاهي اگر آيه را فراموش كنيد، با يادآوري شماره آيه، خود آيه هم در ذهن حاضر مي‌شود. اما حفظ شماره صفحات لزومي ندارد. در حفظ آيات مشابه نيز با زياد شدن محفوظات تشابه بين آنها باعث به خطا افتادن حافظ مي‌شود. از اين رو، براي حفظ اين آيات مي‌توانيد رموزي هرچند بي‌معنا قرار دهيد؛ مثلاً در پايان 3 آيه متوالي آيات 176 تا 178 سوره آل‌عمران، سه جمله شبيه به هم وجود دارد كه فقط در يك كلمه اختلاف دارند: وَلَهُمْ عَذَابٌ عظِيمٌ (176) وَلَهُمْ عَذَابٌ ألِيمٌ (177) وَلَهُمْ عَذَابٌ مهِينٌ (178). هنگام حفظ اين سه آيه اگر كلمه عام را كه از سه حرف اول سه كلمه آخر اين آيات به دست مي‌آيد، به ذهن بسپاريم، هيچ‌گاه ترتيب آنها را فراموش نمي‌كنيم. با رمزگذاري يا دريافتن وجوه فرق آيات و كلمات مشابه، به راحتي مي‌توان آنها را در حافظه تشخيص داد و هيچ‌گاه دچار سردرگمي نشد2.

پي‌نوشت
 1. التهذيب، ج1، ص13.
 2. برگرفته از كتاب چگونه قرآن را حفظ كنيم؟، شهريار پرهيزكار.

منبع: نسيم وحي شماره ششم

فضیلت قرآن

در عالم هستي هيچ كتابي در فضيلت و برتري به پاية قرآن نمي‌رسد؛ زيرا نه تنها قرآن خلاصه و عصارة تعليمات همة انبياء الهي است، بلكه از همة موجودات آفرينش برتر و والاتر است. پيامبر اسلام ـ صلّي الله عليه و آله ـ در اين باره فرمود:
القُرْآنُ اَفْضَلُ كَلِّ شَيءٍ دُونَ الله؛ فضيلت قرآن به جز خدا از همه چيز برتر و بالاتر است.[1]
فضيلت قرآن از همه كتابهاي آسماني بيشتر و بالاتر است؛ زيرا كتاب‌هاي ديگر آسماني براي برهه‌اي از زمان و مردم خاصّي فرود آمده بود. امّا قرآن براي همة زمان‌ها تا روز قيامت و براي همه انسان‌ها در همه مكان‌ها حتي براي غير انسان‌ها مانند جنّ نازل شده و همه موظّف هستند به دستورات آن عمل كنند.
قرآن بهترين كلام و هديه اوست، و نيز تكلم خدا با بشر است. انسان عاقل و فهميده به هيچ عنوان حاضر نيست بين او و قرآن فاصله بيفتد. مگر نه اين است كه گوش و چشم انسان مي‌خواهند لذت ببرند. چرا لذّت را با شنيدن و ديدن آيات و كلام الهي تأمين نكنند تا بخواهند از راه باطل چشم و گوش را به لذّت مادّي سرگرم كنند.
اگر براي انسان، روشن و واضح شد كه قرآن، هم كلام الهي و هم تكلم خداوند با بشر است ، چرا به استقبال آن نمي‌شتابد!
اگر كسي مزاج روحي خود را با گناه مسموم كند از شهد و شيريني قرآن لذّت نمي‌برد. همان طور كه انسان معتادي كه مزاجش را مسموم كرده است، نمي‌تواند از عسل لذّت ببرد و فقط از آن سمّ، لذت مي‌برد لذا كسي هم كه مزاج روحي خود را مسموم كند از تلاوت قرآن لذّت نمي‌برد؛ چرا كه گناهان مانع مي‌شوند وي طعم گواراي كلام الهي را بچشد.
قرآن اثر جود و بخشش الهي است كه بر قلب بهترين افراد بشر نازل شده است، و پيامبر اسلام ـ صلّي الله عليه و آله ـ هم در رساندن اين بخشش الهي كوتاهي نكرده، بلكه همة آن عطايا و مواهب الهي را به انسان‌هاي مستعد و قابل، ابلاغ كرده است.
قرآن به منزلة يك تكليف محض نيست، بلكه عطاي خاص الهي است و چون آن حضرت در رساندن بخشش و بذل خداوند كوتاهي نكرده است، شما هم در پذيرش و فهميدن آن كوتاهي نورزيد.
پيامبر اسلام ـ صلّي الله عليه و آله ـ فرمود:
قرآن در گمراهي، ماية هدايت و در نابينايي، ماية روشني و موجب بخشش لغزش‌ها است. قرآن انسان را از نابودي حفظ مي‌كند و از انحراف رهايي مي‌بخشد، فتنه‌ها را روشن مي‌سازد، آدمي را از دنيا به آخرت مي‌رساند، و كمال دين در آن نهفته است. هر كس از قرآن فاصله گرفت در آتش افتاده است.[2]
قرآن همان قانون خدايي و ناموس آسماني است كه اصلاح دين و دنياي مردم را به عهده گرفته و سعادت جاوداني آنان را تضمين كرده است.
آيات آن سرچشمة هدايت، راهنمايي و كلماتش معدن ارشاد و رحمت است. كسي كه به سعادت هميشگي علاقمند است، و سعادت و خوشبختي هر دو جهان را مي‌خواهد داشته باشد، بر وي لازم است كه روز و شب با قرآن تجديد عهد كرده و ارتباطش را با آن محكم و استوارتر سازد، و آياتش را به حافظة خود سپرده و با مغز و فكر خويش در آميزد تا در پرتو آن كتاب آسماني، به سوي رستگاري و سعادت جاوداني رهنمون شود.
[1] . مستدرك الوسايل، ج 4، ص 236.
[2] . مستدرك حاكم، ج 1، ص 571.

