حجاب و عفاف در سیره حضرت زهرا (س)                                    دکتر شادی نفیسی

قال رسول الله (ص): «افضل نساء اهل الجنة: خديجه بنت خويلد، فاطمه بنت محمد، آسيه بنت مزاحم- امرأة فرعون مريم ابنة عمران» (براي نمونه رك: مسند احمد ج 1 ص 293 و سنن ترمذي ج 5 ص 267؛ خصال ص 205 و بحار ج 29 ص 345)

پيامبر اكرم (ص) برترين زنان جهان را چهار زن معرفي مي كند. از اين ميان «فاطمه» را كه در خانه وحي تربيت شده بود و در كوران حوادث سخت بعثت و هجرت آبديده گشته بود، سرور زنان تمام دوران مي شناسد:

«... ان فاطمة سيدة نساء اهل الجنة» (بحار ج 21 ص 279؛ امالي صدوق ص 125؛ مناقب علي و الحسنين و امهما ص 194 از سنن ترمذي و مسند احمد و با مضمون مشابه: مناقب علي و الحسنين و امهما ص 193 تا 195؛ امالي طوسي ص 84؛ امالي مفيد ص 22؛ خصال ج 2 ص 572 و براي منابع فراتر: نهج الحياه ذيل ح 158، 162، 179، 161، 99)

فاطمة زهرا، انسان كاملي است كه دست پرورده «وحي و تربيت شده رسول است كه ابعاد مختلف شخصيت او را مي توان از بعد فردي و اجتماعي، از بعد سياسي و عبادي به بحث و بررسي نشست؛ همچنان كه مي توان به طور خاص ابعاد زنانه رفتار او را بررسي كرد؛ او را به عنوان يك دختر. يك همسر، يك مادر مورد توجه قرار داد. ما در اين مقاله بر آنيم تا يكي از ابعاد شخصيت او، حجاب و عفاف و حدود آن را در گفتار و كردار او بررسي كنيم.

پوشش و حجاب براي زنان يكي از آداب و رسوم بسياري از جوامع ديني و غير ديني در جهان بوده است (براي اطلاع ر.ك: مهريزي، حجاب ص 42 به نقل روت ترزويل كاكس، تاريخ لباس)

زنان عرب قبل از ورود اسلام سر و بدن خود را مي پوشانده اند. اسلام با آمدنش در تكميل و اصلاح اين رسم جامعه در راستاي اهداف اخلاقي خود، زنان را فرمان داد تا افزون بر بدن و موهاي خود، گردن خود را بپوشانند:

«و قل للمؤمنات ... و ليضربن بخمرهن علي جيوبهن...» (نور- 31) (براي بحث از حجاب در قران و روايات براي نمونه ر.ك: حجاب از ديدگاه قران و سنت)

همان گونه كه آنها را سفارش نمود تا براي پوشش بيشتر، بر روسري و لباس خود، جلباب برگيرند تا از تعرض و آزار ديگران به دور باشند:

«يا ايها النبي قل لازواجك و بناتك و نساء المؤمنين يدنين عليهنّ من جلابيبهنّ، ذلك ادني ان  يعرفن  فلايؤذين...» (احزاب- 59)

 

 

اما اسلام تنها به اصلاح پوشش زنان اهتمام نمي ورزد، بلكه افزون بر آن، آنها را از هر گونه خود نمايي باز مي دارد و زينت كردن آنها را تنها براي نزديكانشان جايز مي شمارد:

«... ولايبدين زينتهن الا لبعولتهن و...» (نور – 31)

فراتر از آن كل جامعه از زن و مرد را به عفاف در نگاه و حرف زدن و رفتار كردن مي خواند:

«قل للمؤمنين أن يغضوا ابصارهم و يحفظوا فروجهم ذلك ازكي لهم، ان الله خبير بما يصنعون * و قل للمؤمنات أن يغضضن من ابصارهن و يخفظن فروجهن...» (نور 30/31)

« يا نساء النبي لستنّ كاحد من النساء.... ان اتقيتنّ فلا تخضعن بالقول فيطمع الذي في قلبه مرض و قلن قولا معروفا» (احزاب / 32)

اسلام خودنمايي و خود آرايي را «تبرج جاهلي» مي خواند:

«... و لاتبرّجن تبرّج الجاهلية الاولي...» (احزاب /33)

