شعر هایی در مورد امام زمان
منتظران را به لب آمد نفس
اي شه خوبان ، تو به فرياد رس
*****
*****
*****
آن که من آرام جان می گویمش
جمعه ها در جمکران می جویمش
*****
*****
*****
چهره گل، باغ و صحرا را گلستان ميکند
ديدن مهدي هزاران درد درمان ميکند
مدعي گويد که از يک گل نميگردد بهار
من گلي دارم که عالم را گلستان ميکند
*****
اي که از تازگي زخم دلم تازه تري
يعني از قصه دل تنگي من با خبري
مثل مهتاب که از خاطر شب مي گذرد
هر شب آهسته از آفاق دلم مي گذري
*****
اگر تو آمدي من رفته بودم
اسير سال و ماه و هفته بودم
دعايم كن كه دوباره جان بگيرم
بيايم در حضور تو بميرم
اسير سال و ماه و هفته بودم
دعايم كن كه دوباره جان بگيرم
بيايم در حضور تو بميرم
+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم بهمن ۱۳۸۹ ساعت ۲:۵۰ ب.ظ توسط محمد قاهری
|
یه روز یه باغبونی یه مرد آسمونی