آشنائى به زبان قرآن

 

مسئله ديگر، مسئله آشنائى با زبان قرآن و تلاوت آن است. گروهى مى‏پندارند منظور از تلاوت قرآن، تنها خواندن قرآن بقصد ثواب بردن است بدون آنكه چيزى از معانى آن درك گردد. اينها دائما قرآن را دوره مى‏كنند اما اگر يكبار از ايشان سؤال شود كه آيا معنى آنچه را مى‏خوانيد؟ از پاسخ گويى عاجز مى‏مانند. خواندن قرآ از اين جهت كه مقدمه‏اى است براى درك معانى قرآن، لازم و خوبست و نه صرفا بقصد كسب ثواب.

درك معانى قرآن نيز ويژگيهايى دارد كه بايد به آن توجه داشت در يادگيرى بسيارى از كتابها، آنچه كه براى خواننده حاصل مى‏شود يك سلسله انديشه‏هاى تازه است كه قبلا در ذهن او وجود نداشت. در اينجا تنها عقل و قوه تفكر خواننده است كه به فعاليت مشغول مى‏شود. در مورد قرآن بدون شك بايد آن را بقصد آموختن و تعليم يافتن مورد مطالعه قرار داد. قرآن خود در اين زمينه تصريح مى‏كند:

كتاب انزلناه اليك مبارك ليدبروا آياته و ليتذكر اولوا الباب (سوره ص آيه 29)

يك وظيفه قرآن ياد دادن و تعليم كردن است. در اين جهت مخاطب قرآن عقل انسان خواهد بود و قرآن با زبان منطق و استدلال با او سخن مى ‏گويد. اما بجز اين زبان، قرآن زبان ديگرى نيز دارد كه مخاطب آن عقل نيست بلكه دل است و اين زبان دوم، احساس نام دارد. انكه مى‏خواهد با قرآن آشنا گردد و بدان انس بگيرد مى‏بايد با اين دو زبان هر دو آشنايى داشته باشد و هر دو را در كنار هم مورد استفاده قرار دهد. تفكيك ايندو از هم مايه بروز خطا و اشتباه و سبب خسران و زيان خواهد بود.

آنچه را كه ما دل مى ‏ناميم عبارتست از احساسى بسيار عظيم و عميق كه در درون انسان وجود دارد كه گاهى اسم آنرا احساس هستى مى‏گذارند يعنى احساى از ارتباط انسان با هستى مطلق. كسى كه زبان دل را بداند و با آن انسان را مخاطب قرار دهد، او را از اعماق هستى و كنه وجودش بحركت درمى‏آورد آنوقت ديگر تنها فكر و مغز انسان تحت تاثير نيست بلكه سراسر وجودش تحت تاثير قرار مى‏گيرد. بعنوان نمونه از زبان احساس شايد بتوان موسيقى را مثال آورد. انواع مختلف موسيقى‏ها در يك جهت اشتراك دارند و آن سرو كار داشتن با احساسات آدمى است. موسيقى روح انسان را به هيجان مى‏آورد و او را در دنياى خاصى از احساس فرو مى‏برد. البته نوع هيجانات و احساسات ايجاد شده بسته به نوع موسيقى تفاوت مى‏كند. ممكن است‏يك نوع موسيقى با حس دلاورى و سلحشورى سرو كار داشته باشد و با همين زبان با انسان گفتگو كند. ديده‏ايد در ميدانهاى جنگ مارش و سرود نظامى مى‏نوازند و گاهى تاثير اين سرودها و آهنگها آنقدر قوى است كه سربازى را كه از ترس دشمن از سنگر بيرون نمى‏آيد وادار مى‏كند عليرغم حملات خصم، بى‏باكانه به پيش رود و با او به نبرد برخيزد. نوع ديگرى از موسيقى ممكن است با حس شهوت‏رانى سرو كار داشته باشد و انسان را به سستى و خود را رها نمودن و تسليم پليديها شدن دعوت نمايد. ديده شده كه تاثير موسيقى در اينجهت بسيار زياد است و شايد هيچ چيز ديگرى نمى‏تواند تا اين اندازه در از بين بردن ديوارهاى عفت و اخلاق مؤثر واقع شود. در مورد ساير غرايز و احساسات نيز آنگاه كه با زبان اين احساسات سخن گفته مى‏شود، حالا چه بوسيله موسيقى و چه به هر وسيله ديگر، مى‏توان آنها را تحت كنترل و نظارت درآورد.