مقام و منزلت زن مؤمن مسلمان را از اين برتر مي شمارد و او را نه به زيبايي هاي جسماني اش كه به فضائل اخلاقي اش مي ستايد:

«ان المسلمين و  المسلمات و المؤمنين و المؤمنات و القانتين و القانتات و الصادقين و الصادقات و الصابرين و الصابرات و الخاشعين و الخاشعات و المتصدقين و المتصدقات و الصائمين و الصائمات و الحافظين لفروجهم و الحافظات و الذاكرين الله كثيرا و الذاكرات اعدالله لهم مغفرة و اجراً عظيماً» (احزاب – 35)

برترين انسان ها را با تقواترين آنها مي شمارد:

«... ان اكرمكم عندالله اتقيكم» (حجرات/13)

حضرت زهرا تربيت شده اين مكتب است. او با پيراستن رذائل اخلاقي بدان مرتبه مي رسد كه خداوند او را به پاكي از هر رجس و گناهي مي ستايد: (براي بحث درباره اين آيه و مراد و مصاديق ان براي نمونه ر.ك: شخصيت حضرت زهرا ص 79 تا 122)

«يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهركم تطهيراً» (احزاب/33)

در ايثار و گذشت و فداكاري بدان مرتبه از اخلاص مي رسد، كه عمل فداكارانه او و خانواده اش در بخشش پي در پي اندك قوتشان به نيازمندان، تحسين خداوند را بر مي انگيزد و عمل آنها را جاودانه مي سازد:

«و يطعمون الطعام علي حبه مسكينا و يتيما و اسيراً * انما نطعمكم لوجه الله لانريد منكم جزاء و لاشكورا* انا نخاف من ربنا يوما عبوسا قمطريرا*...» (دهر- 8 تا 10) (براي بحث از سبب نزول آيه براي نمونه ر.ك: شخصيت حضرت زهرا ص 51 تا 79)

 

اين فاطمه، تربيت شده اسلام است كه در حفظ پوشش خود، اهتمام مي ورزد، اما به حداقل ها اكتفا نمي كند. او كه پيام عفاف اسلام را به خوبي درك كرده است، حتي از نابينايي كه به خانه اش وارد مي شود، حجاب مي گيرد تا بوي عطري كه در خانه و براي همسر و خانواده اش استعمال كرده است، نظر او را جلب نكند (ر.ك: نهج الحياة ص 87 ج 50 منابع شيعه و سني متعدد)

همچنان كه به درك ضرورت ها و موقعيت ها، در حفظ خود و رعايت پوشش اهتمامي فزونتر روا مي دارد و آنگاه كه جهت روشنگري سياسي در مسجد به خطبه خواندن بر مردم و در بين مردان بر مي خيزد، فرمان مي دهد تا برايش پرده اي در آويزند و از پس آن به سخن گفتن مي پردازد تا از خيره شدن چشم ها به خود، مصون ماند و حفظ حرمت خود و خانواده اش را بدارد. (بحار ج 29 ص 220 و احتجاج ج 1 ص 97 و براي منابع ديگر نهج الحياه ذيل ح 57: "....حتي دخلت علي ابي بكر و هو في حشد من المهاجرين و الانصار و غيرهم فنيطت دونها ملاءه فجلست ...")

افزون بر اينكه در هنگام وفات نيز، از اينكه پارچه ساده كفن بدن نحيف او را به نمايش گذارد ابا دارد و با الهام از رويايي  كه مي بيند از همسرش ساختن  تابوت را درخواست  مي كند تا در واپسين لحظاتي كه بر اين زمين خاكي حضور دارد، خود را از نگاه ديگران محفوظ دارد، اگر چه هيچ حكمي در اين زمينه در اسلام وجود ندارد. (ر. ك: بحار ج 43 ص 191 و بحار ج 78 ص 256؛ كتاب سليم ص 868؛ روضه الواعظين ج 1 ص 150 و براي موارد ديگر: نهج الحياة ذيل  ح 52 و 53: "... اوصيك يابن عم ان تتخذ لي نعشا ...")

