اصطلاحات تجوید(۷): سبب مدّ سجدههای قرآن سكون (از صفات عارضی حروف) سكون شدّت صفیر صفات حروف(اصلی) صف
اصطلاحات تجوید(۷): |
| سبب مدّ سبب لفظي آن است كه در خود لفظ ديده ميشود، و در تلفظ ظاهر ميگردد و آن همزه يا سكون است كه بعد از حرف مَدّ قرار ميگيرد. سبب معنوي، آن است كه در لفظ مشهود نيست، و معناً موجب مدّ ميگردد و عبارتست از ازدياد و مبالغه و زياده روي در نفي، در ما، نافيه ـ لا، نافيه ـ لا، ناهيه و به آن مد مبالغه نيز ميگويند. مانند: لا رَيْبَ فيهِ (در قرآن شكي نيست) لا جَرَمَ (چارهاي نيست) ـ و ما يَنْبَغي لَهُ (براي او سزاوار نيست) كه الف «ما» و «لا» نافيه و ناهيه حرف مدّ است، و به اندازه دو تا سه الف به لحاظ مبالغه در نفي، كه سبب معنوي است كشيده ميشود. سبب معنوي چندان كاربرد عملي ندارد. و به عنوان تقسيماتي كه در بخش مدّ در كتب تجويد شده جهت اطلاع آورده ميشود. سجدههاي قرآن در قرآن مجيد پانزده آيه سجده دار وجود دارد كه بعد از شنيدن يا خواندن چهار آيه آن سجده واجب ميگردد، و بر يازده آية ديگر سجده مستحب است. سجدههاي واجب 1. آيه 15 سوره سجده. 2. آيه 37 سوره سجده (فصلت) 3. آخرين آيه سوره نَجم 4. آخرين آيه سوره عَلَق سجدههاي مستحب 1. آخرين سوره اعراف 7. آيه 15 سوره رَعد 2. آيه 48 سوره نحل 8. آيه 107 سوره اَسري 3. آيه 58 سوره مريم 9. آيه 18 سوره حجّ 4. آيه 77 سوره حجّ 10. آيه 60 سوره فُرقان 5. آيه 25 سوره نمل 11. آيه 24 سوره (ص) 6. آيه 21 سوره انشقاق سُكُون (از صفات عارضي حروف) در لغت ضد حركت است. به غير از حروف قلقله كه عبارت بودند از: (ب ـ ج ـ د ـ ط ـ ق) بقيه حروف الفبا را «حروف ساكنه» ميگويند. زيرا نياز به حركت و جنبش در محل و جايگاه خود براي تلفظ ندارند، و هنگام اداي آنهاسكون و آرامشي در اصل مخرج حرف، بوجود آمده و به آساني تلفظ ميشوند. سكون از صفات عارضي حروف ميباشد. سُكون وقتي كه حرفي هيچ حركت نداشته باشد، ساكن است، علامت سكون حرف به صورت دايره كوچك نشان داده ميشود (ه) مانند: هَلْ، امِنْ، اَرْسِلْهُ سكون بر دو قسم است: سكون لازم و سكون عارض سكون لازم ـ آن است كه سكون جزو شكل حرف و ساختمان آن است، مانند سكون در كلمه هَلْ و مِنْ و كمْ، كه سكون در اين كلمات سكون لازم است. سكون عارضي ـ آن است كه جزو كلمه و ساختمان آن نميباشد، و بنا بر ضرورت و هنگام وقف و ادغام كبير بوجود ميآيد، مانند: مِنَ اللهِ كه هنگام وقف مِنَ الله خوانده ميشود، و حركت حرف آخر حذف ميشود، و در هنگام ادغام كبير مانند: قالَ لَهُمْ كه فتحه لام كلمة اول لفظاً حذف و ساكن ميشود و سپس دو حرف لام در يكديگر ادغام شده، و بصورت مشدّد به اين شكل خوانده ميشود قَالَّهُمْ شدّت جهت سهولت در يادگيري و حفظ، آنها را در كلمات زير جمع نمودهاند: اَجَدْتَ طَبَقَكَ (حالت را نيكو كردي يا طبق خود را بخشيدي). اين حروف را حروف شَدِيدَه مينامند. زيرا با شدت تلفظ ميشوند، بويژه اگر ساكن باشند، صدا از شدت قوّت به كلي متوقف ميشود و كشيده نميگردد، و مانند كلمات مشدّد (تشديد دار) ادا ميشوند. صَفِير صَفِير صوتي ممتد است بدون حرف، كه از سر زبان و ميان دندانهاي ثناياي بالا و پائين خارج ميشود. صفير از صفات عارضي حروف است، و حروف (ص ـ س ـ ز) داراي صفت صفير ميباشند. زيرا هنگام اداي حروف مذكور، صوتي شبيه به صداي گنجشك پديد ميآيد. صفير «صاد» شديدتر از سين و زاء خفيفتر از آن دو ميباشد. صفات حروف (اصلي) صفات حروف بر دو قسم هستند: صفات اصلي و صفات عارضي. صفات اصلي يا ذاتي صفاتي هستند كه لازمه حروف بوده، و از آنها جدا شدني نيستند. و آنها ده صفت به شرح زير ميباشند. 