يكى از متعاليترين غرايز و احساسات هر انسان، حس مذهبى و فطرت خداجويى اوست. و سرو كار قرآن با اين حس شريف و برتر است.

قرآن خود توصيه مى‏كند كه او را با آهنگ لطيف و زيبا بخوانند. با همين نواى آسمانى است كه قرآن با فطرت الهى انسان سخن مى‏گويد و آنرا تسخير مى‏كند. قرآن در توصيف خود، براى خود دو زبان قائل مى‏شود. گاهى خود را كتاب تفكر و منطق و استدالال معرفى مى‏كند و گاهى كتاب احساس و عشق. و بعبارت ديگر قرآن تنها غذاى عقل و انديشه نيست غذاى روح هم هست.

قرآن بر موسيقى خاص خودش تاكيد زيادى دارد. موسيقى‏اى كه اثرش از هر موسيقى ديگر در برانگيختن احساسات عميق و متعالى انسان بيشتر است. قرآن خود بر مؤمنين دستورمى‏دهد تا مقدارى از شب را به تلاوت قرآن مشغول باشند و در نمازهاى خود در همان حالى كه به خدا متوجه‏اند، قرآن بخوانند. در خطاب به پيامبر مى‏گويد:

يا ايهاالمزمل قم الليل الا قليلا نصفهه او... (سوره مزمل آيه 1 - 2)

شب‏ها را بپا خيز براى عبادت و اندكى را بخواب. بپاخيز و به راز و نياز با خداى خويش بپرداز. و در حاليكه به عبادت ايستاده‏اى قرآن را ترتيل كن. ترتيل يعنى قرائت قرآن نه آنقدر تند كه كلمات مفهوم نشوند و نه آنقدر جدا از هم كه رابطه‏ها از بين برود. مى‏گويد قرآن را با تانى و در حاليكه به محتواى آيات توجه دارى بخوان. و باز در آيات بعدى همان سوره مى‏گويد آنگه كه براى كارهاى روزانه نظير تجارت و جهاد در راه خدا بخواب بيشترى احتياج داريد، در هر حال خلوت عبادت را فراموش نكنيد.

در ميان مسلمانان يگانه چيزى كه مايه نشاط و كسب قدرت روحى و پيدا كردن خلوص و صفاى باطن بوده، همان موسيقى قرآن بود. نداى آسمانى قرآن در اندك مدتى از مردم وحشى شبه جزيره عربستان، مؤمنانى ثابت قدم بوجود آورد كه توانستند با بزرگترين قدرتهاى زمانه درافتند و آنها را از پا درآورند. مسلمانان قرآن را نه فقط بعنوان يك كتاب درس و تعليم كه همچون يك غذاى روح و مايه كسب نيرو و ازدياد ايمان مى‏نگريستند. شبها با خلوص قرآن مى‏خواندند  و با خداى خود راز و نياز مى‏كرند و روزها چون شير غران به دشمن حمله مى‏بردند. قرآن خود چنين انتظارى از ايمان آوردگان داشت. در آيه‏اى خطاب به پيامبر مى‏فرمايد:

و لا تطع الكافرين و جاهدهم به جهادا كبيرا.