براي حضرت زهرا، پيام حجاب تنها به پوشش نيست. او از اسلام آموخته است كه اختلاط بي مورد زن و مرد، زمينه ساز لغزش هاي مختلف است. در همين راستا نيز، به هنگام تقسيم كار منزل بين خود و همسر، از اينكه امور مربوط به داخل خانه را بر عهده گيرد، استقبال كرده، سپاس خداي را به جاي مي آورد (ر.ك: بحار ج 43 ص 81 و موارد ديگر در نهج الحياة ذيل ح 95: "...فلايعلم ماداخلني من السرور الا الله باكفآني رسول الله تحمل رقاب الرجال")

البته اين تقسيم كار به روزهاي عادي اختصاص دارد كه ايام جنگ و سفر نيست، كه در چنين مواقعي انجام همه كارها تنها به عهده خود اوست.

با اين همه اين الگوي زن مسلمان، كه اين چنين به حفظ حريم حجاب و عفاف خود اهتمام مي ورزد، حجاب را بهانه اي براي كاهلي و مانعي براي انجام وظايف و مسئوليت هاي اجتماعي نمي داند و در مواقع متعدد با مردان تعامل دارد و رو در رو با آنها سخن مي گويد و در صحنه هاي مختلف اجتماعي مشاركت مي نمايد.

1. گفتگو با اقشار مختلف جامعه

زهراي مرضيه در مناسبت هاي مختلف به گفتگو و حتي سخنراني براي مردم مي پردازد. سخنراني هاي او براي مردم كوچه و بازار، گفتگوي او با سلمان- صحابي بزرگ پيامبر، روايت كردنش براي جابر بن عبدلله انصاري- صحابي مشهور، سخنانش با خليفه اول و دوم، از جمله اين موارد است (ر. ك: براي نمونه گفتگو با سلمان: بحار ج 43  ص  66  و  منهج  الدعوات  ص 5: "...قال  سلمان  الفارسي  فهرولت  الي  منزل فاطمه (س) ...قالت يا سلمان

 

جفوتني بعد وفاه ..." و نيز دلائل الامامه ص 48: "...قالت يا فضه قولي لسلمان يدخل ...."؛ براي اجتماع مردم در اطراف خانه: بحار ج 28 ص 204 و 205؛ براي گفتگوي باخليفه اول: مسند احمد ج 1 ص 9)

2. مشاركت در فعاليت هاي ديني اجتماعي

حضرت زهرا، در كنار ديگر زنان و مؤمنان جامعه، در اجتماعات عبادي مانند نماز جمعه، شركت مي جويد. روايات، او را در شمار اندك كساني دانسته اند كه پيامبر (ص) را به هنگام نماز جمعه ترك نگفتند (براي نمونه ر.ك: البرهان ج 4 ص 77 و براي موارد ديگر: شخصيت حضرت زهرا ص 125)

برخلاف آنان كه با شنيدن نداي ورود كاروان تجاري، در پي دنيا، پيامبر را رها كرده، سرزنش خدا را در پي داشتند.

«يا ايها الذين امنوا اذا نودي للصلوه من يوم الجمعه فاسعوا الي ذكر الله و ذروا البيع ذلكم خير لكم ان كنتم تعلمون * فاذا قضيت الصلوه فانتشروا في الارض و ابتغوا من فضل الله و اذكروا الله كثيرا لعلكم تفلحون * و اذا رأوا تجاره او لهوا انفضوا اليها و تركوك قائما قل ما عندالله خير من اللهو و من التجاره و الله خير الرازقين» (جمعه 9 تا 11)

3. حضور در محكمه

او بر سر اختلافي كه در مسئله ميراث و برخي اموال خود، يعني فدك روي داد، چندين مرتبه در محكمه حاضر شد و در دفاع از حقوق خويش به استدلال پرداخت. (براي نمونه ر.ك: الزهرا القدوه ص 293 و 294)

4. فعاليت سياسي

همچنان كه بعد از وفات پيامبر اكرم (ص)، در جايي كه در مسئله جانشيني پيامبر اختلاف روي داد، در دفاع از حكومت همسرش علي (ع) از هيچ تلاشي فرو گذار نمي كند و در اين راستا به همراهي خانواده اش، كه اهل بيت پيامبر (ص) بودند، به روشنگري تك تك مهاجران و انصار مي پردازد و خود شخصا به خانه آنها سر مي زند و با آنها گفتگو مي كند. همچنان كه براي جمعيت هاي مختلف از زنان و مردان به خواندن خطبه مي ايستد. (براي نمونه ر.ك: حياه سيده النسا ص 365 تا 370؛ الزهرا القدوه ص 227 تا 238؛ الزهرا ص 523 تا 535)