1. جهر 2. هَمس 3. شدّت 4. رِخوت 5. اِطباق 6. اِنفتاح 7. استعلاء 8. استفال 9. اذلاق 10. اِصمات[1] لازم به تذكراست، كه هر يك از حروف تهجّي، پنج صفت از صفات اصلي را داراست ولي هيچگاه دو صفت اصلي ضد يكديگر مثل (شدت و رخوت) در يك حرف جمع نميشود، ولي ممكن است چند صفت غيرمتضاد اعم از اصلي و يا عارضي مانند جهر، شدت، انفتاح و قلقله و غيره در يك حرف جمع گردد. بنابراين هر يك از حروف الفبا داراي چندين صفت اصلي و عارضي ميباشند. صفات حروف (عارضي) صفاتي كه لازمه حروف نميباشند، بلكه براي حسن قرائت و زيبايي آن بر آن عارض ميشوند. صفات عارضي زينت تلاوت هستند. فرق اين صفات با صفات اصلي اين است كه، صفات عارضي برخلاف صفات اصلي با هم ضديّت نداشته، و حتي با صفات اصلي نيز ضديتي ندارند. اين صفات عبارتند از: 1. صفير 2. قلقله 3. سكون 4. تفشّي 5. اِنحراف 6. تكرير 7. اِستطاله 8. لين 9. غُنّه 10. بُحَّه 11. خَرورَه 12. نَبر 13. نفخ و نَفث 14. خفاء 15. هاوي[2] صِلة ميمي هرگاه ماقبل ميم جمع، مضموم و مابعدش متحرك باشد در حال وصل، حرف «واو» و اگر ماقبلش مكسور باشد، حرف «ياء» به آن متصل ميشود، و آنرا «صلة ميمي» ميگويند كه، در اختلاف قرائات بكار ميرود مانند: عَلَيْكُم و عَلَيْهِمْ كه بصورت عَلَيْكُمُو و عَلَيْهِمِي خوانده ميشوند. حفص راوي عاصم، فقط در كلماتي كه بعد از ميم جمع، «هاء ضمير» باشد صله داده يعني با اشباع خوانده است مانند: أَسْقَيْناكُمُهُ ـ قَدَّمْتُمُهُ ـ سَمِعْتُمُهُ ـ رَأَيْتُمُهُ كه بصورت أَسْقَيْناكُمُوهُ ـ قَدَّمْتُمُوهُ ـ سَمِعْتُمُوهُ ـ رَأَيْتُمُوهُ خوانده است و در رسم الخط نيز با «واو» نوشته شده است صوت صوت بر اثر لرزش شديد اجسام ايجاد ميشود، و صداي انسان نيز نتيجه ارتعاش و لرزه تارهاي حنجره است كه بوسيله هوا صورت ميگيرد. حنجره در ابتداي ناي قرار دارد، و جايگاه پديد آمدن صداست، و داراي سه غضروف است، و چنانچه غضروفها از هم جدا و دور شوند، صداي بَم و در صورتي كه بهم نزديك شوند، حنجره تنگ شده و صداي زير بوجود ميآيد. صوت شناسي يا (فُنتيك ـ phonetic) علمي است كه درباره حروف تهجّي، اصوات هم مخرج، كلماتي كه از جهت حروف يكسان و با تغيير حركات، معاني مختلف دارند، كشش صوت و آهنگ و جملات استفهامي و غيره و خيشومي (از درون بيني) بودن بعضي اصوات، آموزش تلفظ صحيح كلمه و جمله، و همچنين مطالعة حركات و اعضاء گفتار (لبها ـ دهان ـ زبان ـ دندان ـ كام ـ حلق) و تازه كردن نفس و تغييرات دستگاه تكلّم از جهت نظري و عملي آنها، بحث ميكند. ضَمِير ضمير اسم معرفهاي است كه، جانشين اسم ديگر ميگردد، و براي رفع تكرار آن ميآيد. و بر متكلّم يا مخاطب و يا غائب دلالت ميكند و بر دو قسم است: ضمير متصل و ضمير منفصل ضمير متصل مانند: مِنْهُ ـ اِنَّهُ كه ضمير «هُ» به مِنْ و اِنَّ متصل شده است. ضمير منفصل مانند: هُوَ و هِيَ، هُوَ مَعَكُمْ اَيْنَ ما كُنْتُمْ،[3] هاء ضمير را هنگاميكه ماقبل و مابعدش داراي حركت باشد با اشباع ميخوانند و در غير اين صورت بدون اشباع خوانده ميشود.[4] علم قرائت قرائت قرآن عبارت است از: اداي كلمات به گونهاي كه بر پيامبر اسلام ـ صلّي الله عليه و آله ـ نازل گرديده است. و فلسفه آن نگهداري و حفظ الفاظ قرآني از تحريف و تبديل ميباشد. و يا به عبارت ديگر علم قرائت عبارت از طريقة خواندن قرآن مجيد، مطابق قرائت قُرّايي كه سند قرائت آنان حضرت محمد ـ صلّي الله عليه و آله ـ منتهي ميشود، و هدف و فايده آن نيكو خواندن قرآن كريم است. [1] . صفات هريك از حروف براساس حروف الفبا بيان خواهد شد. [2] . توضيح اين صفات براساس حروف الفبا در جاي خود آمده است. [3] . سورة حديد، آية 4. [4] . به اشباع ضمير و نيز اشباع مراجعه شود. |
| مصطفي اسرار ـ فرهنگ اصطلاحات تجويد |
+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم مرداد ۱۳۹۰ ساعت ۹:۴۵ ق.ظ توسط محمد قاهری
|
یه روز یه باغبونی یه مرد آسمونی