به حرف كفار گوش نده و تسليم پيشنهادهايشان مشو. در مقابلشان بايست و با سلاح قرآن به جهاد با آنها برخيز و مطمئن باش كه فاتح خواهى بود. داستان زندگى پيامبر، خود بيانگر درستى اين قول است. او تنها و بى‏ هيچ پشتيبان در حاليكه تنها قرآ را دردست دارد قيام مى‏كند اما همين قرآن براى او همه چيز مى‏شود. برايش سرباز تهيه مى‏كند، سلاح فراهم مى‏آورد، نيرو تدارك مى‏بيند و بالاخره دشمن را در برابرش خاشع و خاضع مى‏گرداند. افراد دشمن را بسوى او مى‏كشاند و آنها را به تسليم در برابر رسول خدا وادار مى‏سازد و باين ترتيب وعده راستنى الهى را تحقق مى‏بخشد.

وقتى قرآن زبان خود را زبان دل مى‏نامد، منظورش آن دلى است كه مى‏خواهد با آيات خود آن را صيقل بدهد و تصفيه كند و به هيجان بياورد. اين زبان غير از زبان موسيقى است كه احيانا احساسات شهوانى انسان را تغذيه مى‏كند و نيز غير از زبان مارشهاى نظامى و سرودهاى رزمى است كه در ارتشها مى‏نوازند و حس سلحشورى را تقويت مى‏كنند. اين همان زبانيست كه از اعراب بدوى مجاهدينى مى‏سازد كه در حقشان گفته‏اند: حملوا بصائرهم على اسيافهم. آنان شناختهايشان را، بيناى‏هايشان را، افكار روشن خودشان و دريافتهاى الهى و معنويشان را بر شمشيرهايشان گذاشته بودند و شمشيرهايشان را در راه دين ايده‏ها و افكار بكار مى‏انداختند. براى آنان مسائل فردى و منافع شخصى در كار نبود. با آنكه معصوم نبودند و خطا نيز از ايشان سر مى‏زد، اما مصداق با عمق هستى در ارتباط بودند، شبهايشان به عبادت مى ‏گذشت و روزهايشان به جهاد 

قرآن بر روى اين خاصيت‏ خودش كه كتاب دل و روح است، كتابى است كه جانها را به هيجان مى‏آورد و اشكها را جارى مى‏سازد و دلها را مى‏لرزاند، خيلى تاكيد دارد و آنرا حتى براى اهل كتاب نيز صادق مى‏داند:

الذين اتيناهم الكتاب من قبله هم به يومنون و اذا يتلى عليهم قالو آمنا به انه الحق من ربنا... (سوره قصص آيه 53)

گروهى را توصيف مى‏كند كه چون قرآن برايشان مى‏خوانند به حالت‏خضوع و خشوع در مى آيند و مى‏گويند ايمان به آنچه در اين كتاب است كه همه آن حق است، اين را مى‏گويند و دائم بر خضوعشان افزوده مى‏شود.

در آيه ديگرى تاكيد مى‏كند كه از اهل كتاب، مسيحيان و نصارا به مسلمانان نزديكترند تا يهود و مشركين  و بعد گروهى از نصارا را كه با شنيدن قرآن ايمان مى‏آورند اينطور توصيف مى‏كند:

و اذا سمعوا ما انزل الى الرسول ترى اعينهم تفيض من الدمع مما عرفوا من الحق يقولون ربنا آمنا فاكتبنا مع الشاهدين (سوره مائده آيه 83)و چون آياتى را كه به رسول فرستاده شده بشنوند اشك از ديده‏هاى آنها جارى مى‏شود، مى‏گويند پروردگارا ايمان آورديم، ما را از جمله گواهان صادق پيامبرت در نظر گير.

و در جاى ديگر كه اساسا از مؤمنين سخن مى‏گويد، آنها را چنين معرفى مى‏كند:

الله نزل احسن الحديث كتابا متشابها مثانى تقشعر منه جلود الذين يخشون ربهم ثم تلين جلودهم و قلوبهم الى ذكر الله (سوره زمر آيه 23)

خدا بهترين سخن‏ها را فرود آورده. سخنى كه سراسرش يكدست و مشابه است. در عين حال تنها بشارت نيست، اندرز هم هست. مردمان خداپرست‏خداترس وقتى كلمات خدا را مى‏شنوند بدنشان بلرزه در مى‏آيد و خوف بر آنها عارض مى‏شود. آنگاه حالتشان مبدل به حالت تذكر و محبت و آرامش مى‏شود.

در اين آيات و در بسيارى آيات ديگر  قرآن نشان مى‏دهد كه صرفا كتابى علمى و تحليلى نيست بلكه در همان زمان كه از استدلال منطقى استفاده مى‏ كند، با احساس و ذوق و لطايف روح بشر نيز سخن مى‏گويد و جان او را تحت تاثير قرار مى‏دهد.

آشنايى با قرآن جلد ا - شهيد استاد مرتضى مطهرى