5. پشتيباني از جبهه هاي جنگ

امدادرساني به جبهه ها، يكي ديگر از فعاليت هاي فاطمه زهرا است. جامعه كوچك مسلمانان مدينه به هنگام بروز جنگ با كفار و دشمنان از نيروي مردان در كارزار و از پشتيباني زنان در مراقبت هاي امدادي در رسيدگي به مجروحان و تهيه خوراك براي رزمندگان بهره مي گيرد. حضرت زهرا (س) از جمله زناني است كه به رغم مسئوليت هايي كه در خانه و در تهيه مايحتاج بر عهده دارد، به هنگام جنگ خندق، براي نيروهاي نظامي نان و غذا آماده مي سازد و به دست آنها مي رساند. همچنان كه در جنگ احد به تيمار پدر و ياري همسر مي پردازد. در فتح مكه نيز در كنار رزمندگان حضور مي يابد. (ر.ك: زنان دين گستر در تاريخ اسلام به نقل از شرح ابن ابي الحديد ج 11 ص 129، مغازي ص 83، بحار ج 100 ص 49 و نيز خاص روايات احد ر.ك: مناقب علي و الحسنين و امهما ص ص 187-189 از سنن ترمذي، مسند احمد، صحيح بخاري، طبقات ابن سعد...)

 

اين موارد تنها نمونه اي از گزارش هاي تاريخي است كه از فعاليت و حضور اجتماعي آن بانوي بزرگ اسلام در طول عمر كوتاه خود، براي ما باز گفته شده است. اين همه به خوبي نشان مي دهد كه اسلام حجاب را نه براي محبوس كردن زن در خانه و نه عقب نگهداشتن او وضع كرده است، بلكه حجاب را قرار داده تا حضور زن را در جامعه تسهيل كند. با تكيه بر ارزش شخصيتي و جايگاه علمي او، موجبات ترقي و تعالي او را فراهم سازد. اين چنين است كه زنان در تاريخ اسلام، حضوري درخشان دارند. همانان دوشادوش مردان جنگيده اند، مبارزه كرده اند و با عشق و فداكاري درخت اسلام را آبياري كرده اند. در تاريخ اسلام، زناني را در شمار اولين گروندگان به اسلام مي بينيم، آنها را در ميان مهاجرين به حبشه و به مدينه، به طور جمعي و حتي فردي مي يابيم، نام آنها را در جمع بيعت كنندگان در سرنوشت سازترين بيعت هاي اسلام مي خوانيم، حضور آنها را در جنگ ها، در امدادرساني و حتي در دفاع شاهديم و همچنان كه آنها را در دشوارترين موقعيت هاي تاريخي در برابر ظالمان و زورگويان، استوار و با صلابت مي يابيم. (ر.ك براي نمونه: كتاب زن، دين و سياست)

در پيروي از اين پيشگامان است كه امروز نيز شاهد حضور زنان مسلمان در صحنه هاي مختلفي هستيم كه سرنوشت ملت ها را رقم مي زند. حضور زنان مسلمان را در صفوف راهپيمايان در كشورهاي مختلف جهان در تركيه، پاكستان، اندونزي، مصر، عراق، فلسطين شاهديم.

آزادي الجزاير، مقاومت فلسطين و لبنان، پيروزي انقلاب اسلامي ايران جز با مشاركت زنان مسلمان امكان پذير نبوده است. امروزه، به رغم تبليغات وسيع بر عليه حجاب، شاهد گسترش روزافزون آن در بين زنان مسلمان، جوان و تحصيلكرده هستيم. اگر چه آمار دقيقي از وضعيت اين زنان در كشورهاي مختلف در اختيار نداريم، اما، آمار روشن و رسمي جمهوري اسلامي ايران نشان مي دهد كه وضعيت زنان بعد از انقلاب اسلامي به شدت بهبود يافته است و به لحاظ علمي به درجات عالي تري دست يافته اند.

طبق آمار سال 1385، نرخ زنان باسواد نسبت به كل جمعيت زنان بالاي 6 سال، 34/80 درصد است كه نسبت به زمان قبل انقلاب، يعني سال 1355 كه 5/30 درصد بوده، 126 درصد افزايش يافته است. (براي نمونه ر.ك: مجموعه دستاوردهاي جمهوري اسلامي ايران، ويژه زنان و كودكان ج 2 ص 69)

در سال 86، تعداد پذيرفته شدگان زن در مراكز آموزش عالي دولتي، 634/285 نفر گزارش شده كه اين رقم نسبت به 30 سال گذشته 20 برابر شده است. از اين ميان، تعداد دختران پذيرفته شده در مقطع كارشناسي 4/63 درصد و در مقطع ارشد 3/42 درصد و در مقطع دكتري 7/44 درصد بوده است. (براي نمونه ر.ك: مجموعه دستاوردهاي جمهوري اسلامي ايران، ويژه زنان و كودكان ج 2 ص 70)

اين تنها جزئي از پيشرفت هايي است كه زنان بعد از انقلاب بدان دست يافته اند. اما چون تحصيل زمينه مهم و اوليه براي به دست آوردن تمام موقعيت هاي اجتماعي ديگر است به جاي پرداختن به موارد ديگر، به همين مقدار اكتفا مي كنيم.

منابع

منابع

1. الاحتجاج، ‌ابومنصور احمد بن علي الطبرسي، نشر مرتضي، مشهد، 1403ق.

 

2. امالي صدوق، محمد بن علي بن حسين الصدوق، انتشارات كتابخانه الاسلاميه، 1363ش.

3. امالي طوسي، محمد بن حسن الطوسي، دارالثقافه، قم، 1414ق.

4. امالي مفيد، محمد بن محمد بن نعمان، ‌كنگره شيخ مفيد، قم، 1413ق.

5. بحارالانوار، محمدتقي مجلسي، موسسه الوفاء، بيروت، 1404ق.

6. البرهان، سيدهاشم بحراني، بيناد بعثت، ‌تهران، 1414ق.

7. حجاب، مهدي مهريزي، موسسه فرهنگ و دانش و انديشه معاصر، تهران 1381.

8. حجاب از ديدگاه قران و سنت، فتحيه فتاحي زاده، دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم، ‌1373ش.

9. حياه سيده النسا، فاطمه الزهرا، باقر شريف القرشي، دارالهدي، قم، 1381ش.

10. الخصال، محمد بن علي بن الحسين الصدوق، ‌انتشارات جامعه مدرسين حوزه علميه قم، 1403ق.

11. دلائل الامامه، محمد بن جرير طبري، دارالذخائر، قم، بي تا.

12. روضه الواعظين، محمدبن الحسن فتال نيشابوري، انتشارات رضي، قم، بي تا.

13. زن، دين، سياست؛ زهرا آيت اللهي، سفير صبح، تهران، 1380ش.

14. زنان دين گستر در تاريخ اسلام، زهرا آيت اللهي، فصلنامه كتاب زنان، شماره 5 ص 76 تا 91.

15. الزهرا القدوه، السيدمحمدحسين فضل الله، اعداد: حسين احمد الخشن، دار الملاك، 1421.

16. الزهراء في السنه و التاريخ، سيدمحمدكاظم كفائي، مكتبه الامين، قم، 1424ق.

17. سنن ترمذي، حققه: عبدالرحمن محمد عثمان، دارالفكر، بيروت، 1403ق.

18. شخصيت حضرت زهرا در قران از منظر تفاسير اهل سنت، محمد يعقوب بشوي، بوستان كتاب، قم، 1386ش.

19. كتاب سليم، سليم بن قيس كوفي، انتشارات الهادي، قم، 1415ق.

20. مجموعه دستاوردهاي جمهوري اسلامي ايران، ويژه زنان و كودكان، ‌ج 2؛ ‌اداره امور بين الملل زنان، انتشارات وزارت امور خارجه، ‌تهران 1387.

21. مسند احمد بن حنبل، احمد بن حنبل، دار صاد، بيروت، بي تا.

 

 

22. مناقب علي و الحسنين و امهما: نصوص مستخرجه من امهات كتب الحديث، فواد عبدالباقي، دارالحديث، القاهره، 1423ق.

23. منهج الدعوات، سيد ابن طاووس، دارالذخائر، قم، 1411ق.

24. نهج الحياه: فرهنگ سخنان فاطمه (س)، موسسه تحقيقاتي اميرالمومنين، قم، بي تا.